دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[یک]

مرد آزرده

همه آنچه می‌خواهید درباره والاندر بدانید

 
{ شناسه مقاله: 2439 }   { موضوع: سینما }   { بازدید: ۱۶۷۴ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

سريال بريتانيايي «والندر» براساس رمان‌هاي هنينگ مانکل سوئدي، با محوريت شخصيت کورت والندر با بازي کنت برانا، در نقش اصلي ساخته شده است. هر فصل اين سريال از سه فيلم تلويزيوني ۹۰ دقيقه‌اي تشکيل شده است که اولين فصل آن سال ۲۰۰۸ روي آنتن شبکه بي‌بي‌سي رفت. ساخت اين سريال از سال ۲۰۰۶ شروع شد و سال ۲۰۰۷ پس از ديدار برانا و مانکل و صحبت‌هاي آن دو درمورد نقش جدي‌تر شد. سه فيلم اول «Sidetracked»، «فايروال» و «يک گام به عقب» نام داشتند و فيليپ مارتين، کارگردان برنده جايزه امي سرپرست کارگردان‌هاي آن بود. او به همراه آنتوني داد منتل فيلم‌بردار، سبک بصري خاصي براي اين سريال طراحي کردند و براي اولين بار براي بي‌بي‌سي سريالي ساختند که با دوربين «رد وان» فيلم‌برداري شده بود.

فيلم‌برداري فصل اول ۱۲ هفته طول کشيد. فيلم‌نامه‌هاي اقتباسي را ريچارد کوتان و ريچارد مکبراين نوشته بودند. فيلم‌برداري در شهر ايشتاد در سوئد، محل زندگي کارآگاه والندر صورت گرفت. بودجه فصل اول 5/7 ميليون پوند بود. پخش سريال بسيار موفقيت‌آميز بود و سه فصل ديگر آن توليد شد و مدتي ديگر، تصويربرداري فصل چهارم آن شروع مي‌شود. موفقيت اين سريال بهانه‌اي شد براي معرفي آن. (برخلاف پرونده‌هاي پيشين به دليل تغيير عوامل سريال در هر اپيزود، در توضيحاتي که ذيل هر فصل آمده نام کارگردان‌ها، فيلم‌نامه‌نويس‌ها و فيلم‌بردار‌ها ذکر شده است.)

اما پيش از معرفي بد نيست بدانيد اولين اقتباس از آثار «والندري» مانکل در فاصله ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۷ ساخته شد که شامل ۹ فيلم سينمايي و تلويزيوني با بازي رولف لاسگورد بود. در فاصله سال‌هاي ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۶ نيز يک سريال ۱۳ قسمتي با محوريت شخصيت کورت والندر و دخترش ليندا ساخته شد که به جز قسمت اول، ديگر قسمت‌ها هيچ‌گونه ارتباطي با کتاب‌هاي مانکل نداشتند. يک مجموعه فيلم ۱۳ قسمتي ديگر نيز به زبان سوئدي براساس آثار والندري مانکل نيز ساخته شده که درست پيش از توليد مجموعه بريتانيايي روي دي‌وي‌دي عرضه شدند. در اين مجموعه که تم سياسي‌تر داشت، کريس‌تر هنريکسن نقش اصلي را بازي مي‌کند.

شخصيت‌ها

شخصيت مرکزي سريال کورت والندر (با بازي برانا)، کارآگاه و بازرس پليس در شهر کوچک ايشتاد در سوئد است. برانا اين شخصيت را چنين توصيف کرده است «يک اگزيستانسياليست که چيستي زندگي برايش سوال است، براي او سوال است که به چه دليل کارهاي معمول روزانه‌اش را انجام مي‌دهد. براي او کارهاي خشونت‌بار هرگز امري طبيعي نيستند. او به قربانيان پرونده‌هاي جنايي‌اش احساس شفقت و نزديکي مي‌کند و بهايي که براي اين مهرباني مي‌پردازد، زندگي شخصي خودش است که انگار زميني باير است.»

در رمان‌ها والندر به‌طور مداوم در آپارتمان و ماشينش اپرا گوش مي‌دهد. اين عادت که به نوعي امضاي شخصيت والندر است در اقتباس تلويزيوني حذف شده است. فرانسيس هاپکينسن، تهيه‌کننده مجموعه دليل اين کار را شبيه شدن والندر به بازرس مور مي‌داند، کارآگاه تلويزيوني محبوب بريتانيايي‌ها که شيفته اپرا بود. برانا پيش از بازي در اين نقش، هيچ‌کدام از فيلم/سريال‌هاي سوئدي والندر را نديده بود چراکه مي‌خواست دريافت خودش از اين شخصيت را در قاب کوچک ترسيم کند.

