دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[دو]

مديومِ آلترناتيو

گفت‌و‌گو با امير راد از طراحان «فستيوال ۳۰ پرفورمنس، ۳۰ هنرمند، ۳۰ روز»

 نيما توسلي
{ شناسه مقاله: 2287 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۹۱۷ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

هنر اجرايي مدتي است که در جامعه ايراني مورد استقبال فراواني قرار گرفته است. برنامه 30 پرفورمنس، 30 هنرمند، 30 روز در گالري ايست شايد از مهمترين رويدادهاي اين حوزه از هنرهاي معاصر ايران باشد. برنامه‌اي که دو سال از عمرش مي‌گذرد و دست‌اندرکاران آن تجربيات فراواني را در مديريت اين گونه برنامه‌ها به دست آورده‌اند. اما هدف‌هاي اين برنامه يک‌ماهه چيست و چالش‌هاي پيش روي دست‌اندرکاران چه خواهد بود. در گفت‌وگويي کوتاه پرسش‌هايي را در زمينه‌هاي مختلف و البته مرتبط با پرفورمنس با امير راد يکي از طراحان و برگزارکنندگان اين برنامه مطرح کرده‌ايم که هم‌اينک پيش‌روي شماست.

طي چند سال اخير هنر مفهومي و زير شاخه‌هاي آن ازجمله هنر اجرايي يا همان پرفورمنس در ايران رواج زيادي پيدا کرده است. به عنوان اولين سوال، دليل اين استقبال را چه مي‌دانيد و چگونه آن را ارزيابي مي‌کنيد؟

پرفورمنس آرت پاسخ هنرمندان تجسمي است به چارچوب‌ها، قوانين و تعاريف محدودکننده جهت خلق آثار هنري. اين پاسخ در نهايت تمرکز هنرمندان را از اثر به پروسه خلق اثر هنري معطوف كرد. اولين واکنش‌هاي هنرمندان را مي‌توان در اوايل قرن بيستم و در ميان جنبش‌هاي فوتوريسم و دادائيسم شاهد بود. اما پيدايش آنچه ما امروز پرفورمنس آرت مي‌ناميم به ميانه قرن بيستم باز مي‌گردد. از آن تاريخ به اين سو با شناخت امکانات بياني اين مديوم در بيان دغدغه‌هاي هنرمندان معاصر شاهد استقبال چشمگير هنرمندان و مخاطبان از اين مديوم بوده‌ايم. اگرچه در ايران اين چارچوب‌ها کمتر ناشي از مباحث تئوريک و هنري است ولي نمود اين محدوديت‌ها را مي‌توان در نگاه تجاري به آثار هنري و در نتيجه چارچوب‌ها و تعاريف از پيش تعيين‌شده براي خلق آثار جستجو کرد. از سوي ديگر هنرمند ايراني نيز در پي مديومي جهت بيان افکار و دغدغه‌هاي امروز خود پرفورمنس آرت را مديومي با امکانات بياني ويژه يافته است.

ويژگي اصلي پرفورمنس در ايران چيست؟ چه چيز مي‌تواند اين هنر را در ايران بومي کند؟

ويژگي اصلي پرفورمنس آرت در ايران اين است که در ايران اجرا مي‌شود! اين بهترين پاسخ به سوال شما است اما نياز به توضيح بيشتر دارد. يکي از ويژگي‌هاي پرفورمنس آرت اين است که در بستر (کانتکست) واقعي رخ مي‌دهد. اين بستر شامل زمان و مکان واقعي است. از سويي ديگر مخاطب نيز در شکل دادن به اين بستر نقش مهمي دارد. به همين دليل هم پرفورمنس آرتيست از نتيجه پرفورمنس آرت خود آگاه نيست و همواره اثر از خالق خود پيشي مي‌گيرد چون در زمان و مکان متفاوت با مخاطبان ديگر نتيجه اثر به کل دگرگون مي‌شود. به اين ترتيب ويژگي منحصر به فرد يک پرفورمنس آرت در ايران يکي هم اين است که براي مثال در يک گالري يا خيابان در تهران و با مخاطباني با ويژگي‌هاي فرهنگي خاص اتفاق مي‌افتد. پس پيشاپيش هر پرفورمنس آرتي که در ايران اجرا مي‌شود بومي هست و نيازي به عناصر افزودني و تزريقي براي بومي شدن ندارد.

