دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[هفت]

اهل يارکشي نيست

جايگاه ابراهيم حقيقي در گرافيک معاصر، در گفت‌و‌گو با آيدين آغداشلو

 مرجان صائبي
{ شناسه مقاله: 2282 }   { موضوع: هنر }   { بازدید: ۸۰۸ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

 ابراهيم حقيقي و آيدين آغداشلو جزء هنرمنداني هستند که هيچ وقت به يک شاخه از هنر قانع نشده‌اند. شايد اين تنها شباهت حرفه‌اي آنها به هم باشد. بهانه ما براي گفت‌و‌گو با آيدين آغداشلو، بررسي جايگاه ابراهيم حقيقي در گرافيک معاصر بود؛ اما در جاهايي به مسائل ديگر کشيده؛ مثل رابطه او با زنده‌ياد مميز، شکل‌گيري انجمن طراحان گرافيک. اين گفت‌وگو البته قدري با چاشني نقد هم همراه شد.

قصدم مقايسه ابراهيم حقيقي با زنده‌ياد مميز نيست ولي از آنجا که گرافيک در ايران هنري نوپا است و مميز نقش عمده‌اي در تثبيت گرافيک معاصر داشته، بهتر است در ابتدا کمي به روند فعاليت انجمن صنفي طراحان گرافيک به رياست ابراهيم حقيقي بعد از مرتضي مميز بپردازيم...

مميز يک مدير و برنامه‌ريز مسوول و خلاق بود. در حقيقت تا وقتي که مميز به کارهاي اين انجمن و به‌طور کلي به مسائل گرافيک معاصر ايران مي‌پرداخت، دوره پرباري بود. بسيار فعال بود و با دعوت از نمايشگاه‌هاي خارجي به ايران و معرفي گرافيک ايران به خارج، سهم و نقش عمده‌اي را ايفا کرد. وجود موثر، بانفوذ و تأثيرگذاري داشت و اين بخش صحبت من ارتباطي به کارش به عنوان يک گرافيست ندارد. به مديريتش اشاره مي‌کنم. خيلي از دانشگاه‌ها رشته گرافيک را با توصيه و پيگيري مميز در برنامه‌ريزي کاري خود گنجاندند. راه‌اندازي بينال‌هاي مختلف و مديريت و مشاوره در مورد اين بينال‌ها از کارهاي اصلي مميز بود. مدير پرکاري از اين لحاظ بود و به نظر من جايگزيني نداشت و در طول اين مدت هم مي‌بينيم که کسي در آن سطح و دامنه نفوذ و تأثيرگذاري هنوز جاي خاليش را پر نکرده است.

در همان زمان تعداد معدودي همراه آقاي مميز بودند...

بله انجمن صنفي طراحان حول محور فعاليت‌هاي مميز شکل گرفت؛ اما من هيچ‌وقت در شکل‌گيري انجمن صنفي طراحان گرافيک سهم و نقشي نداشتم...

چرا؟

چون به اندازه دوستاني که اين بنيان مفيد را راه انداختند، گرافيست تمام‌وقت نبودم. کار گرافيک مي‌کردم ولي در جوار ده‌ها کار ديگر و به علت اينکه گرافيک تنها رشته کاري من نبود، طبيعتاً کساني بايد اين کار را به عهده مي‌گرفتند دغدغه اصلي‌شان گرافيک بود. وقتي اين انجمن تشکيل شد گرافيک رسميت بيشتري پيدا کرد و بيشتر جا افتاد و اگر بخواهيد اين نکات را عميق‌تر بررسي کنيد، بايد با ابراهيم حقيقي صحبت کنيد. به غير از مميز کسان ديگري هم با او همکاري مي‌کردند که در طول حياط مميز اسمشان زير سايه مميز قرار داشت و خيلي شناخته شده نبودند اما آنها هم به‌شدت مميز را ستايش مي‌کردند و جايگاه او را قبول داشتند و ترجيح مي‌دادند اسمشان زير سايه مميز باقي باشد. ولي بعد از اينکه مميز درگذشت مسائل تازه‌تري به وجود آمد، مثلاً اينکه چه کسي قرار است اين جاي خالي را پر کند؟بعضي جاها کار به چالش‌هاي تندي هم کشيد که من نمي‌پسنديدم.