در مورد گذشته والندر اين را مي‌دانيم که در اوايل کارش در اداره پليس، هنگام بازجويي از يک مست مورد حمله قرار مي‌گيرد و چند ضربه چاقو به بدنش وارد مي‌شود اما جان سالم به در مي‌برد. او يک بار ازدواج کرده اما همسرش ترکش کرده و يک دختر به نام ليندا دارد که تجسم دختران شرور و ياغي جوان است و رابطه پرفرازونشيبي با والندر دارد. والندر از طرفي رابطه خوبي هم با پدر خود ندارد. پدر او نقاشي است که تا کنون هفت هزار بار يک نقاشي را کشيده است و از راه فروش همين يک نقاشي گذران زندگي مي‌کند.

تيم والندر در اداره پليس جنايي را افراد زير تشکيل مي‌دهند: ان-بريت هوگلاند، سودبرگ و ماگنوس. رابطه هوگلاند و والندر به گفته سارا اسميت بازيگر نقش هوگلاند «مبتني بر احترام متقابل خدشه‌ناپذير است، امري که ويژگي اهالي اسکانديناوي است و بازي را هم براي ما جالب‌تر مي‌کند.» اين تيم را نايبرگ که متخصص بررسي صحنه جرم است تکميل مي‌کند. رئيس پليس ايشتاد هم ليزا هولگرسون است.

جداي از اين، دختر و پدر والندر نيز در فيلم حضور تأثيرگذاري دارند. والندر با دخترش ليندا رابطه پرفرازونشيبي دارد و پدرش پاول که دچار آلزايمر شده، تمام روز را به کشيدن و بازکشيدن يک نقاشي منظره سپري مي‌کند. اين روز‌ها گرترود، همسر جديدش مراقب اوست.

از ايده تا اجرا

سال ۲۰۰۶، مورتن فيسکر مدير برنامه‌ريزي کمپاني «يلو برد» با کمپاني‌هاي بريتانيايي درمورد توليد نسخه انگليسي زبان سريالي برمبناي رمان‌هاي هنينگ مانکل با محوريت شخصيت کارآگاه کورت والندر وارد مذاکره شد، حق اقتباس تلويزيوني اين رمان‌ها در اختيار «يلو برد» بود. گفته مي‌شود بي‌بي‌سي و چنل۴ از جمله شبکه‌هايي بودند که در مذاکرات شرکت کردند. بي‌بي‌سي‌‌ همان موقع اعلام کرده بود حق توليد اقتباسي از «بازگشت ارباب رقصنده» نوشته مانکل را در اختيار دارد. فيسکر قصد داشت با معرفي کارآگاهي جديد در بريتانيا، جاي کارآگاه مور را پر کند. مور که از محبوب‌ترين شخصيت‌هاي تلويزيوني بريتانيا بود سال ۲۰۰۰ در يکي از اپيزودهاي سريال کشته شده بود و سريال خاتمه گرفته بود.

بازيگراني که مانکل براي ايفاي نقش والندر پيشنهاد داده بود ترور ايو، نيل پيرسن، جيسن ايساک، ديويد موريسي، کلايو اوون و مايکل گامبن بودند. مذاکرات براي انتخاب بازيگر تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت تا اينکه در جريان جشنواره‌اي به ياد اينگمار برگمان، کنت برانا با مانکل ديدار کرد و از او اجازه خواست تا نقش والندر را بازي کند. برانا به تازگي خواندن رمان‌هاي «والندر» را به پايان رسانده بود و از خواندن آنها بسيار لذت برده بود، او در يک ماه هر ۹ رمان اين مجموعه را خوانده بود. مانکل به برانا رخصت داد و برانا دسامبر‌‌ همان سال به ايشتاد براي پيدا کردن لوکيشن سفر کرد.

ژانويه سال ۲۰۰۸ مديران ارشد بي‌بي‌سي اعلام کردند اين مجموعه به صورت سه قسمت (هر قسمت يک فيلم ۹۰ دقيقه‌اي) توليد مي‌شود. بي‌بي‌سي هم مثل فيسکر، مايل بود سريالي توليد کند دنباله‌دار و مانند «کارآگاه مورس»، «مظنون اصلي» و «Cracker» مخاطب پسند. جدا از بي‌بي‌سي و «يلوبرد»، کمپاني «لفت بنک پيکچرز» نيز در توليد سريال سهيم شد. مدير اين کمپاني اندي هريز است که پيش‌تر، از مديران شبکه آي‌تي‌وي بود. هريز سريال «والندر» را «چيزي فراي يک سريال کارآگاهي» توصيف کرده که «از نظر بصري چشم‌نواز» است.

