دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

[سه]

آنها که بی‌نوبل رفتند

آکادمی نوبل با بی‌توجهی به برخی از نویسندگان اعتبار خود را خدشه‌دار کرد

 
{ شناسه مقاله: 2241 }   { موضوع: پرونده ویژه }   { بازدید: ۸۲۴ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

هر سال هنگام اعلام برنده‌ی نوبل ادبیات، منتقدان و محافل ادبی در سراسر دنیا این نکته را به آکادمی نوبل گوشزد می‌کنند که آنها نویسنده‌های برجسته‌ی زیادی را نادیده گرفته بوده‌اند و در زمان حیات‌شان نسبت به آنها بی‌توجهی کرده‌اند. این نکته ظاهراً از این جهت یادآوری می‌شود که آکادمی نوبل نسبت به نویسنده‌های تأثیرگذاری که هنوز در قید حیات هستند توجه کند. آکادمی نوبل تاکنون هیچگاه اعلام نکرده است که چرا جایزه‌ی جهانی خود را به کسانی مثل لئو تولستوی یا جیمز جویس یا مارسل پروست و خیلی‌های دیگر نداده است. با این حال مشخص کرده است که چه کسانی می‌توانند کاندیداها را به آکادمی پیشنهاد بدهند. آکادمی نوبل می‌گوید آنها هر ساله فرم‌هایی را به بعضی از مراکز و محافل می‌فرستند تا نظرات آنها را جمع‌آوری کنند.

راه‌هایی که می‌شود کاندیداها را به آکادمی نوبل معرفی کرد خیلی متعدد نیستند. استادان ادبیات در دانشگاه‌های معتبر ادبیات می‌توانند کسی را به عنوان کاندیدا معرفی کنند. اعضای خود آکادمی سوئد در معرفی کاندیداها تأثیر چشم‌گیری دارند. گابریل گارسیا مارکز در یکی از یادداشت‌های خود گفته است شبی مهمان یکی از اعضای پرنفوذ آکادمی سوئد بوده و قهوه‌ی آن شب را در کتابخانه‌ی او صرف کرده و با صحنه‌ی فراموش‌ناشدنی برخورد کرده است. در کتابخانه‌ی او کتاب‌های بی‌شماری به زبان اسپانیولی بوده که نویسنده‌هاشان با آب و تاب فراوان کتاب‌های خود را تقدیم کرده بوده‌اند تا شاید در معرفی آنها به آکادمی نوبل تعجیل شود. مارکز می‌گوید خودش هم کتاب خود را با یک تقدیم‌نامه‌ی پرسوز به آن استاد ادبیات داده است. کاندیداها را کسان دیگری هم می‌توانند معرفی کنند. آنها برندگان سال‌های قبلِ نوبل ادبیات هستند. غیر از آنها کانون‌های نویسندگان در هر کشور هم بی‌تأثیر نیستند. با این حال آیا ممکن است فهرست بلندبالایی از همه‌ی نویسندگان تأثیرگذار به آکادمی نوبل پیشنهاد نشده باشد؟

تعداد نویسنده‌های مهم و تأثیرگذار ادبیات که نوبل ادبیات نگرفته‌اند بیشتر از تعداد نویسنده‌های مهمی هستند که این جایزه‌ی پرطمطمراق را گرفته‌اند. آکادمی نوبل تا حالا به 108 نفر مدال طلای دایره‌شکل خود را اهدا کرده است. با این حال از بین این 108 نفر تعداد کسانی که از دنیا رفته‌اند و هنوز هم شهرت و اعتبار خود را حفظ کرده‌اند چندان زیاد نیست. در مقابل کسانی هستند که از دنیا رفته‌اند و این جایزه‌ی پرآب‌وتاب را نگرفته‌اند و نام‌شان برای ادبیات جهان همراه با شکوه و فخر است. نام آنها همیشه برای آکادمی نوبل همراه با نوعی سرزنش و ملامت است. بعضی از کسانی که مستحق بوده‌اند به عنوان برنده نوبل ادبیات معرفی بشوند و نشده‌اند این‌ها هستند: لئو تولستوی، آنتون چخوف، جیمز جویس، مارسل پروست، نیكوس كازانتزاكیس، جورج اورول، جی.‌دی.‌سلینجر، فرانتس كافكا، ویرجینیا وولف، آلن‌رب‌گریه، هنری جیمز، جوزف کنراد، راینر ماریا ریلکه، تامس هاردی، آلدوس هاکسلی، آندره مالرو، گراهام گرین، خورخه لوئیس بورخس و کارلوس فوئنتس. بین نویسنده‌های زنده نیز کسانی هستند که به نظر می‌رسد آکادمی نوبل تمایل چندانی به نام آنها ندارد. سال‌هاست از میلان کوندرا، امبرتو اکو، آدونیس، هاروکی موراکامی به عنوان کاندیداهای نوبل ادبیات نام برده می‌شود ولی فعلاً قرعه به نام آنها نیفتاده است.

