دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[یک]

پدران و پسران

 
{ شناسه مقاله: 2396 }   { موضوع: ادبیات }   { بازدید: ۲۴۷۹ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

پاييز امسال 194 سال مي‌شود که از تولد ايوان تورگنيف گذشته است. نويسنده‌اي که تأثير عميقي بر جامعه‌ي قرن نوزدهمي روسيه گذاشت و هنگام مرگش هم فرانسوي‌ها و هم روس‌ها يکي از باشکوه‌ترين مراسم‌هاي تدفين و تشييع تاريخ ادبيات را براي او برگزار کردند. درباره‌ي زندگي تورگنيف آنچه بيش از هر چيز نقل مي‌شود انصاف و اعتدال او درباره‌ي داوري نسل‌هاي مختلف يک جامعه است. گفته‌اند که او از 15 سالگي زندگي عاشقانه‌اش را آغاز کرد. با اين حال دلبستگي مادرش نسبت به او و همين‌طور تمکن مالي‌اش سبب شد که هيچگاه کارش به ازدواج کشيده نشود و تا آخر عمر تنها و مجرد زندگي کند. از طرف ديگر تورگنيف بين نويسندگان مهم جهان جزو معدود کساني بود که هيچ‌گاه شغل نداشتند.

ظاهراً تنها فقط يک‌بار براي مدت کوتاهي سراغ تدريس رفت ولي خيلي زود از آن انصراف داد. مادرش ظاهراً شيوه‌ي زندگي را به انتخاب خود او گذاشته ولي روي بيکاري و سفر تأکيد زيادي کرده است. برنامه‌اي که مادرش براي او ترتيب داده اينطور بوده «زمستان را در پترزبورگ به تفريح بپرداز و تئاتر برو. بهار به روستا برگرد و از طبيعت دلپذير آن لذت ببر. تابستان را با هم به مسافرت مي‌گذرانيم و پاييز هم مشغولِ شکار شو. » در اين برنامه‌‌ريزي دقيق جاي هيچ‌گونه زندگي و خفت‌وخيزهاي کليشه‌اي نيست.

با اين حال در زندگي تورگنيف آنچه تا حدودي مسير را تغيير داد يکي تحصيل فلسفه در آلمان و سفر به فرانسه بود و يکي هم حشر و نشر با منتقدان ادبي روسيه. اين دو مسأله باعث شد شناخت دقيق و عميقي نسبت به سياست و جامعه‌ي روسيه پيدا کند و در دام هيچ‌کدام از دسته‌بندي‌هاي متعصب محافل ادبي و سياسي روزگار خود نيفتد. دسته‌بندي‌هايي که مي‌توان آنها را به سنت و تجدد تقسيم کرد و هر کدام طرفداران پر و پا قرصي داشتند. با همه‌ي احتياط و حزمي که تورگنيف به نظر مي‌رسد در نظر مي‌گرفته ولي نوشته‌هايش در زمان حياتش همواره سبب شدند طرفداران او به دو پاره‌ي مخالف و موافق تقسيم شوند. از همان اولين کتابي که با اسم «يادداشت‌هاي يک شکارچي» نوشت تا شاهکار ادبي‌اش يعني «پدران و پسران» همواره در معرض شديدترين داوري‌ها و نقدها بود. گفته‌اند وقتي «يادداشت‌هاي يک شکارچي» را نوشت خوانندگان بسياري به ستايش او پرداختند و توجه‌هاي زيادي را جلب کرد ولي از طرف ديگر مأموران سانسور هم نسبت به او حساس شدند و براي مدت‌ها تحت نظر قرار گرفت. حتي گفته‌اند مدير اداره‌ي سانسور هم به‌خاطر صدور مجوز براي اين کتاب از کارش عزل شد.

نمونه‌ي ديگر از اين نوع جدل‌ها سر نوشته‌‌هاي تورگنيف مربوط مي‌شود به رمان «قبل از ماجرا» که متهم به تبليغ انقلابي‌گري نسبت به سنت‌ها و آداب جامعه‌ي روسيه شد. کار به آنجا کشيده شد که تورگنيف از دوستانش خواست يا طرفِ او را بگيرند يا طرفِ دشمن‌اش را و به اين ترتيب مرزهاي خود را مشخص کنند. اغلب دوستان تورگنيف در حلقه‌ي کساني قرار گرفتند که نسبت به نوشته‌هاي تورگنيف نظر موافقي نداشتند. اين دسته‌بندي‌ها بيش از هر زمان ديگري هنگامي اتفاق افتاد که رمانِ معرکه‌ي «پدران و پسران» منتشر شد و انبوهي از انتقادهاي تند سر تورگنيف آوار شد. گفته‌اند کمتر کتابي در روسيه به‌اندازه‌ي «پدران و پسران» بحث و جدل به پا کرد. منتقدان، تورگنيف را متهم کردند که با اين رمانش سعي در مرثيه‌سرايي براي پدران روسيه داشته است. دسته‌اي ديگر مي‌گفتند «بازارف» هرچند از سوي نويسنده‌اش قدر نديد ولي در ميان خوانندگانش رستگار شد. با اين حال مأموران حکومتي اذعان مي‌کردند که تورگنيف با رمان «پدران و پسران» تأثير عميقي بر جامعه نهاده، چون جوان‌هاي قرتي و انقلابي را نهيليستي ناميده و افکار سست‌شان را برملا کرده است.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.