دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

در حاشيه‌ي فيلم آهنگ صداي من

پاد بيگانه

 حسين عيدي‌زاده
{ شناسه مقاله: 2233 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۷۷۱ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

بريت مارلينگ کم کم دارد به نامي مهم و درخور توجه در سينماي مستقل بدل مي‌شود. سال پيش «زميني ديگر» با بازي او در ساندنس خوش درخشيد و امسال هم با «آهنگ صداي من» بيننده پيگير سينماي مستقل را کنجکاو و درگير مي‌کند (البته هر دو فيلم سال 2011 توليد شده و همان سال هم در جشنوراه ساندنس به نمايش درآمدند اما تاريخ اکرانشان فاصله داشت). جالب اينجاست که مارلينگ در هر دو فيلم يکي از فيلمنامه‌نويسان بوده (يکي را صبح‌ها و ديگري را عصرها مي‌نوشته) و جالبتر اينکه هر دو فيلم آينده‌نگرانه هستند، هرچند رويکردشان به اين مقوله بسيار متفاوت با برخورد فيلم‌هاي رايج هاليوودي و پرخرج است.

«آهنگ صداي من» داستان پيتر و لورنا، زن و مردي است که وارد يک فرقه غريب مي‌شوند با اين هدف که فيلمي مستند درمورد آنها بسازند، اما هر دو تحت نفوذ و رازآلودگي مگي، رهبر گروه با بازي تاثيرگذار بريت مارلينگ قرار مي‌گيرند. فيلم مانند هر اثر مدرن ديگري پيش و بيش از آنکه در پي توضيح و تفسير باشد، سوال مطرح مي‌کند. از سوالات ابتدايي مثل اينکه مگي از کجا آمده، آمپولي که پدر ابيگيل به او مي‌زند چيست، کارول از کجا آمده و چرا مي‌خواهد مگي را دستگير کند و لورنا چرا تعليم تيراندازي مي‌بيند بگير تا سوالاتي درمورد نياز بشر به باور و ايمان و احتمال سفر در زمان و تغيير گذشته.

در اين بين مارلينگ و زال باتماقليچ در مقام فيلمنامه‌نويسان «آهنگ صداي من» کُدهايي براي رمزگشايي در اختيار بيننده قرار داده‌اند هرچند نمي‌توان با قطعيت بر نتيجه‌هايي که از اين کدها گرفته مي‌شود، اطمينان کرد. يکي از کدها عبارت «تروريست» است که ابيگيل روي کيف همکلاسي‌اش مي‌نويسد و همچنين اصرار ماشين‌وار او بر ساختن برج‌هايي با استفاده از لگو. شايد دور از ذهن به نظر برسد اما عبارت تروريست و برج، خيلي راحت بيننده را به ياد برج‌هاي دوقلو و حادثه يازده سپتامبر مي‌اندازد. فضاي روانشناختي سنگين فيلم و تاکيد بر آمپولي که پدر ابيگيل به او مي‌زند نيز اين تئوري دورازذهن را تقويت مي‌کند که پدر در حال تربيت يک تروريست است.

حالا اگر به فيلم برگرديم و ببينيم که مگي از آينده از سال 2054 (اشاره به «۲۰۴۶» وونگ کار واي) به زمان حال بازگشته تا مادرش يعني ابيگيل را ببيند، مي‌توانيم اين نتيجه را بگيريم که داستان فيلم درمورد دختري از آينده است که براي نجات مادرش از انجام يک عمليات تروريستي شبيه حادثه برج‌هاي دوقلو به زمين آمده اما بي‌اعتمادي يک زوج، همه چيز را بر هم مي‌زند. اين توضيح شايد عجيب به نظر برسد اما اگر به دنبال توجيهي براي ابهامات فيلم باشيد، مي‌تواند به شما کمک کند. اما چيزي که براي بيننده علاقه‌مند بيش از اين خط داستاني جذاب است رويکرد مارلينگ و باتماقلیچ به يک داستان تريلر آينده‌نگر است. رويکردي که با تکيه بر ابهام زايي و تجربه‌گرايي يادآور ديويد لينچ و برخورد جسورانه‌اش با موضوع و فرافکني‌اش يادآور ژان-لوک گدار در «کارآگاه» يا اپيزود او در «کهن‌ترين پيشه دنيا» است.

رويکردي که انباشته از تفکرات فلسفي و روانشناختي است، تفکراتي که با وجود بضاعت اندک توليد به بهترين و درگيرکننده‌ترين شکل بيان مي‌شوند. (سوالات فيلم درمورد شک و ايمان واقعا بيننده را به فکر مي‌اندازند) شايد «آهنگ صداي من» به اندازه «زميني ديگر» موفق نباشد (هرچند کات پاياني‌اش ميخکوب کننده است)، اما خيلي بهتر از فيلم‌هاي پرسروصدايي مثل «پرومته» ريدلي اسکات داستان غريب خود را باورپذير مي‌سازند. به عنوان يک سينمادوست داستان دورازذهن دختري که از آينده براي نجات مادرش به زمان حال آمده را با همه لکنتش بر داستان «بيگانه‌وار» و آشفته گروهي فضانورد که در سياره‌اي ردي از آباواجداد انسان پيدا مي‌کنند، ترجيح مي‌دهم. فيلم دومي اقيانوسي است به عمق يک بند انگشت اما «آهنگ صداي من» و «زميني ديگر» برکه‌اي هستند به عمق چندين متر، در دومي مي‌شود آب تني کرد اما شيرجه در اولي فقط دست و پا شکستگي به همراه دارد.

آهنگ صدای من

کارگردان: زال باتماقلیچ

بازیگران: کریستوفر دنام و بریت مارلینگ

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.