دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[سه]

تو چه دنيايي داريم زندگي مي‌کنيم؟

در حاشيه‌ي مجموعه‌ي والاندر

 آيدا مرادي‌آهني
{ شناسه مقاله: 2441 }   { موضوع: سینما }   { بازدید: ۲۰۱۸ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

 گرچه از شروع خلق داستان‌هاي کارآگاهي تا امروز، سه اَبَرقدرت دنياي اين گونه ادبيات معمايي؛ قاتل، مقتول و کارآگاه بوده‌اند اما با نگاهي به تاريخ همين ژانر مي‌توان ديد که در اولين سال‌هاي ظهور اين داستان‌ها، تا دهه‌هاي متمادي، پي‌ريزي ستون کارآگاه از اهميت بيشتري -نسبت به دو ستون ديگر- برخوردار بوده. چرا که از نظر نويسنده‌ها، کارآگاه، مواد خامِ قابل‌تري را به داستان تزريق مي‌کرد چون تنها نبود؛ کارآگاه همان‌قدر اهميت داشت که تحقيقات او يعني «آنکِت»ها. به عبارتي، کارآگاه‌ها و از آن‌ها مهمتر آنکت‌هاي‌شان بودند که داستان‌ها را مي‌ساختند.

از همين رو داستان کارآگاهي حرفه‌اي، داستاني به شمار مي‌رفت که به جذابيت آنکت‌ها و باورپذيري آن‌ها اهميت ويژه‌اي مي‌داد. تاکيد بر اين اَهم بود که باعث شد نوع پيشرفته‌ي اين رمان‌ها به ماکياوليسم رو بياورند. هرچند در اين راستا، «اِميل گابوريو» را مي‌توان يکي از پيشگامان اين شاخه دانست اما «سِر آرتور کانن‌دويل» با شيوه‌اي که مثلا در استفاده از پزشکي قانوني پيش گرفت نمونه‌ي بهتري به حساب مي‌آيد. اين قضيه تا جايي بالا گرفت که کم‌کم آنکت از کارآگاه هم مهمتر مي‌شد و انگار کارآگاه جز وسيله‌اي براي تحقق آنکت‌ها نبود. نويسنده‌اي مثل «ريچارد آستين فريمن» در رساله‌ي مشهور خود «هنر رُمان پليسي» مدام بر استدلال در حل مسائل و معماها تاکيد مي‌کند. اما به مرور و يا شايد براي فرار از دوره‌اي که رمان‌هاي‌ پليسي به رمان‌هاي سرگرمي نزول کرده بودند؛ نويسندگان به کشفِ ابعاد ديگري در اين ژانر پرداختند.

سير تاريخي داستان‌ها نشان مي‌دهد که در نظر گرفتن روانشناسي شخصيت‌ها، اگر نگوييم جهش، به منزله‌ي چند گام مهم به شمار مي‌آيد. اين‌جاست که عناصر روانشناسي در داستان‌هاي «پوآرو» اهميت پيدا مي‌کند. «آگاتا کريستي»، «کلود اَولين» و «ژُرژ سيمنون» را مي‌توان فرزندان خَلَف اين موج دانست. اما داستان پليسي-کارآگاهي احتياج به خيزهاي بيشتري داشت. اين‌جا بود که شاخه‌ي «پليسي سياه» وارد عمل شد؛ داستان‌هايي مبتني بر جنايتکاران. قاتل به اندازه‌ي کارآگاه مهم بود و روان‌پريشي و خشونت براي قاتل همان‌قدر ارزش داشت که در سال‌هاي پيش، آنکت براي کارآگاه. هم‌گام با اين موج، ژانر تريلر هم پا به عرصه گذاشت و با آن‌که هر دو ژانر از هم نيرو مي‌گرفتند کساني حتي معتقدند تريلر، مرموز بودن خودش را مديون اين شاخه از داستان‌هاي پليسي‌ست. نويسندگاني چون «دَشيل هَمِت»، «جيمز. اِم. کين» و «رِيموند چَندلر» را استادان مطرح اين شاخه مي‌دانند. پيشرفت بعدي زماني شکل گرفت که نويسندگان، ستون سوم، يعني مقتول را نيز هم اندازه‌ي قاتل و کارآگاه مهم يافتند.

از دل اين نگاه، ژانر رمان‌هاي «دلهره»، توسط نويسندگاني چون «اِرل‌استنلي گاردنِر» و «ويليام ايريش» زاييده شد. اما با آن‌که سه ستون داستان‌هاي کارآگاهي تکميل شده بود هنوز بين اين رمان‌ها و زندگي، ديواري نامرئي وجود داشت؛ تا زماني‌که ژانر «دلهره‌ي کامل» توسط «پير بوآلو» و «توماس نارسژاک» با سري رمان‌‌هايي که اثر مشترک دو نويسنده بود ديده شد. در اين گام جديد، نه تنها آن سه ستون کامل بود بلکه همواره دغدغه‌اي اضافه بر دغدغه‌ي قتل در داستان حضور داشت. گُم شدن جسد مقتولي که به قتل نرسيده، زندگي مخفي زني مقتول که سال‌ها نقش همسري نمونه را بازي مي‌کرده و... چنين پي‌ريزي‌اي باعث شد داستان‌هاي کارآگاهي از آن حالت‌هاي نوآر صرف و خشک خارج شده با زندگي همراه شود. هرچند دنياي ترسناک‌تر و حتي بي‌رحم‌تري را به تصوير مي‌کشيدند. جهانِ نسل جديدِ داستان‌هاي معمايي مي‌گفت قتل و خشونت فقط مخصوص مافيا و گانگسترها نيست؛ انساني معمولي مثل «تام ريپلي» -شخصيت داستا‌ن‌هاي «پاتريشيا هاي‌اسميت»- و حتي عضوي از خانواده مي‌تواند بيشتر و دقيق‌تر از گانگسترها، طرح يک يا چند جنايت را بريزد.

