دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

[دو]

هزار و يك شب و ادبيات ايران

 محمد جعفري (قنواتي)
{ شناسه مقاله: 1792 }   { موضوع: ادبیات }   { بازدید: ۲۱۸۱ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

شايد درباره كمتر كتابي مانند هزار و يك شب ديدگاه‌هاي متناقض و گاه كاملاً متضاد بيان شده باشد. بيشتر ديدگاه‌هاي متضاد پيرامون خاستگاه و منشاء آن است. آنچه بيش از هر چيز بستر مناسبي براي اين ديدگاه‌هاي متضاد فراهم مي‌كند ساختار و محتواي خود كتابي است كه امروز به نام «الف ليله و ليله» (در ميان اعراب و برخي پژوهشگران غربي) و با عنوان «هزار و يك شب» (در ميان ايرانيان) و با نام جعلي «شب‌هاي عربي» (در ميان برخي ديگر از اهل فرهنگ عرب) معروف است. براي مثال ساختار كلي كتاب، داستان چارچوب آن و نيز اشاره‌هاي دقيق و خدشه‌ناپذير مسعودي و محمدبن اسحاق النديم، در بيش از هزار سال پيش، از يك سو ما را به منشاء ايراني اين كتاب رهنمون مي‌كنند و از سوي ديگر انبوه داستان‌هاي عربيِ آن، اعم از داستان‌هاي عرب جاهلي و داستان‌هاي مربوط به زندگي پرجنب و جوش بغداد دوره عباسي و داستان‌هاي خلفاي عباسي و نوش‌خواري‌هاي شبانه آنها و سرانجام داستان‌هاي سحرآميزي كه ريشه مصري دارند، همه و همه زمينه‌اي را فراهم مي‌كنند كه خواننده بر عربي بودن آن صحه گذارد. اين افراط و تفريط ريشه در اين واقعيت دارد كه برخي پژوهشگران «هزار انسان» مذكور در آثار قدما را با «هزار و يك شب» فعلي كم و بيش يكسان مي‌دانند و برخي ديگر از اساس منكر هرگونه ارتباطي ميان «الف ليله و ليله» فعلي با «هزار انسان» كهن هستند.

ديدگاه‌هاي مختلف: سيلوستر دوساسي، دانشمند فرانسوي ضمن الحاقي دانستن گفته مسعودي در مروج الذهب، بر اصل عربي اين كتاب تأكيد و وجود داستان‌هاي ايراني و هندي را در اين كتاب نفي مي‌كرد. از نظر او داستان‌هاي هزار و يك شب بيش از آن عربي و اسلامي هستند كه بتوان گفت اصل هندي دارند.

لويي ماتيو لانگله طي مقدمه‌اي كه بر متن و ترجمه سفرهاي سندباد بحري و مكر زنان نوشت، اين فرضيه را بيان كرد كه داستان‌هاي هزار و يك شب در نهايت امر بايد اصل هندي داشته باشند و به سخنان مسعودي در هزار و يك شب استناد كرد. فن‌ هامر پورگشتال بر نقش ايران و زبان فارسي به عنوان واسطه انتقال اين داستان‌ها، كه از نظر وي اصل هندي داشتند، به سرزمين‌هاي عربي در سده‌هاي اوليه اسلامي تأكيد كرد. برتن، يكي از مترجمين هزار و يك شب به انگليسي اعتقاد داشت كه هسته اصلي اين داستان‌ها از ايران به سرزمين‌هاي عربي آمده است، اما در اين سرزمين‌ها دچار تغييرات اساسي شده است. ويليام لين، دوخويه، استروپ و ساير پژوهشگران بحث در اين زمينه را توسعه دادند. استروپ افسانه‌ها و حكايات هزار و يك شب را به سه گروه تقسیم كرد: اول، افسانه‌هايي كه ريشه ايراني دارند و از كتاب هزار انسان برگرفته شده‌اند، دوم افسانه‌ها و حكاياتي كه در بغداد شكل گرفته‌اند و سرانجام افسانه‌هايي كه در مصر به اين كتاب اضافه شده‌اند (نك. حكمت ص، يد. يج، محجوب، ص 374-372، دايره‌المعارف اسلام، ذيل الف و ليله و ليله)

افسانه‌هايي كه پژوهشگران درباره اصل ايراني آن اتفاق‌نظر دارند، عبارتند از: 1- داستان چارچوب (شهرباز و برادرش شاه زمان) 2- دهقاني و خرش (گاوخر) 3- بازرگان و عفريت 4- حكايت صياد 5- ملك يونان و حكيم رويان 6- ملك شهرمان و قصد الزمان 7- اسب آبنوس 8- اردشير و حيات النفوس 9- بدر باسم وجوه 10- سيف‌الملوك و بديع‌الجمال 11- حسن بصري و نورالنساء.

