دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[چهار]

آينه تمام‌قد گرفتاري‌هاي مردم

 بهزاد فراهاني
{ شناسه مقاله: 2412 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۱۵۷۴ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

مرتضي احمدي عزيز يکي از 8-7 پيش‌پرده‌خوان‌هاي دهه 20 است. ممکن است نسل جوان با خواندن اين سطرها بپرسد که پيش‌پرده يعني چه؟ در جواب بايد بگويم که پيش‌پرده‌ها منظومه‌هاي ريتميکي بودند که در پيش صحنه يا به قول فرنگي‌ها آوانسن، توسط پيش‌پرده‌خوان اجرا مي‌شد. مضمون اين ترانه‌ها مربوط به مسائل اصلي زندگي روزمره مردم و اکثراً هم داراي ابعاد سياسي- اجتماعي و انتقادي بود. تأثير اين پيش‌پرده‌ها بر مردم آنچنان بالا بود که گاه مردم دست‌نويس‌هاي اين تصانيف را از تصنيف‌فروش‌هايي که در خيابان اين ترانه‌ها را مي‌فروختند، مي‌خريدند و از بر مي‌کردند. خدابيامرز مهدي فتحي و خود من در دهه 30، هر تابستان بعد از تعطيلي مدارس، کارمان همين بود که بهترين تصنيف‌هاي روز را زيراکس کرده و سر چهارراه‌ها و معابر بفروشيم.

بهترين تصنيف‌خوان‌هاي آن زمان که ماهرانه ضربي مي‌‌خواندند، آقاي انتظامي، آقاي احمدي، آقاي شيباني و آقاي قنبري بودند که با صداي جوان، سرزنده و گيرايشان به اين تصانيف جان تازه‌اي مي‌بخشيدند. در تئاتر روحوضي هم البته تصانيفي با مضمون فکاهي خوانده مي‌شد که قبل از شروع، «سياه» روي تخته حوض مي‌آمد و با حرکات موزوني، منظومه‌هايش را اجرا مي‌کرد. تصانيف و پيش‌پرده‌ها به قدري در مردم رسوخ مي‌کرد که بعد از مدتي حتي در جمع‌هاي دوستانه و فاميلي، خواندنش را براي يک ترانه‌خواني دسته جمعي انتخاب مي‌کردند و خوشبختانه اين تصانيف چون اغلب به زندگي روزمره مردم مي‌پرداخت، انگار آينه تمام‌قدي در مقابل گرفتاري‌هاي مردم بود و آنها خودشان را در اين ترانه‌ها پيدا مي‌کردند. مثلاً بقال گران‌فروش يا قابله‌اي که بچه‌ها را به دنيا مي‌آورد يا وزيري که قند و چاي را گران مي‌کرد، همگي در اين تصانيف حضور داشتند.

مرتضي احمدي ضربي‌خوان قهاري بود. هم ضربش را خودش مي‌زد و هم روي ضرب‌ها مي‌خواند و به مرور اين ضربي‌خواني را به سينما هم آورد و در اوايل دهه 40، آثار همين پيش‌پرده‌خواني را در فيلم‌هاي فارسي‌ مي‌ديديم. کار مهم مرتضي احمدي ضبط و حفظ اين پيش‌پرده‌هاست. او اکثر تصانيف را گردآوري کرده، هم خوانده و هم در قالب کتاب منتشر کرده که هر کدام‌شان يک سند تاريخي از يک دوره هنري تاريخ ايران محسوب مي‌شوند. اما پيشرفته‌ترين نوع اين تصانيف را در آثار مرحوم «بيژن مفيد» مي‌بينيم. «شهر قصه» يکي از بهترين نمونه‌هاي همين تصنيف‌خواني‌هاست. به تدريج با ظهور تئاتر مدرن، وقتي اشکال تئاتر رنگ و روي تازه‌اي گرفت و مدرن شد، پيش‌پرده‌خواني هم فراموش شد و تقريباً بعد از دهه 40 که رنسانس تئاتر ايران بود، ديگر در سالن‌هاي تئاتر پيش‌پرده‌اي خوانده نشد و به نظر من کار مرتضي احمدي به عنوان يکي از تنها بازماندگان اين هنر، يعني گردآوري و بازخواني اين ترانه‌ها و تصانيف، کار بسيار بسيار بزرگ و ارزشمندي است و جزو تحقيقات و تأليفات ماندگار در هنر اصيل ايران ماست که کاش قدر اين گنجينه و گردآورنده‌اش يعني مرتضي خان احمدي را بدانيم. عمرش پايدار و جانش سلامت...

تبلیغات

 

 

مرتبط در این شماره

تئاتر امروز ایران

بر این «هالو»‌40 سال عمرگذشته است

جشن نامه

اين زمان‌نوردي را آيا معنا و جادويي است؟

یک دانشکده هنری

براي اهالي فردا

دلسوزِ فرهنگِ اين سرزمين

پژوهشگر ِ سربه پايين

هنرمندي بدونِ ادا و اطوار

تنها چيزي که به دادش رسيد نقاشي بود

جانِ شيفته

در ِباغ سبز

موسيقي ايران

بر شانه غول

از همکاري با همايون راضي‌ام

به اندازه کافی جسارت دارم

رابطه اقبال و ابتذال

خوشبختيم که دو شجريان داريم

آواز ايراني در بستر تغييرات*

حکايت آن دلنشين لالايي

اخلاق‌مدار و حرفه‌اي

خاطره شیرین یک همکاری

نمايش ايراني

خاطره شاد از پایین شهر

آقای تمام عیار

افتاده‌حالي‌اش تمامي ندارد

طهران شما و تهران ما

هنر امروز

وال استريتِ هنر خاورميانه

شانلِ شماره پنج

در نکوهش فضاي واسطه‌گري حاکم بر حراج‌ها

خاندان مديچي؛ الگويي براي مجموعه‌داران ما

وضع اعراب و ايراني‌ها بهتر از ترک‌ها بود

تي‌شرت شيخ محمد را ۲۰۰ هزار دلار فروختند

بايد به كار همه هنرمندان بها داد

لزوم بازنگري در پديده حراج

يادداشت ماه

هنر نابازار

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.