دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[ده]

سبکِ حقيقي

چند سطري درباره‌ي طرز نگاه ابراهيم حقيقي

 سعيد باباوند
{ شناسه مقاله: 2285 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۵۲۹ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

يک سالي پيش‌تر بود. با ابراهيم حقيقي درباره‌ي تاريخ طراحي جلد در ايران مصاحبه کردم. سوال اول را پرسيدم. ديدم انگار متوجه نشده. سکوتي طولاني کرد. بيشتر توضيح دادم. باز هم سکوت کرد. کم کم به اين نتيجه رسيدم که اشکالي وجود دارد. ساکت شدم. بعد از حدود 30 ثانيه شروع کرد به جواب. دقيق و کامل. سوال دوم و باز همان سکوت 30 ثانيه‌اي و جواب کامل. اساساً سبک حرف زدن ابراهيم حقيقي همين‌طور است. اين سبک خودش است. حرف که مي‌زني خوب گوش مي‌کند و وقتي مي‌خواهد حرف بزند تأملي طولاني مي‌کند. يعني براي اينکه حرفش را بزند لازم نمي‌داند حرفت را ببرد. عجله‌اي هم ندارد براي حرف زدن. صدايش را هم خيلي بلند نمي‌کند. در تمام اين سال‌ها که کار کرده و بوده، همين‌طور بوده. يعني خيلي‌ها شايد فکر کنند که نمي‌شنود آنچه درباره‌ي بعضي کارهايش مي‌گويند و گاهي هم به تهتک مي‌گويند.

اما واقعيت اين است که حقيقي دقيق‌تر از هر کسي مي‌شنود و سکوتش از سر نفهميدن نيست که از سر تأمل است. از کجا مي‌گويم؟ اولين باري که سر يک ميز نشستيم و حرف زديم؛ رفته بودم که حرف‌هاي درشت- به خيال خام جواني- بارش کنم. بعد از يک جلسه‌ي سخنراني بود که من گرداننده‌ي برنامه بودم. تا نشستيم درآمد که؛ «سعيد! چرا نمي‌نويسي؟ تو از سه ماه پيش تا حالا هيچ مطلبي نشر نکرده‌اي!» تعجب کردم. اول اينکه اين همه صميمي است و دوم؛ اينقدر دقيق دارد من را پيگيري مي‌کند حال اينکه نزديک‌ترين دوستان و همکارانم نمي‌دانند کي، چي نوشته‌ام. و بعدها هم فهميدم نه من را، که - با دقت اعجاب‌آوري- همه‌ي اتفاقات و جريان‌هاي نظري و عملي گرافيک جدي ايران را تعقيب مي‌کند. حالا اگر جواب نمي‌دهد به دهن‌کجي فلان جوانک نه از سر نفهميدن است و نه از سر تبختر که بگويد اين بچه در حدي نيست که جوابش را بدهم.

بي‌دريغ و بي‌دروغ جوان‌ها را دوست مي‌دارد و من اين را حس مي‌کنم که بارها تشويقم کرده و البته غلط کاري‌هايم را هم به جديت درگوشم گفته. همان‌قدر نجواگونه که سبک حرف زدن ابراهيم حقيقي است. بيشتر از هرکس ديگري از طراحان و هنرمندان تجسمي اين کشور نقدپذير است. اين را با قاطعيت مي‌گويم که در بين هنرمندان تجسمي کسي را نديدم که به اندازه‌ي ابراهيم حقيقي گشاده‌رو نقد را بپذيرد و جواب بدهد و بگويد؛ «که اين نظر من بوده. شايد غلط باشد.» کلاً اهل به رخ کشيدن نيست. مثلاً جلد که مي‌سازد به سازمان نشر و مخاطب بيشتر فکر مي‌کند تا زبان شخصي و قال و مقال‌هاي آرتيستي. و از اين دست، خيلي کارها کرده که امروز کسي يادش هم نمي‌آيد. هيچ وقت هم نخواسته فراموشي‌مان را به‌ ما يادآوري کند. نخواسته يادمان بياورد که بسيار پرخوان است و نگاه نافذي در نقد دارد. که مديرهنري موفقي است. که با اغلب رسانه‌هاي گرافيک کار کرده و از اولين طراحان ايراني است که سروقت رسانه‌هاي جديد رفته. و از اين دست بسيار. ابراهيم حقيقي طراح و معلم و منتقد تأثيرگذاري است که در سکوت خودخواسته‌اش پيش مي‌رود و به پيش مي‌برد.

تبلیغات

 

 

مرتبط در این شماره

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.