دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

آوازخوان طاس در تماشا‌خانه ایرانشهر روی صحنه رفت

پوچی‌های روزمره

 سما بابایی
{ شناسه مقاله: 2445 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۲۲۹۷ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

ماهيت وجود، تعامل با ماشينيزم فزاينده و نيز پوچ‌گرايي حاصل از جنگ‌جهاني ‌دوم، عوامل اصلي جريان ادبي ـ تئاتري برجسته‌اي در قرن بيستم‌اند که غالباً به‌ابزورديسم شهره است. نويسندگان ابزورد، فارغ از اينکه خود اين برچسب را پذيرفته‌اند يا نه، سبب شکستن معيارهاي ارسطويي صحنه‌بندي‌هاي نمايشي و نيز از آن مهم‌تر، تغيير در زبان دراماتيک شدند، و از همين روي اوژن يونسکو بي‌ترديد يکي از شهيرترين چهره‌هاي اين جريان است. وي در آثارش ساختارهاي رايج درام را تخريب كرده و حتي نام نخستين اثرش «آواز‌خوان ‌تاس» را «ضد نمايش» مي‌گذارد تا هرچه بيشتر ابعاد تفاوت نگاشته‌اش را با آنچه تحت عنوان تئاتر کلاسيک شناخته مي‌شود، نمايان سازد.

در اين اثر بحث‌برانگيز، خرده بورژوازي پاگرفته در اروپا (در متن، خانه‌اي در حومه لندن) به‌عنوان موضوع اصلي، هدف تيغ نويسنده قرار مي‌گيرد و سرگشتگي انسان مدرن از طريق شخصيت‌هايي که حتي همسر خود را به‌جا نمي‌آورند، به‌سخره گرفته مي‌شود. ماجراي نمايش‌نامه (اگر که به‌راستي ماجرايي وجود داشته باشد!) به‌زوجي بازمي‌گردد که در مسير زندگي تکراري و مشقت‌بار خويش به‌گونه‌اي تصادفي ميزبان زوج ديگري مي‌شوند که از قضا گوي سبقت را در زمينه بلاتکليفي از آن دو ربوده‌اند! در اين ميان يک خدمتکار فضول و يک آتش‌نشان فراموشکار هم به‌اين چهارتن افزوده شده و مجموعه‌اي از داستان‌هاي بي‌سرو‌ته گفتگو‌هاي نامرتبط ميان آنان رد و بدل مي‌شود و در نهايت پس از اداي ديالوگي يکسان توسط همه، صحنه به‌گونه اوليه خود باز مي‌گردد، با اين تفاوت که اين بار زوج دوم (مارتن‌ها) ميزبان زوج اول (اسميت‌ها) هستند؛ گويي اساساً تفاوتي نمي‌کند و سرنوشت همگان، بدون تقريباً وجه افتراق مشهودي، مانند يکديگر است.

«آواز‌خوان ‌تاس» اگرچه 13 سال پيش از ابداع واژه «ابزورد» توسط مارتين اسلين نوشته شد و اگرچه شوخي‌ها و طنازي‌هاي موجود در آن، مشخصاً فضاي تيره و غمين آثار بعدي يونسکو را ندارد، اما بي‌درنگ يکي از بارزترين نمودهاي تئاتر ابزورد است. يکي از ويژگي‌هاي موجود در متن که آن را تا حدود زيادي مشابه آثار بکت و به‌ويژه «در انتظار گودو» مي‌كند، عدم حضور شخصيتي که در عنوان از آن ياد شده، در خود متن است؛ يعني آواز‌خوان ‌تاس. در طول اثر (جز يک ديالوگ بدون ارتباط) هرگز اشاره‌اي به‌هيچ آوازه‌خواني نمي‌شود، چه برسد به‌آنکه آن فرد تاس يا حتي موهايش مجعد باشد! از طرف ديگر اشخاص موجود در متن، آگاهانه، کلّي و بدون هيچگونه شخصيت‌پردازي ويژه‌اي طراحي شده‌اند تا نويسنده بتواند نشان دهد که انسان‌ها در شرايط دشوار زندگي در قرن بيستم، از نظر برخورد با آماج مصائب (مثلاً وحشت از جنگ اتمي) تقريباً با هم برابرند.

ديالوگ‌ها نيز در اين زمينه کمک شاياني مي‌كنند و از طريق نوعي از هم‌گسيختگي زباني، به‌هرچه بيشتر به بي‌معنايي فضا (که يکي از اهداف اصلي هر متن ابزورد است) مي‌افزايد. البته لازم به‌يادآوري است که اغلب ديالوگ‌هاي آثار يونسکو، به‌علت نوعي بي‌پيرايگي يا ابتذال عمدي به‌کار رفته در آن، قابليت ترجمان به‌زبان‌هاي ديگر را تا حدود زيادي از دست مي‌دهد و اين نکته‌اي است که در رابطه با تحقيق در مورد متون وي، لزوماً ‌‌بايد لحاظ شود.

سخن آخر اينکه، در روند بررسي آثار مدرن درام جهان، لزوم خوانش آثار يونسکو امري قطعي است. در اين ميان به‌لحاظ اهميت تاريخي، پس از «کرگدن»، و نيز تا حدودي «صندلي‌ها»، متن «آواز‌خوان ‌تاس» بيشتر مورد مداقه پژوهشگران قرار گرفته‌است. تکرار غم‌انگيز اما به‌غايت مضحک زندگي مدرن، ديالوگ‌هاي بي‌سر و شکل شعرگونه که کلاژهاي دادائيستي را به‌ذهن متبادر مي‌سازد، و در نهايت استيصال انسان در مواجهه با اين دشواري‌ها، از سرفصل‌هايي است که يونسکو با به‌کارگيري‌شان در اين متن، مسير خود را به‌عنوان يکي از تأثيرگذارترين درام‌نويسان قرن گذشته آغاز مي‌كند.

گفتني‌ است در نمايش «آواز‌خوان ‌تاس» که به‌کارگرداني بهمن معتمديان در سالن سمندريان تماشاخانه ايرانشهر به‌روي صحنه رفت، هومن برق‌نورد، سروش صحت، اميد روحاني، بهاره رهنما، هوتن شکيبا، و فلامک جنيدي به‌ايفاي نقش پرداختند.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.