دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[نه]

قرعه‌ی فال به نام «حرف نزن» زدند

 علی‌رضا کیوانی‌نژاد
{ شناسه مقاله: 2247 }   { موضوع: پرونده ویژه }   { بازدید: ۷۰۳ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

 به‌نظر مي‌رسد ديگر نبايد در مراسم نوبل دنبال نام‌هايي بگرديم که براي مخاطبان ادبيات آشنا هستند و انگار اين قانون نانونشته در ديگر کشورهاي جهان هم صادق است که اگر نبود «هووارد گولدبلات»، در گاردين نمي‌نوشت:«اگر قرار است هيجان‌زده و غافلگير شوم همين خبر برايم کافي است... البته کاري از من ساخته نيست ولي درعين‌حال کمي هم احساس غرور دارم از اينکه نوبل ادبيات کماکان خبرساز است. » آنها که به‌زعم منتقدان و علاقه‌مندان اين حوزه، شايستگي دريافت چنين جايزه‌اي را داشتند از گردونه رقابت خارج شدند و دست‌شان از اين جايزه کوتاه ماند و به سياق سال‌هاي قبل فقط افسوس دوست‌داران ادبيات را در پي داشت؛ نويسندگاني چون کوندرا، فليپ راث، فوئنتس و غيره.

ادبيات چين اما طي سال‌هاي اخير نويسندگان مطرحي را معرفي نکرده بود و شايد مشهورترين اين نويسنده‌ها، «يي يون‌لي» باشد که به‌اعتبار آثارش او را «همينگوي مونث» ناميده‌اند؛ نويسنده‌اي که ساکن آمريکاست و آثارش را به زبان انگليسي منتشر مي‌کند. ولي قاطبه منتقدان سرسخت ادبيات در اروپا و آمريکا بر اين باورند که او هم راه درازي در پيش دارد تا بتواند نوبل را در کارنامه حرفه‌ا‌ي‌اش ثبت کند. اما داستان «مو يان» فرق مي‌کند چون آثارش را به زبان چيني نوشته و ترجمه آنها سبب معروفيتش شده است؛ معروفيتي که نه در آمريکا و نه در اروپا چندان که بايد جلب توجه نکرده است.

گوان موي، اهل شاندونگ

کمتر کسي فکر مي‌کرد که نويسنده 57 ساله اهل شاندونگ بتواند نوبل را به ادبيات چين تقديم کند. «گويان موي» که نام مستعارش «مو يان» است و معناي آن يعني «حرف نزن»، متولد هفدهم فوريه 1955 است. او که در خانواده‌اي روستايي زاده شده بيشتر آثارش را به همين طبقه اجتماعي اختصاص داده و يکي از دلايل محبوبيتش در بخش‌هايي از چين همين مسأله است. والدين اين نويسنده، کشاورز بودند و او در جريان انقلاب فرهنگي چين قيد مدرسه را زد و شروع کرد به کار در مزارع و کارخانه‌ها. 1976 به ارتش آزادي‌بخش مردمي پيوست و همين زمان به تحصيل در رشته‌ ادبيات و داستان‌نويسي پرداخت.

اما همه‌ چيني‌ها از کسب اين جايزه‌ معتبر ادبي توسط هم‌وطنشان خوشحال نيستند. برخي اعضاي حزب ليبرال پيش‌تر او را به نداشتن صلاحيت براي کسب مقام معاون مديريت «انجمن نويسندگان دولتي چين» متهم کرده و از او به‌خاطر کناره‌گيري از نمايشگاه کتاب فرانکفورت 2009 به دليل حضور نويسندگان تبعيدي کشورش انتقاد کرده بودند. «ون يونچائو»، فعال رسانه‌اي هنگ‌کنگي، يکي از افرادي است که درباره‌ مو يان مي‌گويد:« جايزه‌ نوبل ادبيات نماد انسانيت و آزادي بيان است‌، اما متأسفانه ما چنين خصوصياتي را در مو يان نمي‌بينيم. در يک کلام، مو يان شايستگي اين افتخار بزرگ را ندارد. » و دايره انتقادها از اين انتخاب عجيب به همين‌جا ختم نمي‌شد و اين‌بار «آي وي‌وي»، هنرمند معترض چيني، درباره‌ مو يان گفت: «مو، دستاوردهاي ادبي قابل توجهي دارد، اما به عنوان يک فرد فرهيخته من او را شخص آگاهي نمي‌دانم. او به روشني خط‌ مشي حزب را دنبال مي‌کند و در بسياري از موارد براي استقلال شخصيت‌هاي فرهنگي احترامي قائل نيست.»

