دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[پنج]

لزوم بازنگري در پديده حراج

 علي فرامرزي / نقاش و مدرس هنر
{ شناسه مقاله: 2431 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۱۴۵۲ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

دوبي اوايل آبان‌ ميزبان سيزدهمين حراج کريستيز در برج‌هاي دوقلوي اين شهر بود. آنچنان که از اخبار منتشره در داخل برمي‌آيد، در شب اول حراج 96 درصد آثار به فروش رسيده که با درنظر گرفتن حضور هشت هنرمند ايران در ميان 10 نفر اول بايد گفت که موفقيت نقاشان ما در آن شب حائز اهميت بوده است، گرچه اختلاف اولين نفر -که نقاشي از مصر بود- با سهراب سپهري به عنوان دومين نفربه لحاظ قيمت بسيار زياد است و آثار ساير هنرمندان ما هم اکثراً با ارقامي پايين‌تر از سابق به فروش رسيده است. با اين حال کسب همين نتايج مي‌تواند همچنان رقابتي قابل ‌قبول باشد. اما آنچه بيشتر در اين دوره مورد سوال و بحث قرار گرفت، آثاري بود که در دومين شب حراج عرضه شد.

آنگونه که از بروشور حراج برمي‌آيد، ظاهراً 27 اثر از نقاشان ايراني به فروش رسيده و در مقابل 10 اثر فروخته نشده است؛ ولي نکته قابل تأمل اين است که بيشتر آثار به فروش رسيده نيز يا نزديک به قيمت پايه است، يا کمتر از آن. کساني که در دوره‌هاي قبل هم در حراج حضور داشته‌اند، مي‌‌گويند شب دوم را نمي‌توان چندان موفقيت‌آميز دانست؛ خصوصاً از اين نظر که در شب دوم نقاشاني حضور داشته‌اند که بسياري از آنها در دوره‌هاي پيش هم شرکت كرده بودند و بعضاً آثارشان با قيمت‌هاي خوبي به فروش رسيده بود. اگر اين اخبار صحيح باشد- که ظاهراً چنين به نظر مي‌رسد- بايد ديد چه عواملي باعث به وجود آمدن چنين رويکردي در حراج‌هاي کريستيز به نقاشي ايران شده؟ چرا اقبال به آن در منطقه به تدريج رو به افول نهاده و چند دوره است که ديگر از آن اخبار دوره پيش خبري نيست؟ تعدادي از آثار به فروش نرسيده، از آنِ کساني است که از اولين دوره‌هاي اين حراج‌ها در آن حضور داشته و براي خريداران به خوبي شناخته شده و گاه جزء رکوردشکن‌ها بوده‌اند.

در اين بين اتفاقي افتاده است که موضوع را بيشتر پيچيده كرده و آن برگزاري حراجي ديگر به فاصله يک شب در همان شهر دوبي به نام حراج «اپرا» براي اولين بار است. با اينکه اين حراج به‌اندازه کريستيز حرفه‌اي نبوده، ولي نقاشان ما موفق شده‌اند در کنار نام‌داران مکتب امپرسيونيسم و مدرنيسم فروش خوبي داشته باشند. حال با مقايسه اين دو رويداد با يکديگر، اولين نتيجه‌اي که به ذهن مي‌آيد اين است که آيا زمان آن نرسيده نقاشان به فکر ديگر انواع مشارکت‌ها باشند و کم‌کم خود را از زير چتر هنرمندان عرب بيرون آورند و عرصه‌هاي ديگر را نيز بيازمايند؟! آيا هنوز هم بايد گمان کنيم که در کنار نقاشان منطقه بودن، مي‌تواند باعث رونق نقاشي ما گردد؟ سوال ديگر اين که آيا فروش اين تعداد تابلو در اين حدّ قيمت به نفع هنر ايراني خواهد بود؟! آيا هنوز زمان آن نرسيده که افراد مطلع و دست‌اندرکاران اين حراج‌ها به بحث و گفت‌وگو درخصوص اين مسائل بپردازند، تا هم ابهام‌زدايي صورت گيرد و هم‌ديگر هنرمندان موقعيت خود را در برخوردبا پديده «حراج»بهتر تشخيص دهند؟

تبلیغات

 

 

مرتبط در این شماره

تئاتر امروز ایران

بر این «هالو»‌40 سال عمرگذشته است

جشن نامه

اين زمان‌نوردي را آيا معنا و جادويي است؟

یک دانشکده هنری

براي اهالي فردا

دلسوزِ فرهنگِ اين سرزمين

پژوهشگر ِ سربه پايين

هنرمندي بدونِ ادا و اطوار

تنها چيزي که به دادش رسيد نقاشي بود

جانِ شيفته

در ِباغ سبز

موسيقي ايران

بر شانه غول

از همکاري با همايون راضي‌ام

به اندازه کافی جسارت دارم

رابطه اقبال و ابتذال

خوشبختيم که دو شجريان داريم

آواز ايراني در بستر تغييرات*

حکايت آن دلنشين لالايي

اخلاق‌مدار و حرفه‌اي

خاطره شیرین یک همکاری

نمايش ايراني

خاطره شاد از پایین شهر

آقای تمام عیار

افتاده‌حالي‌اش تمامي ندارد

آينه تمام‌قد گرفتاري‌هاي مردم

طهران شما و تهران ما

هنر امروز

وال استريتِ هنر خاورميانه

شانلِ شماره پنج

در نکوهش فضاي واسطه‌گري حاکم بر حراج‌ها

خاندان مديچي؛ الگويي براي مجموعه‌داران ما

وضع اعراب و ايراني‌ها بهتر از ترک‌ها بود

تي‌شرت شيخ محمد را ۲۰۰ هزار دلار فروختند

بايد به كار همه هنرمندان بها داد

يادداشت ماه

هنر نابازار

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.