اين افسانه‌ها را از لحاظ نوع‌شناسي مي‌توان به دو گروه سحرآميز و عاشقانه تقسيم كرد كه در هر دو آنها ويژگي‌هاي ايراني اين دو نوع افسانه به نحو بارزي ديده مي‌شود. از ويژگي‌هاي افسانه‌هاي سحرآميز ايراني اين است كه شخصيت سحر قائم بالذات است و خود درباره اعمال و رفتارش تصميم مي‌گيرد. اين ويژگي را در «حكايت صياد» به خوبي مي‌توان تشخيص داد. اين ويژگي خلاف ويژگي شخصيت‌هاي سحرآميز در افسانه‌هاي سامي است كه معمولاً قائم‌بالذات نبوده و متناسب با خواست افرادي كه بر آنها تسلط دارند، عمل مي‌كنند اما بخش اصلي افسانه‌هاي بالا عاشقانه هستند كه ويژگي‌هاي افسانه‌هاي عاشقانه ايراني مانند عاشق شدن در خواب، يا عاشق شدن با ديدن تصوير و نيز فعال بودن عاشق و معشوق و همچنين مسافرت عاشق از شهر خود به سرزمين معشوق، در آنها كاملاً واضح هستند. از اين افسانه‌ها روايت‌هاي شفاهي كتابي و شفاهي فراواني در ادبيات فارسي وجود دارد كه نگارنده اين سطور برخي از آنها را در كتاب روايت‌هاي شفاهي هزار و يك شب نقل كرده است.

اما جدا از اين افسانه‌ها، به اعتقاد نگارنده اين سطور حكايات و افسانه‌هاي ديگري نيز وجود دارند كه به استناد بن‌مايه و مضامين آنها كاملاً ايراني هستند. همه حكايت‌هايي كه درباره خاندان برمكي وجود دارد از جمله اين حكايت‌ها هستند. دقت در اين حكايت‌ها مي‌تواند تأثيرات انديشه‌هاي شعوبيگري ايرانيان سده‌هاي نخستين اسلامي را مشخص كند. از مجموع افسانه‌ها و حكايت‌هايي كه درباره اين خانواده در هزار و يك شب نقل شده است، پنج مورد آن به طور مشخص درباره كرم، بخشش و سخاوتمندي اين خاندان است. در اين قصه‌ها و حكايت‌ها افرادي كه در مقابل خاندان برمكي مورد مذمت قرار مي‌گيرند از خانواده‌هاي متنفذ عرب هستند. نكته قابل تأمل ديگري كه در اين ارتباط مطرح است مقايسه شخصيت‌ هارون‌الرشيد با جعفر برمكي در هزار و يك شب به طور كلي و در حكايت‌هاي منسوب به خاندان برمكي به طور خاص است.

هارون‌الرشيد، خليفه مسلمين است. جان، مال و ناموس مردم در اختيار اوست. او به راحتي مي‌تواند هر منصبي را كه مي‌خواهد، بگيرد و به ديگري دهد. در بخشي از حكايت علاء‌الدين ابوالشامات «منشور مي‌‌نويسد» و به والي شهر مي‌دهد و دستور مي‌دهد كه در «ديوان ندا دهند كه علاء‌الدين شاه بندر بازرگانان است و او مسموع‌الكلمه و محفوظ‌الحرمه است و اكرام و احترام او بر همه كس فرض است» (پايان شب 258). حكم او حتي بر «طايفه جان» يعني ديوان و پريان نيز نافذ است. در داستان، عبدالله فاضل نامه‌اي به «ملك جنيان» مي‌نويسد و از او مي‌خواهد كه «فرمان خليفه رسول» را به كار بندد. ملك جنيان ضمن پذيرش اين فرمان، اطاعت خود را از هارون‌الرشيد اين‌گونه براي دخترش توجيه مي‌كند: «اي دختر او از چندين راه بر ما برتري دارد: نخست آنكه او بشر است و بشر بر ما فضيلت دارد، دوم آنكه او خليفه‌الله است، سيم آنكه... از بركت نماز اگر تمامت قبايل جن جمع آيند، بر او ظفر نتوانند يافت و آسيبي بر وي نتوانند رسانيد. ما را مخالفت فرمان او نشايد كه اگر مخالفت كنيم تمامت ما را بسوزاند و ما را گريزگاهي از دست او نخواهد بود...» (پايان شب 986). اما اين شخصيت با همه قدرت، هيبت و توانايي‌اش از يكسو بارها و بارها مورد انتقاد راوي قرار مي‌گيرد و از سوي ديگر بارها در تصميم‌گيري‌ها از خود ضعف نشان مي‌دهد.

