دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

به مناسبت کنسرت ديدار؛ عليرضا قرباني و علي قمصري

اين کت‌وشلوار دکمه هم نداشت

 حمید منبتی
{ شناسه مقاله: 2355 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۲۰۷۸ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

1 خيلي دلم مي‌خواست که مي‌توانستم مثل گذشته‌ها از موسيقي ايراني لذت ببرم. تلاشم را هم مي‌کنم، اما سخت است. چه چيزي در اين سال‌ها توليد شده که نتواني بهتر از آن را در «بيداد»، «آستانان جانان»، «نوا (مرکب‌خواني)»، «صداي سخن عشق»، «آتش در نيستان»، «شب، سکوت، کوير» و... بيابي؟ قبول دارم، حرفم شتاب‌زده و بي‌منطق است. بايد تصحيح‌اش کنم؛ در اين يک دهه اخير بوده‌اند آدم‌هايي که در موسيقي ايران درخشيده‌اند، بوده‌اند کنسرت‌هايي که چشم‌مان را خيره کرده‌اند، بوده‌اند آلبوم‌هايي که در خاطرمان مانده‌اند؛ حالا مي‌خواهد تعدادشان به عدد انگشتان دو دست برسد يا نرسد! در اين سال‌ها بوده‌اند آهنگسازان جواني مثل علي قمصري، سيامک آقايي، تهمورس و سهراب پورناظري و... که در ذهن‌مان مانده‌اند.

بوده‌اند خوانندگان جواني مثل همايون شجريان، عليرضا قرباني و... که پرچمدار نسل تازه‌نفس آواز ايراني شده‌اند و بوده‌اند آثاري چون «نسيم وصل»، «نقش خيال»، «ياد باد»، «پنهان چو دل» و... که اثر خود را برجاي گذاشته‌اند؛ هرچند تعدادشان انگشت‌شمار. جالب اينکه اين حس دوري از موسيقي ايراني دو، سه سالي هست که يقه‌ام را گرفته، اما تا همين اواخر جرأت نمي‌کردم به زبان بياورم‌اش. تا اينکه با چند نفر از اهالي موسيقي (از جمله تهمورس پورناظري، بهراد توکلي و... ) سر درددل باز شد و ديديم که حس يکي دو نفر نيست و همه‌مان –شيفتگان ديروز موسيقي ايراني و بريدگان امروز- مدت‌هاست غير از نوستالژي انگیزه ديگري براي پيگيري اين موسيقي نداريم.

2 علي قمصري که با «نقش خيال» در 23 سالگي در موسيقي ايران قد علم کرد، همه را به تحسين واداشت. همايون شجريان بارها در گفت‌وگوهايش گفته که پروژهاي ديگرش را به تأخير انداخته تا آن آلبوم را منتشر کند. قمصري حتي استاد شجريان را هم به صرافت انداخت تا در يادداشتي قلم به تحسين او براند. البته در همين زمان بودند منتقداني چون سيد عليرضا ميرعلينقي و ديگران که قمصري را فِيک و کپي ناپخته حسين عليزاده مي‌دانستند و خيلي هم جدي گرفته نمي‌شدند. اما مدتي است که حتي موزيسين‌ها و منتقدين حامي قمصري هم اين سوال را از خود مي‌پرسند که از او پس از «نقش خيال» چه کار چشمگير ديگري شنيده‌ايم که ادامه منطقي روند رو به تکامل آهنگسازي باشد که در 23 سالگي اثر گردن‌کلفتي مثل «نقش خيال» را ساخته است. قمصري متاسفانه همچنان دارد نان همان آلبوم را مي‌خورد، تا جايي که در دو کنسرت اخيرش (کنسرت ديدار نمايشگاه بين‌المللي و کنسرت قبلي در تالار انديشه به همراه حسين عليشاپور) گريزي به قطعات همان آلبوم مي‌زد. قمصري در نشست خبري کنسرت انديشه، از «تلفيق موسيقي ايراني و موسيقي غربي» حرف زد و کسي نفهميد کجاي آن اجرا به تلفيق اين دو ژانر پهلو مي‌زد؟

