دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

در سوگ تيم ملي

 مجيد دانش آراسته
{ شناسه مقاله: 2462 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۲۵۱۰ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

 مجيد دانش‌آراسته، داستان‌نويس متولد 1316 در رشت است. بيش از نيم قرن است که داستان مي‌نويسد و غالباً به زندگي مردم شمال ايران پرداخته است. «در صداي باد» و «استخوان‌هاي تهي» از مجموعه داستان‌هاي اوست.

خاك توي سرم كه عقل نداشتم. چهل سال پيش يك فوتباليست بودم. در تيم دارايي بازي مي‌كردم. كاش چهل سال ديرتر به دنيا مي‌آمدم. نه زمين بود نه وسايل نه تماشاگر. مردم چه مي‌دانستند فوتبال چيست. به زور آنها را به ورزشگاه مي‌آورديم. تازه وسط بازي هم مي‌رفتند و ما بدون تماشاگر بازي مي‌كرديم كه لطفي نداشت. ديدم فوتبال برايم آب و نان نمي‌شود. رفتم دنبال موسيقي. عشق من ويولون بود. شدم مطرب. در عروسي‌ها و ميهماني‌ها ويولن مي‌زدم. حالا دستم مي‌لرزد. نمي‌توانم آرشه به دست بگيرم. دوست ما مي‌گويد: براي من فقط يك تيم وجود دارد: پرسپوليس.

من غير از بازيكنان پرسپوليس بازيكني نمي‌شناسم. اين موضوع خيلي مهم است و بايد جدي گرفته شود. چرا؟ آيا بيگانه پرستي را كه با روح ما عجين شده رواج نمي‌دهد؟ خوب من طرف‌دار تيم شهر خودمان هستم. آيا اين جرم است؟ بايد تيم‌هاي ديگر را نفي كنم. آقايي هم كه از تيم ملوان طرف‌داري مي‌كند مجرم است؟ اگر من يا آن آقا بگوييم من غير از تيم پگاه و ملوان تيم ديگري نمي‌شناسم حرف درستي زده‌ايم؟ اين يعني دگم بودن. يعني تعصب داشتن. البته تعصب داشتن بد نيست. مگر تعصب در وطن‌پرستي بد است؟ ما ايراني هستيم. بايد عرق ملي داشته باشيم. اما دوست ما وقتي حرف از تيم ما زده مي‌شود، مي‌گويد: من الاهم في الاهم مي‌كنم. مي‌پرسم. يعني چه؟ مي‌گويد: اين يك صفت تفضيلي است. يعني خوب و خوب‌تر. يعني بد و بدتر. خوب، دوست عزيز وقتي ما معادل فارسي‌اش را داريم چرا بايد عربي بلغور كنيم. مگر عرب‌ها كم سوار ما شده‌اند؟ سوء‌تفاهم پيش نيايد. مقصود گوينده عرب‌هاي دوره ساساني است. آدم بايد موضع خود را مشخص كند.

يعني موضوعات را با هم قاطي نكند. طرف‌دار باشگاه بودن يك چيز است، طرف‌دار تيم ملي بودن چيز ديگر. تيم ملي چند هفته ديگر در كويت بازي دارد. برد براي ما حياتي است. آيا تمام بازيكنان تيم ملي پرسپوليسي هستند؟ معلوم است كه نه. من سي سال است دارم فوتبال را دنبال مي‌كنم. مربي خيلي مهم است. بايد به مربي امكان داد بازيكن تربيت كند. مثل كشورهاي عربي نباشد كه تا يك بازي را مي‌بازند مربي را عوض مي‌كنند. البته ممكن است گاهي نتيجه هم بگيرند. اما تاريخ نشان داده كه با عوض كردن مربي چيزي تغيير نمي‌كند. اساس كار بايد درست باشد. موضوع مهم سرمايه‌گذاري است. بايد براي فوتبال سرمايه‌گذاري اصولي كرد. هزار جور خرج توي اين كشور مي‌شود. اما بهايي كه بايد به فوتبال بدهند نمي‌دهند. حالا ديگر بازي فوتبال آبروي كشورها شده. برزيل را با «پله» آرژانتين را با «مارادونا» فرانسه را با «زيدان» ايتاليا را با «توتي» مي‌شناسند و به او لقب سزار داده‌اند.

كشورهاي تازه استقلال يافته هم اين موضوع را درك كرده‌اند. حالا اوكراين يعني شف‌چنكو. اما اينجا به پديده فوتبال ما توهين مي‌كنند. من خودم شاهد آن بازي بودم. نود دقيقه يك روند به او فحش دادند. اعصابش را خراب كردند. آدم هم كه از آهن نيست. ظرفيتش حدي دارد. وقتي گل زد جلوي تماشاچيان ايستاد و آنجايش را به آنها نشان داد. البته يك عمل غيرورزشي انجام داد. ولي شما خودتان را جاي او بگذاريد. آيا توان آن را داريد نود دقيقه فحش بخوريد و حرف نزنيد. ممكن است يكي پيدا شود و بگويد: بازي فوتبال همين است. پول كه بدون فحش به دست نمي‌آيد. اما از حرف تا عمل خيلي فاصله است.

من چند تا از آن شعرهاي سراسر فحش را نوشته بودم، نمي‌دانستم اينجا مي‌آيم. وگرنه با خودم مي‌آوردم. ما قدر بازيكنان شاخص خودمان را نداريم. آنها مي‌دانند فوتبال چقدر برد جهاني دارد و براي جلب تماشاچي‌ها جايزه مي‌گذارند. اينجا وقتي استقلال و پيروزي بازي دارد استاديوم صد هزار نفري آزادي پر مي‌شود. كجاي دنيا اين قدر تماشاچي دارد. اين براي عرب‌ها كه افسوس تماشاگران ما را مي‌خورند تعجب‌آور است. آيا نبايد قدر اينها را دانست كه چه در هواي سرد زمستان، چه در هواي گرم تابستان خانه و كاشانه خود را ول مي‌كنند و به عشق فوتبال به استاديوم آزادي مي‌آيند. بايد به اين تماشاچي‌هاي فداكار آموزش داد. آموزش موضوع مهمي است كه ما از آن غافل مانده‌ايم. اگر تماشاگر ما آموزش مي‌ديد تيم ملي ما به اين روز نمي‌افتاد كه ژاپن و كره با دو سه گل آن را بدرقه كنند. اين يك فاجعه ملي است. بايد جلوي اين فاجعه ملي گرفته شود. حيف كه دستم مي‌لرزد و نمي‌توانم آرشه به دست بگيرم. ولي يك روز با همين دست سرود ‌اي ايران را براي تماشاگران مي‌زنم.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.