دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

نمايشگاه مفهومي مهتاب فيروز آبادي در گالري والي مخاطبان را غافلگیر کرد

درختانِ دخيل‌بسته بر کنشِ مفهومي

 پرويز براتي
{ شناسه مقاله: 2352 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۲۵۹۴ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

هنر در ساحت اجتماعي خود تاثيراتي همواره بديع و شديد به جاي گذاشته است. از آن زمان که هنرمندان با شجاعت توانستند هنر را به سطح شهرها و حتي روستاها بکشانند، رابطه هنر با مردم که به‌ظاهر توجهي به خلا‌قيت‌هاي هنري نداشتند قوي‌تر و عميق‌تر شد. اروپاي قرن نوزدهم مهم‌ترين لحظات اين تجربه را پشت سر گذاشت. ورود و حضور نقاشان رومانتيک و سپس امپرسيونيست‌ها به کافه‌ها، پارک‌ها معابر عمومي و رستوران‌هاي کوچک و بزرگ و نيز تغيير موضوعات نقاشي و توجه هنرمندان به زندگي روزمره مردم عادي و فقير شهرها و کوچه‌هاي کثيف لندن و پاريس اولين و مهم‌ترين اقدام در اين زمينه بود. بعدها در اوايل قرن ۲۰ با ظهور انديشه‌هاي گروه «دادا» در کافه‌اي به نام «ولتر» هنر به شکل کاملا‌ً نماياني به عمق اجتماع رسيد و مردم به شکل مرتب و متداوم با آثار نقاشي و بعدها هنرهاي اجرايي هنرمندان آشنا شدند. هنر از چنگال کليسا و دربار پادشاهان اروپايي رها شده بود و اين خود يکي از نشانه‌هاي پايان عصر استيلا‌ي نهادهاي قدرت بر اذهان جامعه و نيز ظهور هنر بورژوازي بود.

ديگر خبري از شکوه و جلا‌ل نقاشي‌هاي ال گرکو، بلا‌سکز، کاراواجو و رامبراند نبود. نه خبري از مصائب مسيح بود و نه اثري از لباس‌هاي باشکوه ملکه‌هاي زشت و زيباي اروپايي. پس از اين گسست تاريخي- اجتماعي است که ونسان ون‌گوگ اکسپرسيونيست به بازنمايي غذا خوردن يا بهتر بگوييم سيب‌زميني خوردن کارگران و دهقانان مي‌پردازد. بينواياني که هم دست‌هايشان گرسنه است و هم چشمان‌شان و اين تحولا‌ت اجتماعي بود که به شکلي مستقيم بر هنر تأثير مي‌گذاشت. ‌

پس از جنگ جهاني دوم و با ظهور پي‌درپي بحران‌هاي اجتماعي و سياسي هنر نيز به‌عنوان يک پديده ارگانيک خود را با شرايط تطبيق مي‌داد.

در اوايل دهه ۶۰ ميلا‌دي مدرنيسم از درون به پالا‌يش و ويرايش خود مي‌پردازد. موسيقي مردمي «پاپ»رواج مي‌يابد و از سويي ديگر ايده‌هاي اوليه هنر مفهومي (conceptual) که ميراثي است از نهضت دادائيسم، آرام‌آرام تبديل به الگويي براي هنرمندان مي‌شود. در همين دوران است که بزرگاني چون اندي وارهول و ديويد هاکني با آثار عکاسي نقاشي و چيدمان‌هاي خود هنري کاملا‌ً مفهومي و مردمي را بنيان مي‌گذارند؛ در «پاپ آرت.» زندگي روزمره مردم نه‌تنها بازنمايي مي‌شود بلکه اجزا و عناصري از آن مورد بهره‌برداري هنرمندان قرار مي‌گيرد. هنرمندان عرصه تجسمي و تئاتر، هنر اجرايي(performance‌) را به سطح اجتماع و عمق اذهان مردم مي‌برند. هنر اتفاقي در کوچه و خيابان‌هاي شهر متولد مي‌شود و به بلوغ مي‌رسد. هنر اجرايي به رستوران‌ها و سوپرمارکت‌ها مي‌رود. ‌