معمولاً در چنين مواقعي جعفر برمكي كه به قول روي پي. متحده «پيوسته داناتر و عاقل‌تر از هارون‌الرشيد است.» به ياري او مي‌شتابد (متحده ص 51). معمولاً هرجا هارون حضور دارد جعفر برمكي نيز حاضر است اما داستان‌هايي در هزار و يك شب وجود دارد كه ويژه خاندان برمكي است و اثري از هارون ديده نمي‌شود. در مقابل انتقاداتي كه از هارون الرشيد مي‌شود، در سراسر كتاب حتي يك سطر عليه خاندان برمكي وجود ندارد و راويان همه‌جا از فضل، بخشش، خوش‌خلقي، درايت و ساير صفات نيكو و پسنديده آنها تحسين كرده‌اند. به اعتقاد من اين داستان‌ها بيشتر با چارچوب انديشه شعوبيگري انطباق دارد تا با انديشه‌هاي قصه‌پردازان عرب، علاوه بر داستان‌ها و حكايت مربوط به خاندان برمكي بايد به افسانه‌ «انوشيروان و دختر دهاتي» (شب 386) و «انوشيروان عادل» (شب 461) اشاره كرد. از افسانه «انوشيروان و دختر دهاتي» روايت‌هاي كتبي و شفاهي فراواني در زبان فارسي وجود دارد. قديمي‌‌ترين روايت آن در شاهنامه حكيم ابوالقاسم فردوسي آمده است (شاهنامه، 470-6/468) كه البته به بهرام گور منسوب است. علاوه بر شاهنامه روايت‌هايي از آن در منتخبات رونق المجالس (ص 91-89)، نصيحه‌الملوك امام محمد غزالي (ص 142-139)، مرزبان نامه (ص 22-20)، راحه الصدور و آيه السرور (ص 137)، روضه خلد (ص 26)، اسكندرنامه منثور (ص 239)، روضه الانوار عباسي (ص 187-186)، اخلاق محسني (ص 42)، دره التاج (2/162)، جامع التمثيل (ص 601) و نيز سه روايت در آداب الحرب و الشجاعه (ص 71-66) آمده است. در كنار اين روايت‌هاي كتبي بايد به روايت‌هاي شفاهي آن نيز كه در گوشه و كنار ايران ثبت شده است اشاره كرد كه از جمله مي‌توان روايت‌هاي زير را نام برد:‌ روايت خراسان (خزاعي ص 106-105)، خوزستان (جعفري قنواتي ص 122)، كرمان (نادري ص 416)، زنجان (وكيليان ص 279-278)، يك روايت در سمنان و دو روايت در فسا (انجوي ص 331-328). البته مجموعه اين روايت‌ها اگرچه از لحاظ ژرف ساختي شبيه به هم هستند اما از لحاظ روساخت تفاوت‌هايي با هم دارند.

علاوه بر اين افسانه‌ها و حكايت‌ها در ساير افسانه‌هاي كتاب بن‌مايه‌هايي وجود دارد كه مي‌توان آنها را بن‌مايه‌هاي ايراني به شمار آورد كه از جمله آنها به مصاديق زير مي‌توان اشاره كرد:

1- انتخاب همسر توسط دختران پادشاه با انداختن سيب به سمت مرد دلخواه خود كه در داستان وردالاكمام و انس الوجود طي شب 368 آمده است. اين بن مايه علاوه بر اينكه در تعداد زيادي از افسانه‌هاي ايراني تكرار شده، به گونه‌اي ديگر در شاهنامه و در داستان گشتاسب و كتايون نيز آمده است (20-5/19).

