دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

[پنج]

ده

 بهرام توکلی
{ شناسه مقاله: 2368 }   { موضوع: پوشه }   { بازدید: ۲۸۲۲ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

مهمترین کار این روزهای ما شده حرف زدن درباره کارهایی که انجام نمی‌دهیم. حجم حرف زدن، نظر دادن، میزگرد گذاشتن و یادداشت نوشتن درباره‌ي هیچ- سینمای ایران- آن‌قدر کلافه‌کننده شده که به شخصه افزودن بر این حجم بی‌شکل و بی‌سرانجام را نه تنها مفید نمی‌دانم بلکه فکر می‌کنم باید نهضتی راه بیفتد به هدف ترغیب برای حرف نزدن آدمها درباره‌ي سینمای ایران، از مجله‌ای تماس می‌گیرند برای میزگردی درباره‌ي روایت در سینما، به هماهنگ‌کننده می‌گویم ما اگر بلد بودیم این روایت در سینما را که در فیلمهای‌مان انجامش می‌دادیم و وقتی کاری را بلد نیستیم چرا باید درباره‌اش حرف بزنیم و وقت خوانندگان را بگیریم، با لبخندی در لحن و صدایش مرا حواله می‌دهد به قضاوتش که چیزی است در این مایه‌ها که من فروتنم و....

جلسات حرف زدن‌هایمان درباره‌ي سینمای ایران در تلویزیون، شبیه شده به هجویه‌های نود شبی، باب شده همه حرف بزنیم اما چیزی در میان نباشد که با هم به اشتراک بگذاریم، نوعی حرف‌زدن بی‌آنکه کسی چیزی دستگیرش شود، تعجبی ندارد، سینمای از درون تهی شده‌ي ایران چیزی برای گفتن ندارد و آنها که چیزی دارند یا اجازه پیدا نمی‌کنند برای گفتنش یا امکانات مالی گفتنش را ندارند یا کسی به حرفهایشان گوش نمی‌دهد یا هزار و یک چیز دیگر که فقط یکی از آنها کافی است برای ساخته نشدن فیلم‌های واقعی سینمای ایران، بنابراین اگر حرفی درباره سینمای ایران می‌زنیم داریم درباره‌ي جریان قابل مشاهده سینمای ایران می‌گوییم که این جریان‌، که خودم هم یکی از اعضایش هستم بدون تعارف چیزی برای گفتن ندارد، پس طبعا بحثمان درباره‌ي سینمای بالقوه ایران که بسیار بسیار امیدوارکننده‌تر از سینمای بالفعل ایران است، صدق نمی‌کند.

با همین رویکرد، بحث درباره‌ي رابطه‌ي ادبیات با سینما را در سینمای ایران اگر بخواهیم ملموس و واقعی مطرح کنیم، با هدف اینکه قرار است کاری انجام شود و لفاظی و اظهارفضل را کنار بگذاریم، به اختصار باید گفت جریان اقتباس ادبی در سینمای ایران هرگز جریانی جدی و همه گیر نخواهد شد به ده دلیل اصلی:

1 ممیزی ادبیات و ممیزی در سینمای ایران هم شکل و هم مرتبه نیست، بنابراین بسیاری از آثار ادبی ما اجازه اقتباس در سینما را پیدا نمی‌کنند و اصلا پروانه‌ي ساخت نمی‌گیرند.

2 سینما برای اقتباس موفق نیاز به قصه دارد(قصه در اشکال مختلفش و نه الزاما قصه در شکل متعارفش) و بسیاری از آثار ادبی ما صاحب قصه قابل تبدیل شدن به یک فیلم بلند سینمایی نیستند.

3 فرم ادبی تنیده شده در برخی آثار ادبی، در صورت تغییر رسانه به کل فرو می‌ریزد و قابل ترجمه در رسانه دیگری نیست.

4 نویسنده مایل به تن دادن به صدای دهل سینمای ایران نیست و طبعا وقتی به آن نزدیک می‌شود سعی در حفظ فاصله همیشگی‌اش می‌کند.

5 سینماگر ایرانی در اغلب موارد از آنجا که خود را مولف، درک نشده، سرشار و غنی می‌داند اصلا نیازی به اقتباس در خودش حس نمی‌کند، بنابراین اغلب سینماگران ایرانی جریان ادبیات جدی ایران را پیگیری نمی‌کنند، پس طبعا تحت تاثیرش نیستند و این آثار جایی در ذهنشان باز نمی کند.

6 تهیه‌کننده ایرانی در اغلب موارد، به دلیل عدم آشنایی‌اش با سینمای روز جهان و عدم تسلط بر حرفه‌ای که به خودش منتسب کرده، درکش از سینمای بدنه یا جریان سرمایه‌ساز سینمایی، فیلمفارسی‌های بزک شده است و طبعا در چنین دنیایی و با چنین درکی از تهیه‌کنندگی، اصلا بحثی تحت عنوان سینمای اقتباسی و اصولا بسیاری بحثهای دیگر، در نمی گیرد.

7 مسوولان بخشهای مختلف غیر خصوصی، در اغلب موارد به دلیل عدم آشنایی با ادبیات روز ایران و از آنجا که تمایل به ساخت آثار بی‌دردسر و بدون ریسک در مضمون و فرم، منش اصلی کاریشان است، اصلا به طرف چنین کارهایی تمایل پیدا نمی‌کنند و اگر اقدامی می‌کنند برای اقتباس، نه در انتخاب متن مورد اقتباس و نه در انتخاب افراد فعال در این عرصه، دایره‌ای بازتر از مجموعه دوستان نزدیک به خود و تفکر خود را(فارغ از میزان توانایی این دوستان) مجاز نمی‌دانند پس این کار به شکل ظاهری و سطحی‌اش اتفاق می‌افتد و باز حجم اصلی ادبیات موثر و نوجو و متفاوت ایرانی از اقتباس دور می‌ماند، انگار فقط ادای اقتباس ادبی را در آورده باشیم.

8 مخاطبان بالقوه‌ي ایرانی که می‌توانند مخاطب فیلمهای اقتباسی باشند، به حق از سینمای ایران قهر کرده‌اند و سینما را در اشکال جهانی‌اش در ماهواره و دی‌وی‌دی قاچاق و سفرهای خارجی و تماشای فیلم‌های روز غیرایرانی روی پرده جستجو می‌کنند بنابراین اصلا در عرصه حضور ندارند تا بتوانند سلیقه‌شان را به تهیه‌کننده تحمیل کنند تا تنها جریان تاثیرگذار که همان بخش خصوصی باشد، بفهمد می‌شود از میان اندیشه جاری در ادبیات جدی ایران، راهی به سوی مخاطب گسترده باز کرد.

9 نویسندگان ایرانی، چنان که در اغلب نقاط دنیا باب است و در ایران نیست، هنگام نوشتن

گوشه‌چشمی به سینما و اقتباس از آثارشان ندارند چون اصولا سینمای ایران را تاثیر گذار و مهم نمی‌دانند.

10 هیچکس، اعم از نویسنده، فیلمساز، مسئول و ممیز به این فکر نمی‌کند که چرا بیش از هشتاد درصد آثار مخاطب گسترده و مخاطب خاص سینمای جهان آثار اقتباسی هستند(اقتباس از داستان کوتاه، رمان، زندگینامه، مقاله‌های علمی و ...)، حتما فکر می‌کنند این آمار اتفاقی است و وقوعش دلیل خاصی ندارد، به‌هر حال ما می‌توانیم بارها و بارها خودمان چرخ را اختراع کنیم و به تعداد همین دفعات هم از اختراع خودمان کیف کنیم!

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.