دوره جدید / شماره ۵ / شماره پیاپی ۸۰ / مهر ۱۳۹۰
۵

هنرِ خط

 احمد بيگدلي
{ شناسه مقاله: 843 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۲۳۹۳ }

شماره ۵، مهر ۱۳۹۰

 1 خط، شگفت‌ترين پديده خلقت، زبان بي‌زبان افلاک و قصيده‌ي ناتمام تاريخ بشري است که بر چشم مي‌نشيند و از دل مي‌گذرد و به شهود عارفانه‌ هستي گواهي مي‌دهد.

وجود اين هستي بي‌کران بر مدار نظم، تناسب و مناظر و مراياي دل‌نشين استوار است، و آنچه از ترکيب و تحرير حروف و کلام بر مي‌آيد، زيبايي و کيفيت مطلوب کاربري آن است ـ که، شريف‌ترين هنر بصري در جهان اسلام، خوشنويسي است: صورت خوش‌ساختن از حروف، گل و مرغ و پيچ و تاب ساقه گياهان. وزش باد و انحناي خيال‌انگيز سرو، ترکيب هندسي اضلاع و انحناي اعضاي آدمي و اندام‌هاي جفت در خلقت اين زيبايي و کمال است ـ که انسان دل آگاه را به تحسين و تفکر واداشته است. بهره يافتن از اين همه نظم و جلال بي‌زوال، در خلق هنرهاي تجسمي و آن هم در هنر خوشنويسي، از ديرباز، در معماري مذهبي سرزمين‌هاي اسلامي ـ بالاخص ايران زمين ـ که پيشينه شش هزار ساله در ستودن يزدان پاک داشته، معمول بوده است.

پيش از آنکه بر کاغذ نوشته شود، بر پاره پوستِ دباغي شده نوشته شد، با سرآغازي از نام خدا ـ از همان دم که نخستين نامه را پيامبر اکرم(ص) به جهت دعوت از پادشاهان عالم نوشت تا دين مبين اسلام را بپذيرند.

همه مي‌دانيم که خط پس از تطور بسيار از ميخي و هيروگليف، تا حيري و انباري به شهر مقدس مدينه آمد و در آنجا به زيباترين شکل تکامل يافت و چنان گسترش يافت که هجده نوع آن را نوشتند.

کوشواني هروي (متوفي به سال 972هـ.ق) که از خوشنويسان کتابخانه‌ي شاه تهماسب بوده است، در مرقع عالي خود در باب پيدايش خط مي‌نويسد: «... امّا بعد بدان که نزد ارباب تواريخ و اصحاب سير فرخنده اثر و اهالي حديث خير و البشر(ع) آن است که، اول کسي که خط نوشت... آدم صفي‌الله بود... و بعد از آن حضرت ادريس(ع). ليکن صورت کتابت معلوم نيست که بر چه اسلوب کتاب مي‌شده، اگرچه مشهود است که کلام به عبارت سرياني و عبري بود... بعد از آن يعرب بن قحطان از اسلوب معقلي به کوفي آورد... امّا به دست بانصرت اميرالمؤمنين و امام‌المتقين و يعسوب الدين اسداله الغالب علي بن ابي طالب(ع) تکمیل يافته... و علامت کتابت آن حضرت بعد از صفا و لطافت آن است که، بر سر الف مکتوب آن حضرت به قدر نيم نقطه شکافي باشد و در هر جا حرفي که در ظهر و بطن صفحه محاذي يکديگر افتد، سواد بر سواد و بياض بر بياض است ».

معلوم است که سنديتي ندارد. امّا نشان‌دهنده‌ي اين واقعيت است که خط به گمان اهل خط ريشه در آئين و مذهب دارد و به هر حال عطر و بوي آن را همراه خود مي‌پراکند.

کامل‌ترين شيوه‌ي خوشنويسي (خط کوفي) فيرآموز نام داشته که پارسيان آن را با تلفيق از خطوط هفت‌گانه خويش، ساخته و زينت بخشيدند. هم در اوان حکومت عرب که اصفهان مرکزيت داشت، خط کوفي اصفهاني در آميزش همخوان و همنوا با خطوط اوستايي و پهلوي، در کنار اقلام محقق و ريحان و نسخ و ثلث ـ توقيع و رقاع، به مدت هزار و دويست سال دوام آورد.

2 کاشي، سنت ماندگار خويش را در هم‌نشيني با کلام خدا نشان داد. خط کوفي که نخستين نسخه‌ي قرآن مجيد و کتيبه‌ي مساجد اوليه، بر قواعد استوار آن نوشته شده بود، با کلام وحي و اسماء متبرکه در آميخت و بر اساس نظم و ترتيب، قرينه‌سازي.