در دو جشنواره سال پيش و امسال شما از هنرمندان ساير رشته‌ها ازجمله سينما و موسيقي نيز براي ارائه کار دعوت کرده‌ايد. اين اقدام ريسک بالايي را در پي دارد. آيا تمامي هنرمندان با اين هنر آشنايي کافي دارند؟

ميان‌رسانه‌اي بودن پرفورمنس آرت بيانگر اين واقعيت است که اين مديوم برآمده از يک نياز جديد براي گسترش امکانات بياني ساير مديوم‌هاي شکل‌دهنده آن است. از سوي ديگر اين ويژگي منجر به بازنگري و دگرگوني يکي از خلال ويژگي‌هاي ديگري و در نهايت منجر به پويايي اين مديوم‌ها خواهد شد. بر همين اساس از اولين دوره اين فستيوال من و محمد رضايي راد با آگاهي از ريسک بالايي که دعوت از هنرمندان ساير رشته‌ها دربر داشت يکي از سياست‌هاي خود را براي شکل‌دهي اين فستيوال بر همين اساس بنا نهاديم. به‌طور مشخص ما چهار هدف عمده را در اين رابطه دنبال مي‌کرديم. اول، معرفي فراگير پرفورمنس آرت نه فقط به مخاطبان بلکه به هنرمندان عرصه‌هاي گوناگون به‌عنوان مديومي آلترناتيو و ميان‌رسانه‌اي با امکانات بياني ويژه (يکي از اهداف اصلي فستيوال). دوم، تغيير نگرش غالب و دگرگوني تعاريف ارائه شده از پرفورمنس آرت در ايران. سوم، برقراري ديالوگ ميان مديوم‌هاي گوناگون و هنرمندان فعال آنها و مشاهده نتايج اين امر در غالب پرفورمنس آرت و چهارم، دامن زدن به مباحث تئوريک در اين زمينه به‌طور خاص که البته وجه عام آن (درباره پرفورمنس آرت) از اهداف اصلي اين فستيوال بوده است.

در فستيوال اول، مواجهه هنرمندان عرصه‌هاي مختلف با پرفورمنس آرت و عدم آشنايي پيشين آنها منجر به برخي تجربه‌هايي شد که پرفورمنس آرت نبودند ولي همين تجربيات زمينه‌اي شد که برخي از آنها در اين عرصه فعال شوند و در طول سال گذشته دست به تجربيات ديگري در اين زمينه بزنند که ميزبان بسياري از آنها همين گالري ايست بود. نتيجه اين تجربيات در فستيوال امسال با آثار قابل تأملي از آنها رخ نموده است. همين امر باعث شده است خود را در رسيدن به اهدافمان موفق بدانيم و امسال هم دست به اين ريسک بزنيم.

آيا از مراکز و نهاد‌هاي دولتي کمکي دريافت کرده‌ايد؟ موضع آنان در اين باره چه بوده و هست؟

خير. به دنبال کمک از مراکز دولتي و نهادها نرفتيم ولي در ميان بخش خصوصي به دنبال اسپانسر گشتيم و نتيجه‌اي دربر نداشت. اين امر تا حدي پيش‌بيني پذير بود چون هدف بخش خصوصي در حمايت از چنين پروژه‌هايي بيشتر تجاري است تا فرهنگي و هنگامي که شما اثري براي فروش يا کلکسيون آنها ارائه نمي‌دهيد، دست‌کم بايد بازار هدف آنها شناخته شده باشد که به هر حال تا حد زيادي براي بخش خصوصي ناشناخته بود. اما با توجه به اين دو دوره فستيوال، من در يافتن اسپانسر براي دوره بعد خوشبين هستم هرچند اين امر به شرايط اقتصادي در آن زمان وابستگي کامل دارد.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.