فصل اول مجموعه شامل اقتباس‌هايي از «به حاشيه رانده شده»، «يک گام به عقب» و «فايروال» بود. فيليپ مارتين کارگردان اصلي اين فصل بود که به همراه برانا، هريز و فرانسيس هاپکينسن درمورد سروشکل اقتباس از رمان‌ها با هم به بحث نشستند و به اين نتيجه رسيدند که شخصيت‌پردازي، فضاسازي و حفظ ايده‌هاي رمان‌ها در قاب کوچک کاري دشوار است. آنها ريچارد کوتان را استخدام کردند تا کار اقتباس را انجام دهد. او اولين فيلم‌نامه خود را فوريه سال ۲۰۰۸ تحويل گروه داد، کوتان براي اينکه مدت زمان هر اپيزود از ۹۰ دقيقه بيشتر نشود، مجبور شد تغييراتي در خط داستاني رمان‌ها ايجاد کند اما لحن و فضاي رمان‌ها را در فيلم‌نامه حفظ کرد.

مارس‌‌ همان سال آنتوني داد منتل مدير تصويربرداري مجموعه شد و پس از اينکه درمورد جنس تصوير با گروه سازنده به توافق رسيد، تصميم گرفت با دوربين «رد وان» مجموعه را فيلم‌برداري کند، کيفيت و وضوح تصوير اين دوربين تقريباً برابر با فيلم

۳۵ ميلي‌متري اما بسيار ارزان‌تر از آن است. پس از اين، ديگر بازيگران بريتانيايي سريال در لندن انتخاب شدند، اين کار تا پايان آوريل‌‌ همان سال طول کشيد و سپس گروه عازم ايشتاد شد تا تمرين‌هاي پيش توليد شروع شود. مارتين که مي‌خواست بازيگران شيوه کار با اسلحه را بلد باشند براي آنها کلاس‌هاي تيراندازي با گلوله واقعي تدارک ديد.

توليد فصل اول

بودجه اختصاص يافته براي فصل اول ۶ ميليون پوند بود که پس از شروع توليد به 5/7 ميليون پوند رسيد. نيمي از اين بودجه را بي‌بي‌سي متقبل شد و نيمي ديگر حاصل فروش حق پخش سريال به شبکه‌هاي آمريکايي و آلماني و البته کسر ماليات توليد فيلم در سوئد بود.

لوکيشن اصلي فيلم‌برداري ايشتاد بود و صحنه‌هاي داخلي تحت نظارت آندرس اولين در استوديو ايشتاد ساخته شدند، اولين در اقتباس تلويزيوني و سوئدي زبان «والندر» طراح صحنه بود. مساحت اداره پليس سريال بريتانيايي ۵۰۰ متر مربع و چيزي حدود دو برابر مساحت اداره پليس در سريال سوئدي است. براي صحنه‌هاي خارجي اداره پليس، از ايستگاه راه آهن ايشتاد و استخر نزديک آن استفاده شده است. روزنامه‌اي که در سريال ديده مي‌شود نسخه‌هايي جعلي از روزنامه «Ystads Allehanda» هستند. سايمن موزلي، يکي از تهيه‌کنندگان سريال گفته است در اين روزنامه‌ها از کلمات سوئدي استفاده شد که براي بيننده انگليسي زبان قابل درک باشد. او همچنين اشاره کرده تلفظ برخي از نام‌ها مثل «ايشتاد» و «والندر» انگليسي شده تا بيننده راحت‌تر با آن ارتباط برقرار کند و به دليل نامفهوم بودن لهجه اهالي اين شهر براي بينندگان، از زبان انگليسي در فيلم استفاده شد.

مارتين هم مانند برانا هيچ‌کدام از فيلم/سريال‌هاي سوئدي «والندر» را نگاه نکرد تا برداشتي نو از داستان‌ها ارائه دهد. فيلم‌برداري در ۶۶ روز و در ۱۲ هفته در سوئد انجام شد، هر فيلم در ۲۲ روز بدون تعطيلي تصويربرداري شد. مارتين فيلم اول و سوم را کارگرداني کرد و نيل مکروميک فيلم دوم را.