علم هندسه، ارزش خط را معلوم کرد. تزئين مساجد با اقلام خط، شاخه‌هاي پيچک‌وار گياهان، گل و مرغ و انحناي حروف، با نام‌هاي مشجر، مورق، مزهر يا موشح، هم اکنون از جلوه‌هاي بصري مساجد اصفهان است که در کمال مهارت و استادي از کار در آمده‌اند.

آنچه در تاريخ آمده اين است که خط کوفي، از قلم جلي و طومار برآمد ـ که مناسب کتيبه‌نويسي بود. سپس طريقه‌ي ثلث که بر اساس حرکات دوراني و تقوير نوشته مي‌شود و ديگر طريقه‌ي محقق که بسط و سطح بُن‌مايه‌ي آن است. و اول کسي که براي خط ثلث قواعد و اسلوبي خاص بنيان نهاد، ابن مقله‌ي وزير بود ـ در اواخر سده‌ي سوم هجري و آغاز قرن چهارم.

مسلم است که هنرمندان توانمند ايراني با ذوق و شوق فراوان و جذبه‌ي الهي، ثلث را به چنان کمال و شوکتي رساندند که دل و دين تماشاگر مؤمن را مي‌ربايد و با خود به ضمير آسمان مي‌کشاند: عليرضا عباسي، عبدالباقي، باقر بنّا، محمد صالح و عليرضا امامي يادگاران آن دوران با شکوه‌اند. امّا هنوز هم خوشنويسان ثلث‌نويس در دامان اين مملکت حضور دارند و يادآور ميراث قديم‌اند.

3 آنچه ملاحظه شد ـ به اختصار ـ پيوند ناگسستني خط و مذهب است که صورتگري را نمي‌پسنديد. امّا خوشنويسي نه در قالب ثلث و مشتقات آن باقي ماند و نه در معماري بناهاي مذهبي. خط نسخ را که اکثر رساله‌ها و تذکره‌ها ابن‌مقله را واضع آن دانسته‌اند، خطي است که تابع ثلث است، امّا در ايران در قرن يازده و دوازده هجري، خوشنويساني چون احمد نيريزي، آن را به شيوه‌اي خاص که گويي از خط نستعليق چاشني يافته، نوشت و به آن سر و صورتي سامان يافته بخشيد. خط نسخ، خط قرآني است، خطي است براي نوشتن کتب و رسالات. از جمله آنکه منتهي الآمال که شرح واقعه‌ي خونبار کربلاست به اين قلم نوشته شده. همچنين نُسَخ تعزيه. اگرچه نوشتن آن کُند است، امّا خواندنش آسان است. همين خط است که سر آغازي شد براي راه يافتن خوشنويسي به صحراي کربلا، البته نه با کثرت و گيرايي خط نستعليق و شکسته.

4 و عاقبت خط نسخ با تعليق در آميخت و شيوه‌اي پديدار شد به نام نستعليق که غوغايي شد در هنر خوشنويسي، عروس خوشنويسي. شايد به همين دليل خط نستعليق در معرکه‌ي بسياري از جلوه‌هاي زيبا‌شناسانه عاشورا قد بر افراشت.

اين شيوه، خاص ايرانيان است. به ممالک هم‌جوار راه پيدا کرد، امّا نه با آن لطف و نه با آن جلوه که ميرعلي تبريزي حدود سال 800 هجري، آن را ساخت، سر و ساماني چشم‌نواز بخشيد و به قالب و قاعده در آورد.

خط نستعليق از آن روي در ميان ساير خطوط، جلوه‌اي بي‌مانند يافت که قوت تصرف و لطف صورت را داراست و خلوت و جلوتت در عبارات از محسنات آن است. از مشاهير و بزرگان خوشنويسي که نستعليق را به کمال رساندند ـ به ترتيب قرون ـ عليرضا عباسي ـ ميرعماد الحسني سيفي ـ وصال شيرازي ـ ميرزا غلامرضا اصفهاني، محمدرضا کلهر و عماد الکتاب هستند.

از آنجا که قلم نستعليق از ابداعات خاص ايرانيان بوده و در آن ذوق و سليقه و لطف ايراني کاملاً نمودار است و به قانون نقاشي ايراني نزديک است، به اين جهت ايرانيان از بهترين هنر خود براي اعتلاي آئين و مذهب و بزرگداشت مراثي عاشورا ياري گرفته‌اند. اين هنر که به سرعت راه به کمال گشود، از نماي مساجد به تکيه قدم نهاد و بر پارچه‌ها و بيرق‌ها پديدار شد. تابلوهاي زيبايي که خط، گاهي بر بيرق‌ها مي‌آفريند در يک نگاه عين نقاشي است که با گل و رنگ در آميخته و به جلوه در آمده است.

اين مقاله بخشِ نخست از يک مقاله‌ي مفصل است درباره‌ي تأثير واقعه‌ي کربلا بر خط مسلمانان و خصوصاً ايرانيان

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.