2- بن مايه زن پوشيده‌رويي كه به شكل مردان درآمده و با پهلوان خصم مبارزه مي‌كند اما سرانجام پريشان شدن موهايش هويت او را برملا مي‌كند (شب 50). شايد نياز به گفتن نباشد كه اين بن‌مايه خواننده را بلافاصله به ياد نبرد گرد آفريد با سهراب در داستان رستم و سهراب مي‌اندازد (فردوسي 135-2/131).

اشاره به برگزاري جشن نوروز در چند موضع از كتاب از جمله در شب 694 از موارد قابل تأمل ديگري است كه در اين كتاب از آن ياد شده است.

اكنون و پس از اين توضيحات به چند نكته مهم ديگر مي‌پردازد. يكي از اين نكات داستان‌گويي شبانه زنان براي پادشاهان است. بهترين شكل اين داستان‌گويي را در آثار نظامي و به ويژه در هفت پيكر مي‌توان مشاهده كرد. «مايكل بري» در تفسيري كه بر هفت‌پيكر نوشته است با دقت و باريك‌انديشي رشك‌آميزي ارتباط منطقي ميان هفت‌پيكر و هزار و يك شب را نشان داده است. پيش از پرداختن به اين موضوع اشاره به افسانه‌گويي‌هاي شبانه زنان براي پادشاهان در ساير منظومه‌هاي نظامي ضروري است. در منظومه خسرو و شيرين، هنگامي كه خسرو به ارمن رفته است، شيرين شبانگاه مجلسي برپا مي‌دارد كه خود و ساير دختران به همراه خسرو و شاپور در آن حضور مي‌يابند:

از اين سو تخت شاهنشه نهاده/ وُ شاقي چند بر پاي ايستاده

به خدمت پيش تخت شاه شاپور/ چو پيش گنج باد ‌آورد گنجور

فرنگيس و سهيل سرو بالا/ عجيب نوش و فلك ناز و هميلا

همايون و سمن ترك و پريزاد/ ختن خاتون و گوهر ملك دلشاد

گلاب و لعل را بر كار كرده/ ز لعلي روي چون گلنار كرده

چو آن سيمين بران در عيش رفتند/ حجاب شرم حالي برگرفتند

همه زيبا رخ و مطبوع و دمساز/ همه دستان‌سرا و نكته‌پرداز

ملك فرمود تا هر دلستاني/ فرو گويد به نوبت داستاني

ز شكر هر يكي تنگي گشادند/ ز شيرين بر شكر تُنگي نهادند

(نظامي ص 257)

نظامي پس از آن تحت عنوان «مَثَل گفتن دختران شيرين»، گفتار دختران را يكايك نقل مي‌كند. نظامي در جاي ديگر هنگامي شرح فراق خسرو از زبان وي مي‌گويد:

كجا آن عيش و آن شب‌ها نخفتن/ همه شب تا به روز افسانه گفتن

(همو، ص 276)

اما مهم‌تر از خسرو و شيرين، منظومه هفت‌پيكر يا بهرام‌نامه است كه در آن هفت شاه‌دخت طي هفت شب براي بهرام افسانه مي‌گويند. مايكل بري طي تفسيري كه بر هفت‌پيكر نوشته است شباهت ميان هفت پيكر و هزار و يك شب را «ترديد‌ناپذير» مي‌داند و اضافه مي‌كند: «بهرام به جاي شهريار بر تخت مي‌‌نشيند و شهرزاد هزار و يك شب، جاي خود را به هفت شاهدخت مي‌دهد كه همه آنها آموزشگر شاه مي‌شوند. شماري از رويدادهاي افسانه‌هاي نظامي به مشهورترين افسانه‌هاي هزار و يك شب شباهت دارند. شاه‌دخت هند در گنبد سياه ماجراهايي را تعريف مي‌كند كه به داستان دومين سفر سندباد بحري شباهت دارد» (مايكل بري ص 133). شادروان استاد زرين‌كوب نيز مضامين افسانه‌هايي را كه هفت شاهدخت نقل مي‌كنند «افسانه‌هايي خيال‌‌انگيز از مقوله داستان‌هاي الف ليل» ارزيابي مي‌كند. استاد به طور مشخص به افسانه روايت شده از سوي دختر پادشاه روم، در گنبد زرد، اشاره مي‌كند كه «داستان پادشاه كنيز فروشي است كه از توهم بي‌وفايي زنان، خود را نمونه بي‌غيرتي و در حقيقت نمونه بي‌بهرگي از غرور و ناموس شاهانه مي‌سازد. گويي چيزي از قصه يا سرنوشت آن شهريار افسانه‌اي كه قصه‌هاي شهرزاد، در الف ليل، او را از انديشه جنايت بازمي‌دارد، در او هست» (زرين‌كوب ص 157-153).