لئو تولستوی

لئو تولستوی سال 1910 درگذشت. آکادمی نوبل از سال 1901 اولین جایزه‌اش را داد و کارش را با سولی پرودوم شروع کرد که یک فرانسوی بود. تولستوی از قله‌های ادبیات جهان است و در شایستگی او برای این مقام هیچ منتقدی تردید ندارد. شاهکارهایی مانند «جنگ و صلح»، «آناکارنینا» و «مرگ ایوان ایلیچ» در ادبیات دنیا بی‌مانند هستند و از آنها به عنوان برترین آثار ادبی همه‌ی دوران‌ها نام برده می‌شود. تولستوی را شاید بشود در بین ده نویسنده‌ای قرار داد که با آثار خود توانسته است نگاه خوانندگان را به زندگی دگرگون کند. مفاهیم مهم و باارزش انسانی با تأکید بر اصلاح اخلاق و رفتار فردی در آثار تولستوی انعکاس زیادی داشته است. با این حال او هیچگاه از طرف آکادمی نوبل ادبیات حتی به عنوان کاندیدا هم معرفی نشده بود. جایی هم ظاهراً تولستوی از استحقاقش برای این جایزه صحبت نکرده است. شاید یکی از دلایلش این بوده باشد که در آن ده سال اول بازار گمانه‌زنی چندان گرم نبوده است.

جیمز جویس

جیمز جویس سال 1941 درگذشت. تا آن موقع به ده‌ها نویسنده و شاعر نوبل ادبیات داده شده بوده که برخی از آنها مانند روژه مارتن دوگار، توماس مان و کنوت هامسون از نویسنده‌هایی بوده‌اند که هنوز هم اعتبار و اهمیت خود را فراتر از مرزهای کشورشان حفظ کرده‌اند. با این حال سالی که جیمز جویس مُرد به کسی جایزه ندادند. این جایزه ندادن البته به خاطر مرگ جویس نبود. آکادمی نوبل سال‌های 1940، 1941، 1942 و 1943 به کسی جایزه نداد. هرچند در ایران رمان «اولیس» منتشر نشده ولی منتقدانی که آن را خوانده‌اند می‌گویند این رمان مهمترین رمان قرن بیستم بوده است. اگر تصور کنیم که هضم این رمان برای اعضای آکادمی نوبل دشوار بوده باشد و این دشواری مانع مهمی برای انتخابِ نامِ جویس بوده باشد ولی در عوض رمان درخشان دیگری مانند «چهره مرد هنرمند در جوانی» هم در میان بوده است که هضم آن دست‌کم به دشواری «اولیس» نباید بوده باشد.

مارسل پروست

مارسل پروست سال 1922 درگذشت. آکادمی نوبل تا آن سال جایزه‌اش را به چهار فرانسوی داده بود که آنها سولی پرودوم، فردریک میسترال، رومن رولان و آناتول فرانس بودند. بین اینها هرچند رومن رولان اعتبار خاصی داشته ولی نام پروست بین نویسنده‌های فرانسوی درخشش خاصی داشته است. ادبیات جهان را بدون رمان پرآوازه‌ی «در جستجوی زمان از دست رفته» نمی‌شود تصور کرد. رمانی که انتشار کاملش به بعد از مرگ نویسنده‌اش کشیده شد و خواندنش می‌تواند برای هر خواننده‌ای در زمانه‌ی ما همسنگ یک مدرک تحصیلی معتبر تلقی شود. با این حال پروست و اثر جاودانه‌اش ظاهراً از نظر آکادمی نوبل چندان مهم نبوده است. نام او بین کاندیداهای آکادمی نوبل برای دریافت این جایزه‌ی پرحاشیه نبوده است. آکادمی تا حالا سندی منتشر نکرده که آیا در آن زمان به اهمیت این رمان واقف بوده است یا نه. به هر حال هر سال پیش از اعلام برنده نوبل ادبیات بسیاری از رسانه‌ها این بی‌توجهی را به آکادمی نوبل گوشزد می‌کنند.

