دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

به مناسبت نمايشگاه «معاصريت» در گالري آرته

انسان محبوس در ساخته خود است

 فريد امين‌الاسلام
{ شناسه مقاله: 2353 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۱۴۳۲ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

 گالري «آرته» از پنجمين روز آبان، ميزبان نمايشگاه عکس، ويدئو، چيدمان با عنوان «معاصريت» بود. گالري آرته با رويکرد تجربه‌گرايي هنري در پي ايجاد فرصتي براي دانشجويان و هنرجوياني است که با ايده‌هاي نو مي‌خواهند در عرصه هنرهاي تجسمي فعاليت کنند. دکتر شريف‌زاده که به کوشش او اين هنرجويان در کنار هم نمايشگاه را برپا کرده‌اند، در بيانيه خود دليل انتخاب نام معاصريت را اينچنين نوشته است:«نه به کلي از سنت جدا شده‌ايم و نه دست بسته در مقابل مدرنيته ايستاده‌ايم... اجبار را به اختيار تعبير مي‌کنيم و اختيار را نوعي جبر مي‌خوانيم. همواره ميان افکارمان غوطه‌وريم. نه از مرزهاي واقعيت مي‌گذريم و نه به ساحل نجات باز مي‌گرديم... . گاهي دست مريزادي بيهوده مي‌گوييم و گاهي به جواب سلامي هم دست از بغل بيرون نمي‌آوريم. بد‌عنقي و ياوه‌گويي در شرايط عادي از اخلاق معاصر بودن‌مان مي‌شود و چه لذتي دارد معاصريت‌مان را تصوير کنيم.»

اولين اثر نمايشگاه متعلق به روژين حسيني است. او مانند بسياري از هم‌نسلان خود به فضاي مجازي و نحوه ارتباط در آن پرداخته است. پنجرهاي چت روي چند نمايشگر باز است و مکالمات مختلف بين يک نفر و چند دوست مجازي خوانده مي‌شود و در پس‌زمينه نماي درشتي از چشم روي نمايشگر ديده مي‌شود. مسأله اصلي در اين اثر بي‌هويتي آدم‌ها در فضاي مجازي و عدم ارتباط واقعي و صادقانه بين آنهاست. حنانه پتکي با عکس‌هايي با کادر ثابت و ابعاد 20×20سانتيمتر زندگي معاصر را در شلوغي و بيهودگي يک دکه فروش کارت‌هاي شارژي مترو و ايرانسل تصوير کرده است. مواجهه آدم‌ها با داخل دکه از يک پنجره نيمه باز و کوچک، تمثيلي است از مواجهه سنت و مدرنيته در روزگار امروز. عکس‌هاي ستار عرفانيان به زندگي روشنفکري مي‌پردازد. كتاب‌هايي که ديگر براي خواندن نيستند طوري چيده شده‌اند که سکوي خودکشي روشنفکر امروزي است تا گردن خود را به طناب دار آويزان برساند. زندگي روشنفکري که ملغمه‌اي است از سنت و مدرنيته و جنون ناشي از آن.

اما بهترين اثر نمايشگاه متعلق به گلناز نيلفروشان است. قابي با ابعاد 95×164 سانتيمتر و 14 عکس از اشياء ظاهراً بي‌ارزش مانند چاي کيسه‌اي، کليد، تيغ ريش تراشي و... . که از يک جا کليدي ثابت آويزان شده‌اند و جاي خالي يک عکس که مانند حفره‌اي در دل اين چيدمان ديده مي‌شود. اين اشياء بي‌اهميت با اين چيدمان عکس، کارکرد دو گانه پيدا مي‌کنند و با تبديل شدن به فتيش(Fetisch) به موضوع فقدان (و بدون احساسات‌گرايي به مرگ) اشاره دارد. نيلفروشان در بيانيه خود در اين باره نوشته: «معاصريت‌مان همراه شده با دلبستگي‌ها و تضادي‌هاي فردي، که هر کدام را در جايگاهي آويخته‌ايم». آناهيتا محمودي که دانش‌آموخته معماري است عکس‌هايي از سقف‌هاي شيشه‌اي از سقف گالري آويزان کرده بود که از يکي از آنها با چيدماني آب چکه مي‌کرد. او با اين اثر به يک تعريف شخصي از معاصريت رسيده است و آن «انسان محبوس در ساخته خود است».

محمد امين بزرگزاده با چيدماني از جعبه‌هاي کوچک شيشه‌اي (شبيه آکواريوم) و چسباندن عکس ثابتي پشت هر کدام و پر کردن آب در داخل جعبه‌ها در سطوح مختلف، به نحوه ديدن و خطاي آن اشاره دارد و البته مي‌توان به وضوح بحران بازنمايي يک عکس ساده را در اين چيدمان ديد چراکه در هر کدام از اين جعبه‌ها کادر ثابت انتخاب شده به نحو متفاوتي ديده مي‌شود. الهام حاج احمدي با نمايش يک ويدئوآرت در دستگاه پزشکي مخصوص نگهداري بچه‌هاي تازه متولد شده نسبت به سقط‌ها و صدمات ديگر ناشي از پارازيت‌هاي مختلف در فضاي زندگي شهري (فضاي زندگي معاصر) روي کودکان و زنان باردار پرداخته است و به طور استعاري مي‌توان به ناقص‌الخلقه بودن معاصريت در زندگي امروز اشاره کرد. آخرين اثر نمايشگاه متعلق به رضا طالب‌زاده است، يک مجموعه بهم پيوسته شامل عکس، آينه و سه ويدئو آرت. عکس‌ها متعلق به آدم‌هايي است که جلوي آينه ايستاده‌اند و ناآگاهانه سوژه عکاس شده‌اند و عکس يک اسب و ويدئوآرت‌هايي که انساني مانند اسب در حال رام شدن است. شايد مفهوم اين مجموعه همان به اجبار رام شدن باشد در اين دوره، به اصطلاح معاصر مطابق با گفته بيانيه کلي نمايشگاه: «به هرگونه رفتار اجتماعي چه سنتي و چه مدرن تن مي‌دهيم و تنها درون دايره تکرار همراه ديگران مي‌دويم و مي‌دويم»

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.