دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

قطارِ تشييع

 يوشيرو ايشيهارا
{ شناسه مقاله: 2458 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۱۵۹۷ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

 در سال 1929 به خدمت سربازي فراخوانده شد. با شکست ژاپن در جنگ توسط نيروهاي ارتش سرخ شوروي اسير شد و براي بيگاري به زندان‌هايي در نقاط مختلف سيبري فرستاده شد. بعد از هشت سال اسارت در شوروي در سال 1953 آزاد شد و به ژاپن برگشت. از سال 1955 با انتشار مجله شعر فعاليت خود را آغاز کرد. شهرت او بيشتر به‌خاطر شعرهايي است که از تجربه اسارت در سيبري سروده است.

از کدامين ايستگاه عازم شده‌ايم!

ديگر هيچ کس به ياد نمي‌آورد.

تنها در کشوري عجيب که راستش هميشه نيمروز است

و چپش هميشه نيمشب

قطار بي وقفه دويده است

و با رسيدن به ايستگاه، هميشه

نور لامپ سرخ به درون سرک کشيده و

با پاهاي مصنوعي کثيف و کفش‌هاي پلاسيده

توده‌هايي سياه به درون انداخته شده‌اند

اينها همه زنده‌اند

حتي وقتي قطار مي‌دود هم

همه زنده‌اند، اما

جاي جاي درون قطار را

بوي جنازه پر کرده است

من هم آنجا هستم

نيم از همه کس روح شده است

به هم تکيه مي‌دهند

و در حاليکه تن‌شان را به هم نزديک مي‌کنند

هنوز همچنان کمي

مي‌نوشند و مي‌خورند، اما

کسي هم هست که

کفلش غيب شده

آه، من هم آنجا هستم

در حاليکه ناراضي به پنجره تکيه دادند

گاهي کسي

سيبي گنديده با پوست گاز مي‌زند

شايد که من‌ام شايد که روح من هست

ما چنين بوديم و چنين مي‌کرديم

در کشمکش جسم و روحمان

در حاليکه دور مي‌شديم

در آينده‌اي بي فرجام و بي اميد

رسيدن قطار را منتظر بوديم

چه کس در لوکوموتيو است

به وقت گذشتن از پل سياه عظيم

پايه‌هاي پل غُريدند و

روح‌ها به ناگهان

دست از خوردن کشيدند

و خواستند به ياد آورند

از کدامين ايستگاه عازم شدند

پي‌نوشت‌ها:

9- Ishihara yoshirō (1915 – 1977)

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.