دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

از پیچ‌و تاب‌های ایدئولوژیک کشتی جنگی

بوش‌+ اوباما + تایتانیک

 متین غفاریان
{ شناسه مقاله: 2236 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۶۲۸ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

در گفت‌وگویی که تروفو با هیچکاک کرده، هیچکاک بارها خیلی ساده ایده‌ی‌ ابتدایی فیلم‌هایش را تعریف می‌کند. این نوع توضیح دادن چنان برایم مؤثر و گویا بوده که همیشه وقتی فیلم می‌بینم به این فکر می‌کنم که ایده‌ی اولیه‌ی فیلم چه‌طوری ساخته شده است. و بگذارید به شما بگویم که ایده‌ی اولیه‌ی فیلم «کشتی جنگی» چگونه به دست آمده است. تهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس‌ها با هم جلسه گذاشته‌اند و تهیه‌کننده می‌گوید می‌خواهد یک فیلم جنگی وطن‌پرستانه بسازد. بعد هم خاطرنشان می‌کند که کمپانی نمی‌داند بَدمَنِ داستان چه کسی باید باشد چون حساسیت‌های فعلی خیلی بالا است. نویسنده‌ها خیالش را راحت می‌کنند که مانند «میدان نبرد: لس‌آنجلس» دشمن همان آدم فضایی‌ها باشند. بعد می‌رسند که قهرمان. فکر می‌کنند ترکیبی از بوش و اوباما چه شخصیت باحالی می‌شود.

اینکه یک قهرمان هم کله‌شقی بوش را داشته باشد هم مثل اوباما، همراه با متحدانش عمل کند. تهیه‌کننده لابد خیلی با این ایده حال می‌کند و دربست قبول می‌کند. بعد می‌رسند به زمینه‌ی داستان. هم تهیه‌کننده و هم نویسنده‌ها حوصله‌شان از اینکه برج‌ و باروهای نیویورک را بسوزانند خسته شده‌اند. یکی از نویسنده‌ها می‌گوید کلاً از محیط شهری و ایست کوست بزنیم بیرون. اما کجا بروند که هم آمریکا باشد و هم آمریکا نباشد: پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای دیگر. آن یکی نویسنده می‌گوید اصلاً چرا روی خشکی؟ برویم روی آب. یک فیلم جنگی دریایی بسازیم. تهیه‌کننده ذوق می‌کند که «خیلی باحال می‌شود که کشتی را مانند تایتانیک غرق کنیم. یک صحنه‌ی جک و کیت توی داستان بگذارید». این طوری می‌شود که ایده‌ی اصلی فیلم در می‌آید: ترکیبی از جورج بوش، اوباما و تایتانیک.

«کشتی» جنگی دارای زیر و بم‌های ایدئولوژیک جالبی است. اولین مسئله، رویکرد فیلم به خود ارتش است. فیلم‌های جنگی را بر اساس رویکردشان به نظامی‌گری می‌توان به دو نوع تقسیم کرد. آن‌هایی که نظم نظامی را ستایش می‌کنند و آن‌ها که بر این نظم می‌شورند. کشتی جنگی به شکل مزورانه‌ای از نوع اول است. با اینکه کوپر (تیلور کریش) نماد کله‌شقی و شورش بر قواعد سخت نظامی است اما در نهایت به دنبال کسب نظر مثبت دریاسالار شین (لیام نیسن) ـ نماد سلسله‌مراتب نظامی ‌ـ است. گیرم به عنوان پدر همسر آینده. در واقع، هوپر کسی که ذات جنگ و میلیتاریسم را ورای نهاد ارتش می‌ستاید. فیلم همین وجه شورشی سبعانه را به شکل محافظه‌کارانه‌ای سرکوب می‌کند. دومین مسئله، شکل ستایش از نظامی‌گری است. در نمونه‌های دیگر آن‌چه ستایش می‌شود تکنولوژی جنگی است اما وجه متمایزکننده کشتی جنگی، ستایش نیروی انسانی نظامی است.

هم هوپر، هم معلول جنگی و هم پیشکسوتان جنگی که در فصل نهایی ماجرا به یاری دوستان‌مان در فیلم می‌آیند نمونه‌های این ستایش هستند. خیل تلفات نیروی انسانی که آمریکا در دو جنگ اخیر خود دیده، هم افسانه روئین‌تنی تکنولوژیک آمریکا بر باد داده و ضرورت پاسداشت سربازان پیاده این ماجراجویی‌ها را دو چندان کرده است. مسئله‌ی سوم، نوع تهدید است. بر اساس آنچه در فیلم می‌بینیم جهان در صلح و آرامش است. چنان در صلح است که بروزات نظامی‌گری را تنها در مانورهای صلح‌آمیز و مشترک می‌توان دید. همه تسلیحات نظامی به دکور تبدیل شده‌اند و تنها به کار مانور و امور دیپلماتیک می‌آیند. تنها نیرویی خارجی ـ چیزی کاملا بیرون از این نظم کاملا مستقر‌ـ می‌تواند آن را به هم بزند. بنابراین تنها بیگانه‌ها می‌توانند این نظم مستحکم را برهم بزنند. اما این تصویر حامل شکافی درونی هم هست: ما خودمان این بیگانه‌ها را دعوت می‌کنیم. با اینکه شعار اصلی فیلم مستحکم نشان دادن وضع موجود و بیرون جلوه دادن تهدید است، معلوم نیست چرا منشا تهدید بیرونی، دعوتی درونی است. آیا نمی‌توان گفت که در اصل تهدید هم درونی است؟

کشتی جنگی

کارگردان: پیتر برگ

بازیگران: الکساندر اسکارسگارد و لیام نیسن

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.