دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

مجلس سياه بازي امير ارسلان نامدار

تلفیق سیاه‌بازی و نقالی و پرده‌خوانی

 
{ شناسه مقاله: 1779 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۹۳۴ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

داوود فتحعلي‌بيگي اين روزها نمايش «مجلس سياه‌بازي اميرارسلان نامدار» نوشته «مهدي صفارنژاد» را در تماشاخانه سنگلج روي صحنه برده است. نمايشي که در آن سياه‌بازي به همراه رگه‌هايي از نقالي و پرده‌خواني ديده مي‌شود. «فتحعلي بيگي» از معدود کارگرداناني است که همچنان دغدغه روي صحنه بردن نمايش‌هاي آييني – سنتي را دارد. او «مجلس سياه بازي امير ارسلان نامدار» را براساس نوشته‌اي از يکي از دانشجويان خود در کارگاه نمايش‌هاي ايراني به روي صحنه برده است. آن‌طور که خود «فتحعلي بيگي» گفته است، اين کتاب در کارگاه خوانده شده و بعد از هر فصل، اتودهايي از آن زده شده و در نهايت تعدادي از صحنه‌ها شکل گرفته است، به همين خاطر امروز کتاب «امير ارسلان نامدار» بيش از چهار ماه به طول مي‌انجامد که ماحصل آن نمايش‌نامه‌اي مي‌شود که ابتدا قرار بوده است در دو ورسيون به اجرا درآيد، يعني دو نوع امير ارسلان ديده شده بود که داراي صحنه‌هاي مشترک بوده و در تعدادي از شب‌ها برخي از صحنه‌ها تفاوت مي‌کرده است که در نهايت اين اتفاق رخ نمي‌دهد و بر اساس يک نسخه از نمايشنامه، کار به اجرا در مي‌آيد.

فتحعلي بيگي در حالي امير ارسلان را به اجرا درآورده است که اين متن سال‌ها به عنوان يکي از دغدغه‌هاي ذهني او مطرح بوده است، هر چند که مي‌توان گفت امير ارسلاني که هم اکنون در تالار سنگلج به اجرا درآمده است، تفاوت‌هايي با آنچه «فتحعلي بيگي» در ذهن داشته و دارد اين به خاطر آن است که نمايشنامه را خود به نگارش درنياورده است، اما تلاش‌هايي از اميرارسلان نيز در متن ديده مي‌شود، براي مثال قهرمان نمايش او بيش از آنکه به منافع شخصي و نجات «فرخ لقا» بيانديشد، به نجات جان انسان‌هاي مصيبت‌زده توجه دارد. يکي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين نمايش که مي‌توان آن را از نقاط قوت آن قلمداد کرد، طراحي صحنه و دکور نمايش است که برگرفته از يک مجموعه چاپ سنگي است و بازيگران گاه حالات آدم‌هاي روي پرده را مي‌گيرند.

«فتحعلي بيگي» بعد از نمايش «زليخانامه» براي دومين بار در اين نمايش دست به تلفيق سياه‌بازي و نقالي و پرده‌خواني رفته است که بخشي از اين ماجرا را مي‌توان به ضرورت متن نسبت داد، به هر روي «امير ارسلان» نمايشنامه‌اي طولاني است که ضرورت نقالي در آن ديده مي‌شود. نقالي که براساس نقش‌هاي پرده روايت مي‌کند، ضمن آنکه نقالي، روحوضي و شبيه‌خواني هر کدام يکي از اشکال نمايش روايتي تئاتر سنتي است که مي‌توانند با يکديگر قالب ترکيبي داشته باشند. با اين اوصاف مي‌توان گفت «فتحعلي بيگي» علاوه بر کارگرداني، دراماتورژي اين اثر را نيز انجام داده و نگاه خاص خود را به اين داستان کهن داشته است.

اگر چه او همواره بر اين اعتقاد است که نمايش‌هاي سنتي ايراني داراي ساختاري مدرن هستند که با يافتن ظرفيت‌هاي نمايشي در آن مي‌توان آن را با مسايل روز نيز پيوند زد به شرط آنکه اين نوآوري در مباحث قصه يافت شود و نويسنده و نمايش‌نامه‌نويس اين ظرفيت‌ها را از قصه برداشت کنند، همان طور که اين مسأله در آثار کلاسيک يونان و آثار ويليام شکسپير هم مي‌تواند صادق باشد. «فتحعلي بيگي» در اين سال‌ها علاوه بر نمايش «امير ارسلان»، متن‌هاي ديگري را نيز از شاگردانش به اجرا در آورده است. او در اين راه استمرار بسياري داشته است، همان استمراري که در اجراي نمايش‌هاي آييني و سنتي داشته است. او بر اين اعتقاد است که فرهنگ نمايش‌هاي آييني و سنتي داراي چنان گستره‌اي است که مي‌توان براي مدت‌هاي طولاني از آن استنباط کرد، بي‌اينکه هيچ از ظرفيت‌هاي آن کاسته شود. به همين خاطر است که او در نظر دارد براي نمايش بعدي خود روي تعزيه «امير کبير» کار کند و آن را به شيوه يک نمايش موزيکال ايراني به اجرا دربياورد.

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.