فرانتس کافکا

فرانتس کافکا سال 1924 درگذشت. او هنگام مرگش 41 سال داشت. تا زمانی که کافکا مُرد آکادمی نوبل جایزه‌اش را به چهار آلمانی داد که از هیچکدام از آنها نامی برده نمی‌شود. هرچند کافکا آلمانی می‌نوشت ولی خودش آلمانی نبود. او اهل پراگ بود. آکادمی نوبل در طول 112 سال که از عمرش گذشته به یکی از غنی‌ترین و تأثیرگذارترین زبان‌های جهان که ادبیات درخشانی را خلق کرده همیشه بی‌توجه بوده است. شهر پراگ و ادبیات چک نام‌‌هایی را مانند یاروسلاو هاشک، فرانتس کافکا، بهومیل هرابال، واسلاو هاول و میلان کوندرا داشته است. با این حال آکادمی نوبل هیچکدام از این نام‌ها را ندیده است. نوبل ادبیات تنها یک‌بار به این زبان و ادبیات داده شد و آن هم سال 1984 بود که به یاروسلاو سایفرت، شاعر چکی دادند. کافکا با این حال بعد از مرگش کشف شد و با حال نزارش همیشه یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان ادبیات جهان بوده است.

جورج اورول

جورج اورول سال 1950 درگذشت و آن موقع 47 سال داشت. رمان‌های شاهکارش مانند «1984» یا «قلعه‌ی حیوانات» در همان زمان حیاتش به قدری اهمیت و اعتبار پیدا کردند که به توصیف بی‌‌بدیلی برای فضاهای توتالیتری تبدیل شدند. اورول انگلیسی بود. سالی که او مُرد جایزه را به برتراند راسل دادند که بیشتر از آنکه ادیب و نویسنده باشد یک فیلسوف و منطق‌دان بی‌نظیر بود. از طرف دیگر آکادمی نوبل تا 1950 جایزه‌اش را به تنها چهار بریتانیایی داده بود که از بین آنها شاید فقط تی اس الیوت مستحقش بود. بین کسانی که نوبل ادبیات نگرفتند و کسانی که این جایزه‌ را گرفتند اورول بدون شک موفق‌ترین نویسنده‌ای بود که مفاهیم سیاسی و همینطور فضاهای توتالیتری را در قالب داستان روایت کرد. با این حال تلاش و خلاقیت او از جانب آکادمی نوبل نادیده گرفته شد و این جایزه به او تعلق نگرفت. ما نمی‌دانیم که آیا او در طول حیاتش کاندید این جایزه بود یا نه.

خورخه لوئیس بورخس

خورخه لوئیس بورخس سال 1986 درگذشت. همه‌ی کسانی که زبان‌شان اسپانیولی بوده و جایزه‌ی نوبل ادبیات را گرفته‌اند در یک مسأله با یکدیگر اتفاق‌نظر دارند و آن اینکه در آمریکای لاتین بورخس بیش از هر کس دیگری شایسته‌ی دریافت نوبل ادبیات بوده است. او بارها و بارها نامزد دریافت نوبل ادبیات بوده است ولی در اولین پنجشنبه‌ی اکتبر که برنده‌ی نوبل ادبیات اعلام می‌شود هیچ‌گاه نامش برده نشد. او هرچند هیچگاه به قالب رمان علاقه‌ای پیدا نکرد ولی داستان‌های کوتاه متعددی نوشت که به خاطر مضامین و فرم‌شان در ادبیات جهان اهمیت خاصی پیدا کردند. از آمریکای لاتین هشت نفر برنده نوبل ادبیات شدند که معروف‌ترین آنها گابریل گارسیا مارکز، پابلو نرودا، میگل آنخل آستوریاس و اکتاویو پاز بودند. همه‌ی اینها همواره بر استحقاق بورخس تأکید داشتند. گارسیا مارکز گفته است بورخس از اینکه نامش هر سال به عنوان کاندید معرفی می‌شد ولی از خود جایزه خبری نمی‌شد خسته شده بوده است.