به نظرتان جايگاه ابراهيم حقيقي در گرافيک معاصر کجا ست؟

او هم طبق روال هم‌نسلان خودش در شاخه‌هاي زيادي کار کرده و بخش‌هاي زيادي را پوشش داده. مثلاً مثل رضا عابديني نبوده که فقط در بخش فرهنگي کار گرافيک کند. او گرافيست جامع‌الاطرافي است که مي‌تواند در کنار زمينه‌هاي متنوع کارش، هنرهاي مرتبط ديگري هم بپردازد؛ از هنر ديجيتال تا عکاسي و طراحي صحنه و ده‌ها رشته ديگر.

حقيقي در کنار کارهاي معمول و هميشگي‌اش چارچوب‌هاي سليقه عمومي را ـ حتي با احتياط ـ رعايت کرده و کارهاي درست و سالم و صحيحي را به وجود آورده که اگر اتفاق شگفت‌انگيزي در بعضي از آنها نمي‌افتد ولي کارهاي درست و سالم متعادل و دلپذيري هم هستند. نمايشگاهي از آثار او بود به برداشت شخصي‌اش از هنرمندان معاصر ايران در گالري گلستان برگزار شد که بسيار جالب بود.

ابراهيم حقيقي در اين کارها از رنگ‌هاي درخشاني استفاده کرده بود و هرکدام از هنرمندان را به نحو متفاوتي روايت کرده بود. نمايشگاه‌هاي مشابهي هم داشت که جريان‌هاي متفاوتي را عرضه مي‌کرد و اين به صورت يک تلاش موازي در کنار کار اصلي‌اش در آمد. وقت‌هايي کارهاي ساده بي‌ماجرا خلق کرد و وقت‌هايي هم کارهاي تأثيرگذار...

با توجه به اينکه ابراهيم حقيقي معماري خوانده آيا ردي از معماري در کارهايش مي‌بينيد؟

نه، نشانه‌اي از معماري در کارهايش نمي‌بينم. فکر نمي‌کنم نفوذ هندسه، سادگي و شسته رفته بودن کارهايش از معماري باشد و قاعدتاً مي‌تواند از ذات گرافيک که سال‌هاي زيادي تجربه کرده، آمده باشد. کارهاي حقيقي در عين سالم بودن و درست بودن ـ و در بسياري جاها زيبا بودن ـ طيف متنوعي را در بر مي‌گيرد.

طيف متنوع از چه نظر؟

از لحاظ اجرايي.

يعني جدا از تجربه شاخه‌هاي مختلفي که در گرافيک داشته‌اند... .

بله، از لحاظ اجرايي هم طيف متنوع و گسترده‌اي دارد، مثل کارهاي قباد شيوا و رضا عابديني و مرتضي مميز نيست که به محض ديدن کار، مهر و امضاي او را تشخيص دهيد.

آيا در گرافيک الزامي هست که مثل نقاشي يا هنرهاي ديگر مهر و امضاي گرافيست پاي کار باشد؟

الزام نيست، قانون و اصل هم نيست. چون ممکن است هنرمند گرافيست شيوه‌گرا شود و شروع کند به تکرار نمونه‌هاي موفق کار خودش و صرفاً به خاطر شيوه‌گرايي، به تکرار بر‌سد. ولي به خودي خود، و در طول زمان، هر گرافيست مهمي صاحب شيوه‌اي مي‌شود که حتي اگر بخواهد از آن بگريزد يا دوري کند، باز هم همچنان آن بنيان در کارش وجود خواهد داشت. در کار حقيقي هم اين بنيان وجود دارد، اما کم‌رنگ‌تر است. حالا با اين مصاحبه فکر کنم يک دوستي سي ساله از بين مي‌رود!

خب چاپش نمي‌کنيم !!

نه چاپ کنيد. فقط مي‌خواهم بگويم آدم‌ها اين روزها زيادي حساس شده‌اند. در يکي از کتاب‌هايم مقاله‌اي راجع به ابراهيم حقيقي نوشته بودم که چاپ شده و در آن مقاله هم به اين موضوع اشاره کرده‌ام. من او را تحسين کرده‌ام. از او به عنوان کسي که بسيار کار کرده و بسيار راجع به گرافيک نوشته و گفت‌وگوهاي متعددي با گرافيست‌ها ـ مثل مرتضي مميزـ انجام داده، ياد کرده‌ام. همه اينها نشان‌دهنده آن بخش از علاقه و توجهش به مديريت گرافيک و عرضه و ترويج دائمي آن است. کارهاي ديگرش هم به دنبال همين دغدغه مي‌آيد.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.