موسيقي سريال کار مارتين فيليپس است اما تم عنوان‌بندي مجموعه که در فضاسازي «والندر» نقش مهمي دارد اجرايي جديد از «نوستالژي» با صداي اميلي بارکر، خواننده و ترانه سراي استراليايي است.

توليد فصل دوم

بي‌بي‌سي ماه مه سال ۲۰۰۹ ساخت فصل دوم مجموعه را براساس رمان‌هاي «قاتلان بدون چهره»، «زن پنجم» و «مردي که خنديد» تأييد کرد. فيلم‌برداري تابستان‌‌ همان سال در ايشتاد از سر گرفته شد و مجموعه ژانويه سال ۲۰۱۰ روي آنتن رفت. ريچارد کوتان فيلم‌نامه «قاتلان بدون چهره» و «زن پنجم» را نوشت و سايمن دونالد هم فيلم‌نامه «مردي که خنديد» را نوشت. هتي مک دونالد کارگردان «قاتلان بدون چهره»، اندي ويلسن کارگردان «مردي که خنديد» و آيسلينگ والش کارگردان «زن پنجم» بودند. ايگور مارتينوويچ که فيلم‌بردار مستند برنده اسکار «مرد روي سيم» بود هم اپيزودهاي مک دونالد و ويلسن را فيلم‌برداري کرد و لوکاس استربل که براي مجموعه «دوريت کوچولو» در سال ۲۰۰۹ برنده جايزه امي شده بود، فيلم‌برداري «زن پنجم» را برعهده داشت.

فيلم‌برداري فصل دوم از ۲۲ ژوئن ۲۰۰۹ شروع شد. اغلب عوامل سريال بريتانيايي بودند و همزمان تصويربرداري فصل جديد سريال سوئدي هم در‌‌ همان نزديکي در جريان بود. در اين فصل، منطقه اسکين در ايشتاد يکي از لوکيشن‌هاي اصلي سريال بود. مثل فصل اول، ساخت هر اپيزود ۲۲ الي ۲۳ روز طول کشيد که در اين بين، سه تا پنج روز کار در استوديو و باقي در لوکيشن بود.

يکي از اتفاقات جالب در زمان فيلم‌برداري در تاريخ ۱۸ اوت رخ داد؛ فيلم‌برداري سکانس پاياني «زن پنجم» در ايستگاه قطار ايشتاد در جريان بود، در اين صحنه کورت والندر از يک تيراندازي جان سالم به در مي‌برد، در حالي که اين صحنه گرفته مي‌شد، مسافران در خط ديگر ايستگاه در حال پياده شدن بودند و به راحتي مي‌توانستند جريان فيلم‌برداري را تماشا کنند و درست در همين زمان، ۴۰ کيلومتر آن طرف‌تر، فيلم سوئدي ديگري براساس داستان‌هاي والندر به نام «شبح» در حال فيلم‌برداري بود.

کنت برانا درمورد تفاوت فصل اول و دوم سريال گفته است: «چالش فصل اول، خلف کردن دنياي غريب ايشتاد بود براساس آنچه هنينگ مانکل توصيف کرده و آنچه ريک کوتان در فيلم‌نامه نوشته بود، و اين درحالي بود که با ورود به ايشتاد مي‌بيني با چه دنياي متفاوتي روبه‌رو هستي. اينکه بتواني همه اين تفاوت‌ها را با هم هماهنگ کني، کار اضطراب‌آور ما در فصل اول بود. در فصل دوم فشاري که بر ما وارد مي‌شد فشار بسط دادن سبک خاص اين مجموعه و پرداختن شخصيت‌ها بود، مثلاً در اين فصل بيشتر به ديگر پليس‌هاي اداره پرداخته مي‌شود.»

او در مورد آب و هواي غريب ايشتاد هم گفت: «مشکلي با آب و هوا نداشتيم تا روز آخر فيلم‌برداري. مانکل در رمان‌هايش اغلب در مورد باران‌هاي طولاني تابستاني سوئد مي‌نويسد، اما در زمان ساخت دو فصل اول ما با چنين باراني روبه‌رو نشديم تا روز آخر. البته ما توريست‌هاي بريتانيايي دوست داشتيم چنين صحنه‌اي را ببينيم.»

پس از ساخت فصل دوم، اعلام شد که ساخت فصل سوم تا سال ۲۰۱۱ شروع نمي‌شود تا برانا بتواند فيلم «تور» را بسازد.

بودجه فصل دوم تقريباً برابر با بودجه فصل اول بود و ۷۵۰ هزار پوند آن را سياست‌مداران محلي ايشتاد تأمين کردند.