هنر انتقادي از سمتي به بيان و مصورسازي بحران‌هاي فردي و جمعي مي‌پردازد و از سويي ديگر به جامعه و نهادهاي قدرت. الگوهاي مصرف‌زدگي، بي‌هويتي، مفاهيم تثبيت‌شده‌اي مانند آزادي، عدالت، ايمان و زيبايي را به چالش مي‌کشد. اما در اين موج جديد که شکل‌هاي سنتي هنر را در خود ترکيب کرده، جايگاه و مفهوم تصوير جهان و در رتبه‌هاي پايين‌تر تصوير جامعه همواره و به اشکال مختلف حفظ شده است. ‌اين همان چيزي است که اين روزها در هنر مفهومي در ايران قابل مشاهده است. هنر مفهومي ايران، با اين که در حيات سه دهه‌اي خود فراز و نشيب زيادي داشته؛ اما اين روزها اين جريان با شدت و حدت بيشتري در مقايسه با موج هنرهاي مفهومي در اوايل دهه 80 دنبال مي‌شود.

نمايش نقاشي‌هاي مهتاب فيروزآبادي در گالري والي تهران، حرکتي مفهمومي در همين راستاست که مخاطب را به کنشي دو سويه ( Interactive ) دعوت مي‌کند. فيروزآبادي که اخيراً حضور موفقي در آرت فرهاي اتريش، ايتاليا، لندن و نيويورك داشته است؛ تازه‌ترين نمايشگاه خود را با عنوان« دخيل » تا 30 آبان در گالري والي روي ديوار برد. در اين نمايشگاه، شاهد 12 تابلو بوديم که تک درختاني دخيل بسته را به تصوير مي‌کشيد. نکته حائز اهميت در اين نمايشگاه، نگاه مفهومي نقاش بود. او تمهيدي براي وارد کردن بيننده به فضاي ارائه اثر انديشيد و به منظور پياده کردن اين ايده، يکي از تابلوهايش را در دسترس مخاطبان و بازديدکنندگان قرار داد. بر اين اساس پارچه‌هايي از قبل آماده شده را، در گالري تعبيه کرد تا بازديدکنندگان، بنا به ميل خود، بر درخت به تصوير کشيده شده، دخيل ببندند. دخيل، تكه پارچه

کنده شده‌اي از پوشش تن است که فرد در طلب حاجت و به اميد معجزه‌اي که در راه است آن را به درخت مرادش گره مي‌زند. اميدي دور که شايد به‌واسطه اين گره‌ها روزي به تحقق بپيوندد. فيروز آبادي در نمايشگاه اخير تلاش کرده مخاطب را هم به کنش هنري دعوت کند و هم آثاري با رويکرد تازه ارائه دهد. اين، وجه تمايز اين نمايشگاه با هفت نمايشگاه قبلي‌اش است.

آنچه از رهگذر آثار جديد اين نقاش مي‌توان دريافت، نوعي فراروي از هنر مدرن است؛تا جايي که برخي معتقدند آثار جديد وي فضاهايي «نواکسپرسيونيستي» را تجربه مي‌کند. فيروزآبادي در اين خصوص مي‌گويد: «سعي كرده‌ام در اين تابلوها قدري معاصرتر كار كنم؛ ضمن اينكه مضمون آنها خيلي به سنت ما مربوط مي‌شود. با اينکه سال‌ها در آلمان، مهد اكسپرسيونيسم دنيا تحصيل و زندگي كرده‌ام، اما در نهايت من يك نقاش ايراني هستم و ريشه‌هاي كارم به جامعه امروز ايران برمي‌گردد.»

ارجاع به درخت و طبيعت در اين آثار جنبه‌اي بياني و اکسپرسيو پيدا کرده که فيروز آبادي بر آن، با ضربه قلم‌ها و رنگ‌هاي درخشان تأکيد کرده است. اين درخت‌‌ها که در ناکجا آباد سر بر افراشته، محوري براي راز آميز کردن طبيعت شده است. اين «رو به روشنايي داشتنِ» و «رو به رشد بودن» از طريق نقاشي‌ها، به شكلي رازآموزانه و درمان‌گرانه ما را وارد محدوده‌اي قدسي مي‌کنند؛محدوده‌اي که با زندگي امروزين در شهر‌هاي بزرگ در تضادي آشكار قرار مي‌گيرند و نهيبي هستند رنگارنگ، در فراموشي تقديس طبيعتي که هر روز رو به زوال مي‌رود.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.