کارلوس فوئنتس

کارلوس فوئنتس سال 2012 درگذشت. برای چند دهه نام او به عنوان یکی از شایسته‌ترین نویسنده‌ها برای دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات مطرح بود. با این حال او در یک روز بهاری در بیمارستانی در مکزیکوسیتی درگذشت. بی‌آنکه به آنچه حقش بود برسد. او سه سال قبل از مرگش جشن تولد هشتاد سالگی خود را در حضور برندگان نوبل ادبیات جشن گرفته بود. فوئنتس از آن دسته نویسندگان بود که در زمان حیاتش دنیا اهمیت او را درک کرده بود و آثارش به زبان‌های بسیاری ترجمه شده بود. آثاری مانند «گرینگوی پیر»، «پوست انداختن» و از همه مهمتر «مرگ آرتمیو کروز». مسائل سیاسی آمریکای لاتین و همینطور فرهنگ و زندگی مردم مکزیک در رمان‌های او منعکس شده است. با این حال بین منتقدان کسانی هم بوده‌اند که با آثار او نتوانسته‌اند ارتباط برقرار کنند.

ویرجینیا وولف

ویرجینیا وولف سال 1941 درگذشت. او در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم دست به خودکشی زد. با این حال آثار درخشانی که نوشت نام او را به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان قرن بیستم تثبیت کرد. آثاری مانند «خانم دالووی» و «به سوی فانوس دریایی» از مهمترین آثار وولف بودند. او از تأثیرگذارترین نویسنده‌هایی بود که در جنبش به اصطلاح فمینیستی نقش داشت. از طرف دیگر بین نویسنده‌هایی که شایستگی دریافت نوبل را داشتند و این جایزه را نگرفتند وولف تنها زنی بود که اغلب منتقدان او را مستحق نوبل ادبیات می‌دانستند. بیشتر کسانی که آکادمی نوبل در طول حیات‌شان نسبت به آنها بی‌توجهی نشان داده بود نویسنده‌های مرد بودند.

جی.‌ دی.‌ سلینجر

جروم دیوید سلینجر سال 2010 درگذشت. مهمترین اثرش را یعنی «ناتور دشت» را سال 1951 منتشر کرد که به یکی از مهمترین آثار ادبی قرن بیستم تبدیل شد و سبک خاصی در روایت داستانی ایجاد کرد. از دهه شصت نام سلینجر به عنوان یکی از شایسته‌ترین نویسندگان برای دریافت نوبل ادبیات مطرح بوده است. با این حال آکادمی نوبل به او جایزه‌ای نداد. یکی از اتهام‌هایی که به آکادمی نوبل در قرن بیست و یکم زده شده این بوده که این جایزه بیش از حد اروپایی است. تعداد نویسنده‌هایی که از آمریکا نائل به دریافت جایزه نوبل ادبیات شدند به مراتب کمتر از نویسنده‌های اروپایی بوده است. در حالی که سهم ادبیات آمریکا و تأثیرگذاری آن بعد از جنگ جهانی دوم چیزی کمتر از ادبیات اروپا نبوده است. سلینجر هرچند بعد از «ناتور دشت» در نوعی انزوا زندگی کرد ولی در دهه‌های شصت و هفتاد به صورت مستمر نامش به عنوان یکی از کاندیداهای مهم نوبل ادبیات مطرح می‌شد.

آندره مالرو

مالرو سال 1976 درگذشت. او نویسنده و سیاستمدار فرانسوی بود که عقاید و تجربه‌های زندگی سیاسی و جستجوگرانه‌ی خود را در آثارش بازتاب داد. نویسنده‌های بسیاری از فرانسه برنده نوبل ادبیات شدند. با این حال نام مالرو در دهه شصت و هفتاد به عنوان یکی از کاندیداهای مهم نوبل ادبیات مطرح بود. سالی که او فوت کرد جایزه را به سال بلو، نویسنده‌ی خوشنام آمریکایی دادند. می‌گویند آکادمی نوبل همان سالی که نام ژان پل سارتر را به عنوان برنده نوبل ادبیات معرفی کرد نام آندره مالرو را هم بین کاندیداهای نهایی داشته است. سال 1964 سارتر برنده اعلام شد و چند ماه بعد با دهن‌کجی به آکادمی نوبل جایزه را نپذیرفت

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.