نکته جالب در فصل دوم انتخاب بازيگران براي نقش‌هاي کوتاه بود. فردريک گونارسون که در «قاتلان بدون چهره» نقش والفريد استورم را بازي مي‌کند، در ۱۷ قسمت نسخه سوئدي سريال نقش پليسي به نام سوارتمان را بازي کرده است. رون برگمان که در اپيزود سوئدي «قاتلان بدون چهره» بازي کرده و پارتيک کارلسون که در نسخه سوئدي «مردي که خنديد» بازي کرده، در اپيزودهايي از فصل دوم حضور داشتند، اين دو بازيگر در اقتباس‌هاي سوئدي و انگليسي رمان‌هاي والندر با هر سه بازيگري که نقش اصلي را بازي کرده است، همبازي بوده‌اند.

توليد فصل سوم

فصل سوم مجموعه «والندر» ژوئيه سال ۲۰۱۲ روي آنتن رفت. فيلم‌نامه هر سه قسمت را پي‌تر هارنس نوشت و در اين بين، مانکل همکاري صميمانه و نزديکي با هارنس داشت. هارنس در اين مورد گفت: «او پرکار‌تر از اين است که مدام با من حرف بزند اما ما با هم قرارهايي داشتيم و درمورد مواد داستاني صحبت کرديم، او کاملاً در جريان خط داستاني فيلم‌نامه‌ها هست.»

فصل سوم يک بازيگر جديد داشت به نام ربکا استيتن که در هر سه اپيزود نقش کريستينا را بازي مي‌کرد. مارک هدفيلد هم که در سريال «نظم و قانون» بريتانيا بازي کرده بود در نقش افسر پليسي به نام استفان ليندمان بازي کرد، اين شخصيت در فصل اول نسخه سوئدي سريال، کاراکتري اصلي بود. ليندمان همچنين شخصيت اصلي رمان «بازگشت

مرد رقصنده» نوشته مانکل است که فيلم‌هاي سينمايي به زبان سوئدي و آلماني براساس آنها ساخته شده است.

چهارم اوت ۲۰۱۱ به طور رسمي اعلام شد که ساخت سه قسمت فصل سوم شروع شده است. فيلم‌برداري اپيزود «سگ‌هاي ريگا» در تاريخ اول اوت در لاتويا در هتل ريگا شروع و ۲۰ اوت تمام شد. باقي اپيزود‌ها و صحنه‌ها در ايشتاد فيلم‌برداري شدند. اپيزود «سگ‌هاي ريگا» را استر مي‌کمپل کارگرداني کرد و فيلم‌بردار آنها لوکاس استربل بود که در فصل دوم نيز مديرفيلم‌برداري بود. قرار بود در اين اپيزود تا آنجا که امکان دارد از بازيگران اهل لاتويا استفاده شود اما اغلب اين بازيگران، دانش کمي از زبان انگليسي داشتند.

برخلاف دو فصل اول که در فصل تابستان فيلم‌برداري شدند، فصل دوم در فصل‌هاي پاييز و زمستان فيلم‌برداري شدند. دو اپيزود ديگر اين فصل «پيش از جنگل» براساس رماني به همين نام و «حادثه‌اي در پاييز» نام داشتند. «حادثه‌اي در پاييز» اقتباسي از داستاني کوتاه نوشته مانکل به نام «گور» است که در سال ۲۰۰۴ و تنها در هلند منتشر شده است. «پيش از جنگل» را چارلز مارتين کارگرداني کرد و تامس برتن فيلم‌بردار آن بود. «حادثه‌اي در پاييز» را توبي هاينز کارگردان مطرح سريال‌هاي معروف «دکتر هو»، «شرلوک» و «انسان بودن» کارگرداني کرد. اين ايپزود که نقشي کليدي در زندگي والندر دارد، درمورد رفتن او به خانه‌اي جديد براي شروع يك زندگي جديد است اما همه چيز او را به دنياي جرم و جنايت برمي‌گرداند.

توليد فصل چهارم

کنت برانا اخيراً اعلام کرده است با ساخت و پخش فصل چهارم سريال «والندر» اين مجموعه خاتمه پيدا مي‌کند. اين فصل برعکس سه فصل ديگر تنها دو داستان دارد، اپيزود اول اقتباسي از «شير ماده سفيد» است و دو قسمت نهايي اقتباسي از «مرد آزرده» است. فعلاً تاريخ پخش اين فصل مشخص نشده است.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.