با چنين مقدمه‌اي به بررسي سريال کارآگاهي «والاندر» مي‌پردازيم. سريالي که بر اساس رمان‌هاي کارآگاهي «هنينگ مانکل» نويسنده‌ي سوئدي ساخته شده. کورت والاندر و آنکت‌هايش به راحتي شما را به دنياي او مي‌رساند؛ جهاني که در آن زندگي مي‌کند، دنيايي که حتي جنايتکارانش معتقدند از فرطِ دادن اجازه‌ي آزادي به خود، در کنترل آن شکست خورده‌اند. آن‌قدر زندگي را رها کرده‌اند که براي تمام شدن آن يک گزينه بيشتر براي‌شان نمانده؛ جنايت. اغلبِ جنايت‌ها و خشونت‌ها هم از سن پايين شروع مي‌شود. دختري پانزده ساله خودش را جلوي چشم والاندر آتش مي‌زند، پسري پانزده ساله قاتل زنجيره‌اي است دختري نوجوان، آنارشيستي قاتل است. و اين قتل‌ها که به‌خاطر تنفر از دنيا اتفاق مي‌افتد همراه خشونت، انگيزه‌ها و روان‌پريشي‌ قاتلان؛ زمينه‌ي پرقدرتي را براي ستونِ قاتل در اين داستان‌ها مي‌سازد. فضاهاي نوآر و تريلرِ داستان، همراه مکث‌هاي به موقع؛ دلهره‌ي لازم را -بي‌هيچ اغراقي- به ذهن مخاطب تزريق مي‌کنند. اما نکته‌ي قابل توجه استفاده‌ي نويسنده از اُسطوره‌هاست.

اُسطوره، اغلب وزنه‌ي سنگين ماجراهاي قاتلان والاندر است. در اين راستا مي‌توان به پدرکشي و سوزاندن چشم‌هاي پدر توسط پسر اشاره کرد. در داستان‌هاي والاندر، آنکت‌ها معمولا در دل داستان‌ها به مثابه‌ي سيم‌هاي ارتباطي، جرياني را بين مقتول و کارآگاه شکل مي‌دهند که داستان از حالت کارآگاهي صرف خارج مي‌شود. کارآگاه، رُباتِ يابنده نيست. انساني‌ست که مي‌تواند با وجودِ داشتن خانواده، تنها باشد؛ در آغوش پدرش گريه کند، به قاتل دخترش التماس کند و مدام از خودش بپرسد: «آخر اين چه دنيايي‌ست که در آن زندگي مي‌کنيم؟» اين‌جاست که داستان‌هاي والاندر را مي‌توان متعلق و حتي وفادار به نسل رمان «دلهره‌ي کامل» دانست. نويسنده، مکانيکي‌ترين ستونِ داستان‌هاي جنايي يعني کارآگاه را طوري به خواننده نزديک مي‌کند که داستان با همه‌ي خشونتش، انساني مي‌شود. کشف هويت، براي کارآگاه والاندر به يک شناسنامه و عکس محدود نمي‌شود؛ او با گرفتن ردِ هويت انساني گُمشده‌هايش، به کشف آن‌ها مي‌رسد.

کورت والاندر در پي حل معماها، قاتل يا مقتولِ نوجوان را با دختر خودش جايگزين مي‌کند؛ «اگر والاندر پدر اين قاتل يا مقتول بود، حالا بايد برايش چه مي‌کرد؟» او پدر همه‌ي اين بچه‌هاي معصوم و گناه‌کار است. همه‌ي مادرهاي نگران، زن غايب او هستند که به‌خاطر معصوميت و گناه، کودک خود را از دست داده‌اند؛ اما هنوز انگار منتظرند. پاي بحث نفرتِ پسر از پدر که مي‌نشيند ياد همه‌ي کوتاهي‌هايي مي‌افتد که در حق پدرش کرده و يا شايد از پدرش ديده. اين‌گونه است که تحقيقات براي او فقط وظيفه نيست. بسياري از آنکت‌هاي او هم بر اساس منطق و عقلِ صرف نيستند و چون ريشه در زندگي دارند در نتيجه داستان‌هاي والاندر به زندگي نزديک مي‌شوند. قتل، انساني مي‌شود اما نه براي ساختن دنيايي سياه؛ براي ديدن چيزي که ما هستيم، براي لمس دنيايي که ساخته‌ايم و داريم در آن زندگي مي‌کنيم.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.