بسياري از منتقدان برنده‌ نوبل 2012 معتقدند او تحت سلطه‌ کامل دولت چين است و آنچه را به نگارش درمي‌آورد که به او ديکته شود. مو يان، البته ابراز اميدواري کرده که ليو شيائوبو، شاعر و نويسنده زنداني چيني برنده پيشين جايزه صلح نوبل «هرچه زودتر آزاد شود». خواسته‌اي که به‌نظر مي‌رسد بيشتر شعاري است و انگار تنها به دليل رفع مسووليت اين خواسته را عنوان کرده است. هرچند برنده شدن او در رسانه‌هاي دولتي پوشش خبري مثبتي در پي داشته است. شبکه دولتي «سي. سي. تي‌وي» به‌طور خاص خبر برنده شدن اين ر‌مان‌نويس چيني را در پربيننده‌ترين ساعات روز پوشش داد. اين شبکه‌ خبري از مو يان به عنوان اولين نويسنده‌ شهروند چين ياد کرد که نوبل ادبيات را به‌دست آورده است.

به‌نظر مي‌رسد در اين ميان شايد يکي از معدود افرادي که از اين انتخاب خوشحال شده باشد مترجم آثار اوست. «برندان اوکين» که مترجم آثار ادبي چيني است اين جايزه را متعلق به ادبيات کشور چين مي‌داند و مي‌گويد:«نويسندگان چيني احساس مي‌کنند ادبيات‌شان در باقي کشورهاي جهان قابل درک نيست و اعطاي اين جايزه به مو يان به رشد اعتماد به نفس آنها کمک شاياني مي‌کند. زبان چيني زبان زيبايي است و بايد ادبيات آن را درک کرد تا متوجه زيبايي نهفته در آن شد. »

رئاليسم جادويي وهم‌انگيز

وقتي الهه‌گان ادبيات آمريکاي لاتين رئاليسم جادويي را در کالبد داستاني جهان دميدند، نام‌شان با آنچه خلق کرده بودند گره خورد و از آن زمان به بعد با نام بزرگاني چون آستورياس، مارکز، سزار ويه‌خو و شايد کورتاسار، بولانيو، دِ آسيس، يوسا و فوئنتس شناخته شد که اين دو نفر آخر قوالب ديگري را نيز خلق و به نام خود ثبت کردند. اما در بيانيه آکادمي نوبل از لفظ «رئاليسم وهم‌انگيز» استفاده شده که هنوز دست‌کم در ايران نمي‌توان درباره‌اش اظهار نظر کرد چراکه داستان‌هاي اين نويسنده آنطور که بايد در ايران ترجمه نشده‌اند- شايد چند داستان کوتاه ترجمه شده باشد که نگارنده اين مطلب اطلاعي از آن ندارد- و همين راه را بر قضاوت درباره اين نويسنده بسته است.

