دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[دو]

نگاهي به انيميشن کوتاه لا لونا

 آراز بارسقيان
{ شناسه مقاله: 2303 }   { موضوع: سینما }   { بازدید: ۶۲۱ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

 اين عادت شايسته‌ي پيکسار است که هر سال با هر انيميشن تازه‌اي که مي‌سازد يک انيميشن کوتاه را به عنوان مکمل انيميشن اصلي‌اش راهي سالن‌هاي نمايش مي‌کند. اين سنت عالي پيكسار، يکي از خلاقانه‌ترين بخش‌هاي اين کمپاني محسوب مي‌شود. سئوال اين‌جاست که آيا کسي هست که چنين چيزي را درباره‌ي آن‌ها نداند؟ نداند هر سال به همراه يک انيميشن بلند، بايد منتظر يک انيميشن کوتاه هم باشيم؟ خُب نه، مي‌دانيم، همه مي‌دانيم.

پس وقتي به سينما مي‌رويم و تصميم مي‌گيريم که به تماشاي انيميشن جديد پيکسار بنشينيم، زياد تعجب نمي‌کنيم، اگر قبل از ديدن آرم کمپاني ديزني و پيکسار با يک سري تصاوير متفاوت مواجه شويم؛ با يک فيلم مواجه شويم. انيميشن‌هاي کوتاه در جهان جزو کارهايي هستند که زمان زيادي مي‌برند و گاهي براي تهيه‌اش (چون با يک تيم کوچک کار مي‌شود) زمان و انرژي زيادي مي‌گذارند و ميزان کيفيت هنري‌اش بسيار بالاتر از انيميشن‌هاي بلندي است که مي‌بينيم. اين ميزان انرژي و وقت گذاشتن بر سر يک انيميشني که قرار نيست بيشتر از ده دقيقه باشد، بسيار دست هنرمندان را باز مي‌گذارد تا تمام اتودهاي دستي خودشان را اجرا کنند و اثر نهايي را بيشتر از هر اثر بلندي، به طراحي‌هاي خودشان نزديک کنند. تقريباً تمام انيميشن‌هاي کوتاه دو بعدي‌اي که ما مي‌بينيم داراي چنين خاصيتي هستند و در طول ده بيست ساله‌ي اخير که انيميشن‌هاي سه بعدي و کامپيوتري قدرت بيشتري گرفته‌اند باز شاهد اين هستيم که انيماتورها بيشتر تلاششان بر اين اساس بوده که بتوانند آن کيفيت طراحي‌هاي دو بعدي‌شان را وارد انيميشن‌هاي سه بعدي کوتاه کنند. آن هم فقط به خاطر فضاي زماني و هزينه‌ي کمي که دارد.

لا لونا (ماه) انيميشن کوتاه هفت دقيقه‌اي است که انريکو کاساروزا نوشته و کارگرداني کرده است. انيميشني که سال پيش نامزد دريافت جايزه‌ي بهترين انيميشن کوتاه اسکار بود. يک انيميشن کامپيوتري بسيار زيبا و دلنواز درباره‌ي رابطه‌ي پدر بزرگ، پدر و پسري که هر ماه براي تغيير وضعيت ماه، به ماه مي‌روند و هلال ماه را جارو مي‌کنند. انيميشن در لايه‌ي اول خودش دارد به يک وضعيت خانوادگي نگاه مي‌کند: همان داستان قديمي تفاوت بين پدر و پدربزرگ که حالا در تقابل با پسر تازه‌کار قرار مي‌گيرد. کلاه‌هايي که به سر پدر و پدربزرگ است، متفاوت نيستند، اما فقط و فقط نوع به سر گذاشتنشان متفاوت است و همين شروع جدلي مي‌شود بين پدر و پدربزرگ که مي‌خواهند سعي کنند پسر را به سمت خودشان جلب کنند. اين خط از روايت روي خط ديگر ماجرا قرار مي‌گيرد. يعني شغل اصلي‌اي که اين خانواده براي خودشان در نظر گرفته‌اند و به نظر مي‌رسد که نسل به نسل است که چنين روندي را در پيش دارند: آن‌ها تميزکننده‌هاي ماه هستند. در واقع کارشان اين است که خُرده ستاره‌هايي که از کهکشان روي ماه مي‌افتد را جارو کنند. در اين بين تنها کسي که مي‌تواند نگاه نويي به شغلشان داشته باشد همان پسرک کوچولويي است که مدام محور کشمکش‌هاي طنز بين پدر و پدربزرگ است.

تفاوت، تمايز و فاصله بين نسل‌ها به خوبي در اين انيميشن هفت دقيقه‌اي نشان داده مي‌شود، که البته اگر به هوشمندانه بودن کارهاي پيکسار اعتقاد داشته باشيم، مي‌بينيم که انتخاب چنين موضوعي دور از خود انيميشن شجاع هم نيست. چون شجاع هم دارد به روابط خانوادگي، به‌خصوص روابط بين مادر و دختر

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.