دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[نه]

این ابراهیم حقیقیِ اخمو، بداخلاق و لج‌درآور

 محمود رضا بهمن‌پور
{ شناسه مقاله: 2284 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۷۹۷ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

 می‌گویند مرد اخمو و بداخلاقی است، جواب سلام آدم را نمی‌دهد، کوتاه سخن می‌گوید و بهتر است نزدیکش نشوی. تلفن‌هایش با تندی همراه است و حوصله‌ی آدم‌ها را ندارد. کارش گران است و... همه‌ی این‌ها را که می‌گویند؛ طی نزدیک به بیست‌وپنج سال آشنایی و دوستی هیچ‌گاه او را این‌چنین ندیده‌ام. هر روز صبح با دیدن ایمیلی از او که گاهی تعدادش کمی بیش از یکی است شاد می‌شوم. ایمیل‌هایی که دیگران برای او می‌فرستند و احتمالاً او با حوصله وقت می‌گذارد؛ خوب‌هایش را برای دوستانش انتخاب و ارسال می‌کند. حتی اخیراً در پایان هر شب ایمیل‌هایی از او می‌رسد که همیشه حرفی، نکته‌ای، چیز جالبی در آنها هست. خیلی دنبال مشاهده‌ی اخم‌هایش بوده‌ام اما خلاف آنچه می‌گویند تأمل و حوصله‌اش را در شنیدن سخن‌ دیگران و اندیشیدن به آنها یافته‌ام. راست می‌گویند حقیقی کم‌ حرف می‌زند، اما حرف خوب می‌زند. خلاف بعضی‌ها که خوب حرف می‌‌زنند، برای حرف خوب زدن باید فکر کرد. برای دقیق و حساب شده حرف زدن، تأمل و حوصله و اندیشه لازم است.

ابراهیم حقیقی سال‌هاست کارهای گرافیکش را سریع و باشتاب انجام می‌دهد و پرکار است، اما او برای هر کاری که می‌کند فکری دارد و برای هر موضوعی که با او در میان گذاشته می‌شود وقت می‌گذارد. همه چیز را جدی می‌پندارد. این جدیت اوست که باعث شده خیلی‌ها او را بداخلاق به‌حساب آورند. حقیقی گاهی آدم را گیج می‌کند یا درحقیقت لج آدم را درمی‌آورد. هیچ‌وقت با ایدئولوژی آدم‌ها کاری ندارد. هر سفارشی را اگر بپسندد قبول می‌کند. حسن و حسین ندارد. دولت و غیردولت ندارد. آدم ظالم و عادل نمی‌شناسد. قاتل و مقتول سرش نمی‌شود. او سفارش‌دهنده را مانند مشتری می‌داند که می‌تواند از در مغازه وارد شود و کالایی را انتخاب کند و پولش را بدهد و برود. مگر صاحب مغازه سؤال می‌کند شما از کدام حزب هستید. این شیوه‌ی او شباهت بسیاری به استادش مرتضی ممیز دارد. او نیز سفارش‌دهنده برایش اهمیت نداشت، سفارش مهم بود. چنین رفتاری از هرکسی ساخته نیست. حقیقی در نظام فکری‌اش دارای اصولی منتقدانه است. نقد جوانی و خصلت‌های خام‌اندیشانه نسل امروز موجب شده بسیاری او را عبوس بدانند. اما درواقع حقیقی مختصات خودش را تعریف می‌کند. از مدهای زمانه فاصله می‌گیرد و جوگیر نیست.

حرفش را مي‌زند. برای جدال کهنه و نو در هنر ارزش ذاتی قائل نیست. آبشار مارسل دوشان یا همان کاسه توالت را همانقدر بی‌اهمیت فرض می‌کند که بازی‌های خام‌اندیشانه‌ی هنرمندان پرسروصدای امروز ایران را. همان‌طور که شاید برای جشن تولد خودش هم اهمیتی قائل نباشد. اما کافی است نام کتاب تازه‌ای را نزد او ببرید حتماً تا چند روز آینده آن را تهیه کرده و خوانده است و در موردش حرف دارد. ابراهیم حقیقی مدام کار می‌کند. همین پرکاری او باعث شده مورد انتقاد و گلایه قرار گیرد. اما پرکاری او در چارچوب نظم ذهنی‌اش تعریف می‌شود. او ادعایی برای خلاقیت ندارد. یعنی کارهایش اصولی دارد که می‌تواند سریع به نتیجه برسد. اگر یک‌بار کتاب زندگی او به‌خصوص بخش‌های کودکی‌اش را مرور کنیم، می‌بینیم که کارهای تصویری به‌ویژه گرافیک او ریشه در آن دوران دارد. تیله‌هایش را هنوز در کارهایش می‌بینم. مدادرنگی و تراش، انار، کفترها و کلاغ، دوربین عکاسی، عکس‌های نورخورده‌ی قدیمی ماه و ده‌ها شئ مورد علاقه‌ی او پیوسته در آثارش تجربه می‌شود. حقیقی مدام کار می‌کند. گاهی برای اینکه پول دربیاورد و گاهی برای اینکه حرفی تازه زده باشد. کارهای حقیقی نزد بیننده تازه است.

کافی است کسی نزد او برود و قصد کاری خیرخواهانه داشته باشد یا فعالیتی ارزشمند را توصیه کند، او چشم‌داشت مادی نخواهد داشت؛ بااشتیاق همراه می‌شود. بارها این رفتار او را دیده‌ام. اگر کارهای گرافیک حقیقی را کنار بگذاریم، تجربه‌های متفاوتی را آزموده است. از فیلم‌سازی گرفته تا عکاسی، طراحی نقش‌های گبه و گلیم و ساخت طرح‌های حجمی از کریستال و طراحی خط-نقاشی و چاپ روی باتیک و چیدمان و حتی نوشتن و ده‌ها تجربه‌ی دیگر که از همگی سربلند بیرون آمده و گاهی بیننده از تنوع آنها متعجب می‌شود. حقیقی با همه‌ی پرکاری و دانشی که کسب کرده متواضعانه نقدها را گوش می‌دهد و تعصبی نسبت به کارهایش ندارد. این بی‌ادعایی حقیقی هم لج آدم را درمی‌آورد. ابراهیم حقیقی را هیچ‌گاه نمی‌توان هیجان‌زده دید. مطمئن باشید از جشن تولدی که برایش گرفته‌اید هیجان‌زده نخواهد شد. این رفتار او هم لج آدم را درمی‌آورد.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.