دوره جدید / شماره ۱۶ / شماره پیاپی ۱۶ / آبان ۱۳۹۱
۱۶

فصل مشترکي به نام درد

 امين علي‌اکبري
{ شناسه مقاله: 2221 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۶۴۴ }

شماره ۱۶، آبان ۱۳۹۱

«گرمازده» رماني ا‌ست که جسورانه نگاشته شده و ردّپاي اين جسارت را مي‌شود در قلمِ ميقاني نيز پيدا کرد. ميقاني در اين اثر همه‌ي تعريف‌ها و فرضيات کليشه‌اي در مورد ساختار و فُرم و روايت را زيرپا مي‌گذارد و اثري را خلق مي‌کند که شايد مهم‌ترين ويژگي‌اش همين جسارتي باشد که در بين سطور آن به چشم مي‌خورد. «گرمازده» رماني ا‌ست فُرم‌گرا، که بهترين بهره را نيز از اين فرم‌گرايي مي‌بَرَد. همچنين، ساختارها نيز در اين رمان، ديگرگونه شده‌اند و در واقع از تعريف غالب و مرسوم خارج شده‌اند تا اثبات کنند که مي‌شود از اين کليشه‌ها فاصله گرفت و درعين‌حال رماني قابل‌قبول را به رشته‌ي تحرير درآورد. رماني که اتفاقاً در روايت نيز دست به ابداع زده، روايتي که در ابتدا به صورت اول‌شخص شروع مي‌شود، اما در ادامه در چند مقطع مختلف، راوي تغيير مي‌کند و به سوم‌شخص مي‌رسد، هرچند در همان روايت اصلي اثر هم، گاه تغييراتِ بديع و مفيدي رخ مي‌دهد که به هرحال به جذابيت و ارزش اثر مي‌افزايد.

همه‌ي اين ديگرگونگي‌ها و شکستنِ حد و مرزهاي مرسوم، در يک نوع انسجام معقول رخ داده‌اند و بايد گفت ميقاني توانسته اين تغييراتي را که در مقوله‌هاي مختلف اعمال کرده، مخصوصاً تغييراتِ فُرمي، به خوبي مديريت مي‌کند. خلقِ فضاها و موقعيت‌هايي بديع از سوي ميقاني نيز از ديگر نقاط قوت اثر است، فضاهايي که گاه از حيثِ انتزاعي‌بودن، واجد جذابيت‌اند و گاه از جنبه‌ي بديع‌بودن و بِکربودن، اين اثر را به اثري کاملاً متفاوت در ميان آثار متأخرِ ادبيات داستاني تبديل کرده‌اند. «گرمازده» روايتِ زندگي مردي‌ است که براي فرار از تنهايي و کنار‌آمدن با زندگي، تصميم به نگارشِ رمان مي‌گيرد، و مخاطب را در خط‌به‌خطِ اين نگارش، سهيم مي‌کند. داستان با يک آگهي شروع مي‌شود، آگهي مفقود‌شدنِ يک سگ، و در واقع به واسطه‌ي اين فِقدان، افرادي پيدا مي‌شوند که زندگي راوي را تحت‌تأثير حضور خويش قرار مي‌دهند، افرادي که هر يک سرنوشتي مختص‌به‌خود دارند و نقشي متفاوت بر زندگي راوي رسم مي‌کنند. اما ايرادِ اصلي «گرمازده» را بايد در اضافاتِ آن دانست. پرگويي‌هايي که از جانبِ راوي رخ مي‌دهد و گاه هيچ دليلِ توجيه‌کننده‌اي براي آن نمي‌توان يافت. پرگويي‌هايي از قبيلِ فصل‌هايي که در ميان کار حضور پيدا مي‌کنند و کاملاً زايد و اضافي به نظر مي‌رسند. اين اضافات بدونِ شک موجب ايجاد وقفه در اثر مي‌شوند و آسيب‌هايي جدي به کار وارد مي‌کنند.

آسيب‌هايي که مي‌توان نشانه‌هاي آن را در همان فصل‌هاي مذکور که عمدتاً در ميانه‌ي داستان قرار دارند، ديد. «گرمازده» از يک شروعِ گيرا و فوق‌العاده سود مي‌بَرَد، اين قدرت و گيرايي تا اواسط کار نيز ادامه پيدا مي‌کند، اما ناگهان اثر با نزولي شديد در حيطه‌ي داستان مواجه مي‌شود و کسالت و رخوتي را ايجاد مي‌کند که باز با نزديک‌شدن به پايانِ اثر، از اين رخوت کاسته مي‌شود. در واقع صعودِ ابتدايي، پس از نزولي در ميانه، باز به اوج مي‌رسد و پاياني قابل‌قبول را رقم مي‌زند. «گرمازده» روي انگشتِ آدم‌ها و روابط‌شان مي‌گردد. آدم‌هايي خسته و به تهِ‌خط رسيده و بيزار از يکديگر و قرباني‌شده و از دست‌رفته. آدم‌هايي که برخي‌شان در تلاش‌اند تا انتقام خود را از زندگي بگيرند، تا تمام قيد‌و‌بند‌هاي تنيده به دور ِ‌خويش را دور بريزند و «تجربه‌کردن» را جايگزينِ آن کنند، گاهي هم در اين ميان هستند افرادي که نه توان عِصيان و تلاش براي رهايي را در خود مي‌بينند، و نه شجاعتش را! و ترجيح مي‌دهند تنها نظاره‌گرِ ساعت‌ها و روزهايي باشند که دارند در بندِ تکرار، طي مي‌شوند. اما فصلِ مشترک وجودي همه‌ي اين آدم‌ها، «درد» است.

گرمازده

مهام میقانی

نشر چشمه

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.