دوره جدید / شماره ۱۷ / شماره پیاپی ۱۷ / آذر ۱۳۹۱
۱۷

پيروزي يا شکست

 پريسا چنگيزي
{ شناسه مقاله: 2347 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۲۲۱۹ }

شماره ۱۷، آذر ۱۳۹۱

 شباهتي که ميان فرماليست‌ها و پديدارشناسان وجود دارد، در عملکرد «آشنايي‌زدايي» قابل پي‌گيري است. آشنايي‌زدايي را فرماليست‌ها عنصري مي‌دانستند که باعث مي‌شود ادبيات با وجود مضمون‌هايي ‌کم‌و‌بيش تکراري همچنان قابل رجوع و خواندني بماند. فرماليست‌ها براي رسيدن به اين موضع، از زبان شاعرانه بهره مي‌بردند. يعني نقش زباني را که از زبان کارکردي و روزمره جدا باشد و عنصر شاعرانه در آن غلبه داشته باشد، در پيدايش و خلق آشنايي‌زدايي بسيار با اهميت قلمداد مي‌کردند. اما پديدارشناسان به اين نقش، نقشي ديگر افزودند؛ و آن اتخاذ جنبه‌هايي شگفت براي رويارويي با جهان بود. يعني علاوه بر استفاده از قدرت زبان، براي دور ماندن از رويکردهاي صرفاً ارتباطي و ابزاري، نگاهي را که انسان به جهان و طبيعت مي‌اندازد نيز با اهميت شمردند.

يعني اينکه چگونه و از چه جنبه‌اي و به کدام وجه و با چه فاصله‌اي و در چه زماني به موضوع توجه شود را عامل اصلي براي پيدايي آن بخش پنهانِ هر چيز مي‌دانند. رويکر پديدارشناسانه سعي مي‌کند چنان بي‌طرف و به‌دور از چيزي که گفته مي‌شود و کساني که اين گفتگو را انجام مي‌دهند، باشد که بتواند چيزي را نشان دهد که خودِ گفتن را ممکن کرده‌است. يعني جهاني را آشکارکنند که پيش‌شرط پيدايي چيزها به مثابه‌ي اشيائي که مورد توجه و مورد مواجهه قرار گرفته‌اند، باشد. و اين دقيقاً همان رويکردي است که در کتاب جمجمه‌ات را قرض بده برادر، وجود دارد. نويسنده با فاصله گرفتن از موضوع خود و اتخاذ جايگاهي شگفت و غيرمأنوس براي رويارويي با آن و نيز استفاده استادانه از زبان و قابليت‌هاي توصيفي و تخيلي آن، توانسته اثري پديدارشناسانه خلق کند. اگر غالباً جنگ به منزله‌ي چيزي قلمداد مي‌شده که اعتقاد، ارزش، درگيري و شرايط تحميل شده در آن در شکل دهي به روايت‌ها و شخصيت‌ها نقش اساسي داشته‌است، در اين کتاب از ابتدا با جنگي ديگر يا جنگ به مثابه‌ي نوعي پديدار مواجه هستيم. شخصيت‌هاي داستان در جهان جنگ پرتاب شده‌‌اند و تأمل‌شان نسبت به شرايطي که در آن هستند، يعني شرايطي که جهان‌شان را مي‌سازد، بسيار بيشتر از خودِ معنايي است که از جنگ در ذهن مخاطب وجود دارد، و لذا در شکل‌دهي به معناي جنگ نقش بنيادي دارند. شخصيت‌هايي که همگي از سمت تأمل‌هاي گزاره‌اي به تأمل‌هاي پديدارشناسانه حرکت مي‌کنند.

و اين حرکت مستلزم فاصله گرفتن از جنگ به معناي درگيري و عملي ارزشي که منجر به پيروزي يا شکست مي‌شود است. گويي آنها همزمان درون گفتماني قرار دارند که فراتر از آن هستند. به همين دليل هيچ يک از شخصيت‌ها، شخصيت محوري نيستند. تمام آنها در آشکارکردن وجهي از هستي که اين‌بار قرار است از خلال جنگ خود را نشان دهد، نقشي ويژه و هم‌ارز دارند. گويي نمايشي برصحنه است که نقش هرکدام از بازيگران آن به يک اندازه بااهميت است.

هلال کسي که داستان با او آغاز مي‌شود، چنان‌که از اسمش نيز برمي‌آيد، با پيشرفت داستان رو به محاق مي‌رود و در نهايت به فراموشي‌اي هستي‌شناسانه دچار مي‌شود. مصطفا همانند کارگردان و مؤلف اين نمايش است. نمايشي که از بعد روايتي، فضاسازي، قهرمان‌سازي و ساختاري، نمايشي تراژيک است. و مگر تراژدي چيزي نيست که قهرمان را قهرمان مي‌کند؟ نورالله، هادي، حسين و سليم هم هم‌سرايان و بازيگران ديگر اين تراژدي هستند. نويسنده تخيل را به مدد مي‌گيرد تا فضاهاي آشنا و کارکردي را چنان تغيير دهد تا خودِ جهاني که هرگونه پديداري را ممکن کرده است آشکار شود. به عبارت ديگر مي‌گذارد تا جهانيت آن خودش را نشان دهد

جمجمه‌ات را

قرض بده برادر

مرتضا کربلايي‌لو

نشر بنیاد ادبیات داستانی

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.