تفسير اجتماعي مضمون حاکم بر آثار اين نويسنده چيني هم يکي ديگر از مباحث مورد علاقه رسانه‌ها است. برخي معتقدند او به شدت تحت‌تأثير نقدهاي سياسي «لو ژون» و نيز رئاليسم جادويي گابريل گارسيا مارکز قرار دارد. وي معمولاً با خلق تصاوير گرافيکي خشن و پيچيده آثارش را شکل مي‌دهد و خواننده را با جهاني آشفته که هنوز درگير زيبايي و آميختگي جهان رنگارنگ قصه‌هاي اوست، آشنا مي‌کند. بسياري از قصه‌هاي او در استان زادگاهش مي‌گذرد. جديدترين رمانش با عنوان «زندگي و مرگ مرا از پاي در مي‌آورند» که سال 2008 منتشر شد، ظرف 43 روز نوشته شده است. او در اين کتاب 500 هزار شخصيت را به‌صورت دستنويس روي کاغذ سنتي چيني و با استفاده از دوات و قلم مو خلق کرده است.

مو يان، تاکنون ده‌ها داستان کوتاه منتشر کرده است. برخي داستان‌هاي او که عمدتاً در مناطق روستايي چين اتفاق مي‌افتد، به موضوعات حساسيت‌برانگيزي چون فساد و سقط جنين اجباري پرداخته است. اتفاقي که باز هم منتقدان او را راضي نکرده و آنها معتقدند همين هم ديکته‌شده از سوي حزب کمونيست است تا شايد با اين حربه اندکي از فشارها در زمينه حقوق بشر کاسته شود. با اين حال، مارتين پيشنس، خبرنگار بي‌بي‌سي در پکن، مي‌گويد برخي همکاران مو يان، او را متهم به ارتباط بيش‌ازحد نزديک با مقام‌هاي چيني کرده‌اند.

اهميت ادبي آثار مو

«تانگ شيااوبينگ»، استاد ادبيات تطبيقي دانشگاه ميشيگان، مو يان را يکي از بزرگ‌ترين و خلاق‌ترين نويسندگان امروز چين خوانده و سبک او را با قلم «ويليام فاکنر» مقايسه کرده است. «يان ليانکه»، يکي ديگر از رمان‌نويسان مهم چيني، درباره‌ يان گفت: «آثار او بي‌همتا هستند. از زمان انتشار «ذرت قرمز» او 30 سالِ تمام قله‌ خلاقيت را به‌نام خود کرده است. اين کار آسان نيست؛ خيلي از نويسنده‌ها، پستي‌ها و بلندي‌هايي را سپري کرده‌اند، ‌اما او هميشه خود را در اوج حرفه‌ نويسندگي نگه داشته است.» اولين داستان کوتاه «مو يان» 1981 در يک مجله‌ ادبي منتشر شد و چند سال بعد با رمان کوتاه «گوي بلورين» موفقيت خود را در عرصه‌ نويسندگي آغاز کرد. «يان» در نوشته‌هايش از تجارب جواني‌اش و زندگي در زادگاهش الهام مي‌گرفت که اين امر به‌خوبي در کتاب «ذرت قرمز» مشهود است. اين کتاب شامل پنج داستان است که در «گوام» محل زادگاهش اتفاق مي‌افتد. در 1987 «ژانگ يي‌مو»، کارگردان نامدار برنده‌ نخل طلا فيلمي با اقتباس از اين رمان ساخت که موفقيت فراواني به دست آورد. البته يي‌مو از کتاب «دوران خوش» او هم اقتباس ديگري کرد که شايد به‌اندازه فيلم نخستش مورد توجه قرار نگرفت.

«مو يان» در 1995 با رمان «تصنيف‌هاي سير» به‌شدت به انتقاد از جامعه معاصر کشورش پرداخت. او سال 2006 با رمان «زندگي و مرگ در انتظار من است» با بهره‌گيري از طنزي سياه به توصيف زندگي روزمره و تحولات عظيم در زندگي جوانان چيني همت گمارد. او در نگارش برخي کتاب‌ها نيز با ديگر نويسنده‌هاي چيني هم، همکاري داشته است که از آن ميان مي‌توان به «مو جيان» اشاره کرد که کتابش را با همکاري «مو يان» نوشت و راهي بازار نشر کرد.

