دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

[چهار]

پایانِ زیبا

 امين فقيري
{ شناسه مقاله: 1799 }   { موضوع: ادبیات }   { بازدید: ۸۹۱ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

تمام داستان‌ها شخصيت محورند. آ‌دم‌ها هستند كه ماجراها را به وجود مي‌آورند. حال اين آدم‌ها مي‌توانند پير باشند يا جوان. بزن بهادر و قهرمان يا اينكه توسري خور و حقير باشند. تمام آدم‌ها در يك چيز مشترك‌اند، هيچ‌گاه خودشان لب به سخن نمي‌گشايند. رواي داستان نويسنده است كه با زبان شيرين زندگي آنها را براي ما بازگو مي‌كند. اكثر آدم‌ها از قشر پايين جامعه هستند و به ندرت با آدم‌هايي طرفيم كه دست‌شان به دهان‌شان مي‌رسد. اگر هم آدم محتاجي پيدا شود همه به آنها كمك مي‌كنند. در اين محله هيچ‌چيز قبيح و زشت نيست. هيچ‌كدام در به وجود آوردن اين نوع زندگي مقصر نيستند. حتي با مسأله اعتياد و دزدي هم با نوعي آرامش و لطافت برخورد مي‌شود. همه قرباني سرنوشتي هستند كه روز ازل براي آنها رقم خورده است. محتاج دلسوزي و ترحم مردم.

شايد نيمي از داستان‌ها در جبهه مي‌گذرد. معمولاً زندگي يك پسر كوچك تعقيب مي‌شود تا زماني كه سر از جبهه درمي‌آورد، در اين كتاب از جنگ به خوبي ياد نمي‌شود. چرا كه گل‌ها پرپر مي‌شوند. آدم‌هايي كه دوست مي‌داريم همگي شهيد مي‌شوند. نويسنده به مسأله شهادت با يك‌نوع شيفتگي برخورد مي‌كند. اما هيچ‌گاه كار به شعار دادن نمي‌كشد، از هيچ آدمي كه مقام سياسي دارد تعريف نمي‌شود. اصولاً شگرد نويسنده هم اين است كه پاي اينگونه آدم‌ها را به داستان باز نمي‌كند. روي خُلق و خوي آدم‌ها مانور مي‌دهد. تمام شخصيت‌ها موردي در زندگي‌شان هست كه ماجرايشان را قابل نوشتن مي‌كند.

اكثر داستان‌ها پايان‌بندي زيبايي دارند، فكر مي‌كنم شگرد كاري احمد غلامي پايان مؤثر داستان‌ها باشد. ده دوازده‌تايي از اين داستان‌ها به درد اين مجموعه نمي‌خورند. اصلاً در حيطه داستان قرار نمي‌گيرند!

البته اگر 63 داستان به 50 داستان تقليل پيدا مي‌كرد به جايي برنمي‌خورد. اگر كتاب به جاي 250 صفحه 200 صفحه مي‌بود فاجعه‌اي به بار نمي‌آمد. علت هم، به گمان من مسأله ژورناليست بودن احمد غلامي است آن هم از نوع بهترين‌ها ـ شايد تعهدي براي چاپ بوده (مثل آنتون چخوف كه در دوره‌اي، هفته‌اي يك داستان به مجله مي‌داده).

در نتيجه انگشت‌شماري از آنها نه گزارش‌اند نه داستان و نه اصلاً پايان‌بندي داستان دارند. شايد احمد غلامي هم به اين نتيجه رسيده باشد كه در چاپ دوم كتاب، داستان‌هاي شخصيت‌محوري به جاي اين داستان‌ها گذاشت.

قدرت خلاقه و تخيل نويسنده رشك‌برانگيز است. روي‌هم‌رفته جهان غلامي با وجود فقر ـ جنگ ـ محوريت زيباست. خواندن داستان‌ها لذت‌آور است با وجودي كه در زمينه‌اي تلخ و ديگر حركت مي‌كند.

مسأله ديگر اينكه برخلاف نام كتاب، بعضي از داستان‌ها نام يك شخصيت خاص را بر پيشاني ندارند! خوب بود نويسنده به اصلي كه خودش بنياد گذاشته بود وفادار مي‌ماند و از اسامي قهرمانان داستان استفاده مي‌كرد، اين داستان‌ها عبارتند از: گوزن‌ها / برادران كارامازوف / مسافر / موج / شطرنج‌باز / بازنده / خوابيدن مثل گربه‌ها / پيرمرد / شرط‌بندي

كه نمي‌تواند عيب چندان مهمي باشد اما از يكدستي كتاب مي‌كاهد. غلامي با آدم‌هاي داستانش زندگي كرده است آنها را به خوبي مي‌شناسد و توقع دارد كه ما نيز با آنها همدردي و همذات‌پنداري كنيم كه پس از خواندن كتاب اين حس به آدم دست مي‌دهد

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.