نكته با اهميت ديگر، آشنايي اديبان و به ويژه داستان‌پردازان گذشته ما با كتاب هزار افسان و نيز برخي اجزاي آن است. كتابي كه پيش از اين گفتيم اساس هزار و يك شب فعلي است ذكر هزار افسان در ديوان قطران تبريزي از جمله اين موارد است (نك. محجوب، ص 367)

سديدالدين محمد عوفي نويسنده جوامع الحكايات و لوامع الروايات ضمن نقل افسانه‌اي درباره «دله محتال» يا دليله محتاله كه داستان‌هايي از وي در هزار و يك شب آمده است، مي‌نويسد «دله محتال كه داستان مكر و خداع وي در جهان سمر است...» (جزء دوم از قسم سوم ص 652). تاريخ تدوين جوامع الحكايات بيش از شكل‌گيري نهايي الف و ليله و ليله در مصر است.

اما با اهميت‌تر از اين اشاره‌ها مطالبي است كه نظامي در ليلي و مجنون و خسرو و شيرين بيان كرده و نخستين بار مايكل بري در شرح خود از آنها ياد كرده است. بري معتقد است نظامي در بيت‌هاي زير با به كارگيري جناسي سه‌گانه از واژه‌هاي افسانه، افسون و هزار افسانه به هزار و يك شب اشاره كرده است:

هزار افسانه از بر بيش دارد/ به طنازي يكي در پيش دارد

ترا بفريبد و ما را كند دور/ تو زو راضي شوي من از تو مهجور

من افسون‌هاي او را نيك دانم/ چنين افسانه‌ها را نيك خوانم

مايكل بري با توجه به آنچه گفته شد و همچنين با استناد به يكي از ابيات ديباچه ليلي و مجنون كه شاعر ارزش عددي تخلص خود را براساس حساب حروف ابجد عدد هزار و يك، ياد كرده است، در مجموع نتيجه مي‌گيرد كه نظامي روايتي از هزار و يك شب در اختيار داشته است. البته به اعتقاد او اين روايت، روايتي ابتدايي و كهن‌تر از قديم‌ترين روايت موجود هزار و يك شب بوده است (مايكل بري ص 138-136).

نكته پاياني: طي سال‌هاي اخير پژوهش پيرامون هزار و يك شب در عرصه جهاني و ملي دو روند متفاوت را طي كرده است. پژوهشگران خارجي، برخلاف پژوهشگران سده نوزده عمدتاً با استفاده از آثار عربي به پژوهش پيرامون داستان‌هاي اين كتاب مي‌پردازند. نگاهي به كتاب‌هاي منتشر شده در دو سه دهه اخير كه در اروپا و آمريكا مؤيد اين موضوع است. اين موضوع شايد به دليل ضعيف شدن كرسي‌هاي ايران‌شناسي در دانشگاه‌ها اين كشورها باشد. اما خوشبختانه طي همين مدت و به ويژه طي چند سال رويكردي جدي نسبت به اين كتاب در ميان پژوهشگران ايراني به وجود آمده است. نگارنده اين سطور طي مقاله‌اي جداگانه پژوهش‌هاي ايرانيان پيرامون اين كتاب را از نخستين مقاله‌اي كه استاد علي‌اصغر حكمت نوشته است تا مقالات و كتاب‌هايي كه در سال 1390 منتشر شده بررسي كرده است كه اميدوار است در آينده نزديك آن را منتشر كند

* پژوهشگر ادبيات شفاهي

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.