اين نويسنده‌ سرشناس که سال 2007 تا آستانه‌ کسب جايزه‌ بوکر آسيا رفت، از طريق آميختن خيال و واقعيت و جنبه‌هاي تاريخي و اجتماعي در رمان‌هايش آثاري خلق کرده است که شايد همين مسأله باعث شده نوشته‌هايش يادآور نوشته‌هاي «ويليام فاکنر» و «گابريل گارسيا مارکز» باشد اما درعين‌حال بايد اذعان کرد که آثارش ريشه‌هايي در ادبيات کهن چين دارند. علاوه ‌بر رمان، «مو يان» داستان‌هاي کوتاه و مقالات فراواني را نيز به رشته تحرير درآورده است و با وجود ديدگاه منتقدانه‌اش، در بخش‌هايي از چين از محبوبيت فراواني برخوردار است و علاوه‌ بر آن در خارجِ مرزهاي کشورش نيز طرفداران بسياري دارد. به‌طوري‌که آثارش به زبان‌هاي فراواني ازقبيل انگليسي، فرانسوي، اسپانيولي و سوئدي ترجمه شده است. خالي از لطف نيست که اشاره کنيم آخرين اثر «مو يان» با عنوان «قورباغه‌ها» به پيامدهاي سياست‌ تک‌فرزندي در چين مي‌پردازد. با اين حال برخي صاحب‌نظران مي‌گويند که اين رفتار پکن با خشم اين دولت از جايزه صلح نوبل آقاي ليو شيائوبو در سال ۲۰۱۰ در تناقض است. تبعيدي‌هاي چيني مدعي‌اند که او «بيش از حد طرفدار حاکميت است.»

تلاش براي آزادي!

مو، اين روزها در هر نطق غيررسمي خواهان آزاد شدن يکي از نويسندگان چين است. اتفاقي که باز هم نمي‌تواند از برخي انتقادها درباره رابطه او با حکومت چين بکاهد. ليو ژيائوبو، نويسنده‌ هم‌وطنش به تحمل 11 سال حبس محکوم شده و مو اميدوار است به زودي آزاد شود. شيائوبو، نويسنده‌اي است که سال 2009 به دليل مخالفت با سياست‌هاي دولت چين به تحمل اين مدت زندان محکوم شده است. آکادمي نوبل در سال 2010 اين نويسنده را به‌عنوان برنده‌ جايزه‌ي صلح نوبل معرفي کرد و فعالان حقوق بشر به دفاع از او برخاستند.

اما فعالان اجتماعي دائم مو يان را براي استفاده از موقعيتش به منظور دفاع از اين نويسنده محبوس تحت فشار قرار مي‌دهند و او را به سرسپردگي به سياست‌هاي دولت متهم مي‌کنند. مسأله‌اي که او را خيلي آزار مي‌دهد. بيزنس ويک، دراين‌باره نوشت:

« اين نويسنده‌ برنده‌ي نوبل ادبيات که نام مستعارش به معناي «حرف نزن» است، در پيامي که از زادگاهش منتشر کرده، گفته است كه احساس مي‌کنم ليو شيائوبو مسلماً مي‌تواند تحقيق در سياست و ساختارهاي اجتماعي را دوباره ادامه دهد و اميدوارم هرچه زودتر آزاد شود‌. برخي نقدهاي ادبي ليو را در دهه 80 خوانده‌ام، اما آثار او را از زماني‌که به مسائل سياسي گرايش يافته است، درک نمي‌کنم.»

از طرفي ديگر يکي از استادان مؤسسه تکنولوژي پکن هم درباره‌ اظهارات يان گفت: «به‌عنوان يک نويسنده او اميدوار است در خلاقيت، ‌سخن و انتشار آثارش آزادي داشته باشد. اين واقعيت که او الان شجاعت سخن گفتن دارد، نشان مي‌دهد نويسنده‌اي است که هنوز آگاهي دارد. او شايستگي نوبل ادبيات را داشته است

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.