دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

دنيا جاي خوبي نيست؛ هست؟

هفت ساخته‌ي ديويد فينچر در 25 قاب

 
{ شناسه مقاله: 2446 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۲۱۳۳ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

جمله‌ي پاياني فيلم‌نامه‌ي «هفت» [جمله‌اي که در فيلم نيامده] جمله‌ا‌ي است از «ارنست همينگ‌وي» در رمانِ خواندني زنگ‌ها براي که به صدا درمي‌آيند: «دنيا جاي خوبي است؛ ارزش جنگيدن دارد!» و به نظر مي‌رسد سه شخصيت كليدي فيلم‌نامه‌ي پيرو اين جمله‌ي حكيمانه هستند؛ چه سامرستِ تلخ‌انديش، چه ميلزِ كم‌طاقت و چه جان دوي مرگِ انديشِ ظاهراً اخلاق‌گرا.

فيلم‌نامه‌ي «هفت» در ساده‌ترين شكل‌اش داستان يك قاتلِ اخلاق‌گراست كه مي‌خواهد وجدان خفته‌ي مردم را بيدار كند؛ آن هم در يك جامعه‌ي کاملاً مُدرن كه هيچ‌كس سراغي از همسايه‌اش نمي‌گيرد و کسي به فکرِ ديگري نيست. و چه چيزي بيش‌تر از کشفِ دوباره‌ي گناه‌هاي كبيره مي‌تواند اين خواب خرگوشي را به هم بزند؟ مسأله‌ي مهمي كه نبايد فراموش‌اش كرد اين است كه دو كارآگاه فيلم‌نامه وظيفه‌ي سنگين‌شان نه فقط كشف قاتل، كه كنترل احساس‌ها و درواقع عقيده‌هاي قاتل اخلاق‌گراست؛ چون اين عقيده‌ها به سادگي آن شهر كوچك را به مرز نابودي نزديك مي‌كند.

تنش بين آدم‌هاي داستان كه هم‌زمان با قتل‌هاي عجيب و غريب اتفاق مي‌افتد يك نكته را به وضوح نشان مي‌دهد: جان دو به‌خاطر اعتقادات‌اش انگار تنها كسي است كه آرام پيش مي‌رود و همين آرامش است که كارآگاه‌هاي داستان را لحظه به لحظه مضطرب‌تر مي‌كند. اين اضطراب تا زماني كه خود جان دو راه را براي دستگيري خودش باز مي‌كند ادامه دارد و همه‌چيز به‌سادگي به ‌مسأله‌ا‌ي مهم مي‌رسد. پرسش‌هاي بنيادين قاتل و علت قتل‌ها همان چيزي است كه نه سامرست جوابي برايش دارد و نه ميلز. به جاي اين‌ها شاهد يك تغيير شخصيت هستيم كه ميلز آخرهاي فيلم‌نامه (و فيلم)، زماني كه مي‌فهمد همسرش تريسي آخرين مقتول بوده، دچارش مي‌شود. برخورد تند او با سامرست و بعد به قتل رساندنِ جان دو درست ادامه‌ي مسير قاتل معتقدي است كه فكر مي‌كند وظيفه دارد تا به حكم خداوند بعضي آدم‌ها را بكشد. همه‌ي قتل‌ها فقط بهانه‌اي هستند تا مردم متوجّه شوند چيزي به نام گناه زندگي آن‌ها را پُر كرده و بايد از آن پرهيز كنند. انگار جان دو دقيقاً پيرو همان جمله‌اي است كه از قول همينگ‌وي در آخرين سطرهاي فيلم‌نامه آمده: «دنيا جاي خوبي است، ارزش جنگيدن دارد!»

«هفت»، به ‌جاي‌ آن‌که انسانِ روزگارِ ما را انساني خوش‌بخت نشان دهد که در خوشي غرق است، تباهي زندگي‌اش را پيشِ روي ما مي‌گذارد. آن‌چه بعدِ تماشاي «هفت» شايد بيش از همه در خاطرِ تماشاگرش مي‌ماند تلخي فيلم است. دنيا جاي خوبي براي زندگي نيست انگار. [چند نما از اين 25 نما به دلايلي دقيقاً همان نماي فيلم نيست ]

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.