دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

باشگاه خوانندگان تجربه

 
{ شناسه مقاله: 1895 }   { موضوع: جنگ تجربه }   { بازدید: ۹۵۰ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

آقاي شايان پور‌ابراهيمي عزيز! هر چند شعرهايتان بيشتر حال و هواي گزين‌گويه دارند و در حوزه‌ي فرم به انسجام خاصي نمي‌رسند، اما نگاه کاشف و تخيل نسبتاً خوبي در آنها هست. حتي مي‌شد که يکي از کارهايتان را هم در اين صفحه منتشر کنم. اما چون به شعرهايتان احترام نگذاشته‌ايد و در‌هم و برهم و بدون تقطيع ارسال‌شان کرده‌ايد، نوبت‌تان را عقب مي‌اندازم و منتظر نسخه‌ي پاکنويس شده و مرتب شعرهايتان مي‌مانم.

آقاي سيد صمد دانشمند عزيز! ساختار و زبان شعرتان بسيار ساده است و اين سادگي خالي از لطف هم نيست. اما گفتمان حسي و سانتي‌مانتال آن بزرگ‌ترين ضربه را به کارتان مي‌زند. مثلاً در شعر دوم، آن تصوير جالب از باران و قدم زدن و سيگار‌کشيدن، با لفظ «چشم‌هاي خمار» کاملاً از بين مي‌رود. چنين است سطرهاي سانتي‌مانتال ديگري چون: «مي‌خواهم در آغوش گيرمت و تا نهايت آرامش... ». عقيده‌ي من اين است که روي زبان شعرها بيشتر وسواس به خرج دهيد و اين بيانگري سانتي‌مانتال را به يک اجراي رومانتيک نزديک کنيد. منتظر آثار ديگرتان هستم.

آقاي ميلاد يکله عزيز! به نظر مي‌رسد که پتانسيل شاعري در شما وجود دارد، اما در اجراي شعر بسيار ضعيف عمل مي‌کنيد. حرف‌زدن از کراهت و پليدي با شعر‌گفتن در باره‌شان فرق دارد. شما با اتکا به بار واژه‌هاي تلخ و سياه قصد داريد که به يک شعر تلخ برسيد، اما هيچ کنش شاعرانه‌اي در متن‌تان نيست. تخيل و تصوير در متن‌تان غايب است. در پايان هم که تمام آن «تهوع» را تنها به يک رابطه‌ي عشقي نسبت مي‌دهيد، همه‌چيز را به حيطه‌اي سوزناک و سانتي‌مانتال مي‌کشانيد. باز هم از کارهايتان برايم بفرستيد.

آقاي علي آذرنيوند عزيز! اگر علاقه داريد که در اوزان نيمايي کار کنيد، بايد عروض نيمايي و منطق دکلماسيون شعر او را خوب مطالعه کنيد و در آن ماهر شويد. از شعرتان بر‌مي‌آيد که تنها يک آشنايي کلي با شعر نوي نيمايي داريد. پيشنهاد مي‌کنم که کتاب «بدايع و بدعت‌ها» نوشته‌ي: مهدي اخوان ثالث و کتاب «بوتيقاي شعر نو» نوشته‌ي: شاپور جورکش را به دقت بخوانيد و در کنارش آثار نيما، اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، اسماعيل شاهرودي و ساير چهره‌هاي معتبر شعر نيمايي را هم مطالعه کنيد. منتظر آثار ديگرتان هستم.

آقاي شهرام غلامي عزيز! خوشحالم که اينقدر پيگير هستيد. من هنوز مشکل سابق را با شعر شما دارم. ضمن آنکه ردپاي شاملو و تازگي‌هاي ردپاي سهراب هم توي شعرتان خيلي پر‌رنگ شده‌است. فکر مي‌کنم بايد قدري تلقي‌تان را از شعريت شعر تغيير دهيد و به دنبال تازه‌ها و نا‌گفته‌ها باشيد.

خانم مريم کرمي عزيز! اميدوارم در فرصتي مناسب از مطلب شما در مجله استفاده کنيم. باز هم از نقدهايتان برايم بفرستيد.

آقاي روزبه سوهاني عزيز! متأسفانه مطلب‌تان انسجام يک مقاله‌تحليلي را نداشت. پيشنهاد مي‌کنم قدري دقيق‌تر و مفصل‌تر بازنويسي‌اش کنيد و برايمان بفرستيد.

آقاي سيد محمد ضيغميان عزيز! تخيل و زبان بسيار جالبي داريد و فرم هم در شعرتان سر و سامان دارد و معلوم است شاعر کارکرده و شعر‌آشنايي هستيد. تنها يک مشکل وجود دارد و آن هم اين است که به نظرم بيش از حد تحت تأثير «علي باباچاهي» هستيد. اگر قدري خودتان را از اين تأثير برهانيد و صداي مستقلي را در همين حال و هوا به گوش ما برسانيد، به نفع ماي خواننده و شماي مؤلف خواهد بود.

آقاي حسن مهدوي‌منش عزيز! معمولاً از اين وعده‌ها نمي‌دهم به رفقايي که کار مي‌فرستند. اما اگر اين‌طور بوده، فرصت بدهيد تا بررسي کنم و ببينم از شما شعري چاپ شده يا خير

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.