3 کنسرت «ديدار» با اجراي گروه «آهنگ اشتياق» مي‌توانست براي يک گروه بي‌نام‌ونشان در يک سالن کوچک 300-200 نفره، کنسرتي معمولي حساب شود؛ اما –به جز برگزاري بالاتر از حد استاندارد کنسرت‌هاي ايران- در حد نام هنرمندان‌اش تقريباً هيچ نداشت. در بسياري از موارد –چه در اجراهاي خوب و چه کنسرت‌هاي متوسط- در طول اجراي کنسرت به قطعه يا حداقل لحظه‌اي مي‌رسي که با خود مي‌گويي اين کنسرت براي همين لحظه ساخته شده بود. حکايت همان دکمه‌اي است که پيدا مي‌شود و به دوختن کت‌وشلواري مي‌انجامد! مشکل اينجا بود که در طول اين کنسرت کمتر شعر/نغمه/لحظه‌اي پيش آمد که حس کنيد هسته اصلي اين اجرا بوده است. هرجا هم که تصنيفي اوج گرفت و شوري به کنسرت داد، قمصري با کوک کردن بي‌موقع ساز خود آن شور و حال را کشت.

4 عليرضا قرباني اين کنسرت را با سرماخوردگي و ناراحتي‌هاي حنجره‌اش براي آواز پشت سر گذاشت و الحق چيزي هم کم نياورد. تنها مشکل اصلي همان انتخاب چنين اجرايي بود. در ظاهر همه‌چيز روبه‌راه است، اشعاري از سهراب سپهري، حسين منزوي، مولانا، خيام، گروس عبدالملکيان (شاعر محبوب قرباني) و... به همراه آهنگ‌هايي از علي قمصري که همه او را به توانايي‌هايش مي‌شناسند و در نهايت گروهي از نوازندگاني که براي خود نامي دارند. پس مشکل کجاست که موسيقي کار نمي‌کند؟

5 اين يادداشت مي‌توانست بسيار تندتر از اينها و هنگام کنسرت قبلي علي قمصري در تالار انديشه يا کنسرت حسين عليزاده در تالار وحدت و يا ده‌ها کنسرت بي‌سرانجامي که هر هفته برگزار مي‌شود، نوشته شود. اما متاسفانه هرگاه پاي تعريف و تمجيد در ميان نباشد، ياد بي‌سوادي و غرض‌ورزي منتقدين مي‌افتيم! اتفاقاً اين نوشته هم خالي شد از نقد فني. با تعدادي از موزيسين‌هاي حاضر در سالن حرف زده بودم و قرار بود نظرات فني آنها را –که تمايلي نداشتند به نام‌شان چيزي نوشته شود- هم در اين نوشته بياورم. نکته‌هايي مثل صدابرداري ضعيف، عدم بالانس ارکستر زهي ايراني و غربي، نبودِ روابط منطقي بين ملودي و هارموني و... اما فرصت باز کردن‌شان دست نداد.

تنها دليلي که قرعه به نام اين کنسرت افتاد که بغض تمام کنسرت‌هاي اخير خالي شود، دوستي نزديک من با عوامل برگزاري اين کنسرت و آگاهي آنها از بي‌حب و بغض بودن اين نوشته است و اين که به غرض‌ورزي متهم نخواهم شد. عليرضا قرباني، علي قمصري و... توقع ما از خودشان را خيلي دست‌کم مي‌گيرند که تن به اجراي چنين برنامه‌هايي مي‌دهند؛ چرا که ما به اين سادگي‌ها قانع نخواهيم شد و از آنها کاري در حد نام و سابقه و توانايي‌هايشان طلبکاريم. همانطور که از حسين عليزاده به دو ساعت بداهه‌نوازي‌اش راضي نمي‌شويم و کاري در سطح «ترکمن»، «نينوا»، «راز نو» و... مي‌خواهيم. دوستان! لطفاً خودتان و ما را دست‌کم نگيريد.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.