دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

قصه‌ي قرن

 علي‌رضا کيواني‌نژاد
{ شناسه مقاله: 1774 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۱۴۹۶ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

 «آنچه «ادبيات» ناميده مي‌شود ناگزير «زبان» هم هست. اگر هم ادبيات را ذاتاً «تجاوز» از زبان بدانيم به‌هرحال بايد بپذيريم که بيرون از زبان، ادبياتي نيست. پس ادبيات همان زبان است به اضافه (يا منهاي) چيزِ ديگر.» اين، شاکله ادبيات و زبان است از نظر ژان پل سارتر؛ آنجا که اين متفکر بزرگ معتقد است چنين مزيتي در کار نويسنده‌اي مادرزاد چون «ژان ژنه» وجود دارد و او را ژنه مقدس مي‌نامد. درست يا غلط، بسياري از منتقدان بزرگ ادبيات جهان مانند جورج لوکاچ يا ديويد لاج بارها درباره اين فرضيه، به نحوي از انحاء نوشته‌اند. «لِو گراسمن» منتقد سرشناس مجله تايم نيز بر اين باور است که طبق نظر سارتر ادبيات، همان زبان است و وقتي اين زبان در اوج پختگي قرار گيرد و بستر واکاوي روح انسان و وجوه ناشناخته وجود بشر را پديد آورد، آن‌گاه اثري خلق مي‌شود که مي‌توان آن را شاهکار ادبي دانست و نويسنده‌اش را، موفق.

توماس مان، نويسنده‌ جهان‌وطني که مي‌تواند «بودنبروک‌ها» را در بيست‌ودوسالگي بنويسد و از اطناب و زياده‌گويي‌هاي هم‌عصران‌اش بپرهيزد، قطعاً نويسنده بزرگي است. او که مي‌تواند زوال يک خاندان را به تأسي از استاد بزرگ رمان مدرن، گوستاو فلوبر، خلق کند پس قطعاً لايق عناويني شايسته‌تر از «بزرگ» است. وقتي اثري از توماس مان مي‌خوانيد با خودتان مي‌گوييد کاش او در سال‌هاي جواني پول بيشتري داشت و راحت‌تر مي‌نوشت:«مان در 1895 به تحصيل در رشته روزنامه‌نگاري پرداخت. وقتي در 1896 به سن 21 سالگي رسيد، ماهانه 180 مارک طلا از مفاد سرمايه پدرش برايش کنار گذاشته مي‌شد و او با آن پول مي‌توانست آزادانه به شغل مورد علاقه‌اش که نويسندگي بود، بپردازد. توماس در سال‌هاي 1895 و 96 مقالات‌اش را در نشريه ماهانه «قرن بيست» که برادر بزرگ‌اش هاينريش مان مدتي ناشر آن بود، چاپ مي‌کرد.» مان در ايران آن‌طور که بايد، براي مخاطبان پي‌جوِ اين نحله شناخته شده نبوده اما حالا به مدد ترجمه‌هاي کم‌نظير علي‌اصغر حداد-بودنبروک‌ها- و محمود حدادي-تريستان و تونيوکروگر- به يکي از جدي‌ترين نويسندگان نزد مخاطب ايراني تبديل شده است. محمود حدادي در اين ميان، براي معرفي توماس مان، به يکي دو رمان اکتفا نکرده و آثار ديگري را از اين نويسنده ترجمه کرده است اما «تريستان و تونيوکروگر»، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ اثري که نشر افق آن را به زيور طبع آراسته است.

کتاب ياد شده، داستان جواني است که چون ميان هنر و زندگي، شکافي غلبه‌ناپذير مي‌بيند به گوشه‌نشيني پناه مي‌برد. ولي اين انزوا سرانجام توان جهت‌يابي را در صحنه‌ اجتماع از او مي‌گيرد. اين اثر، داستان انحطاط فرهنگي است؛ مضموني که دستمايه بسياري از آثار توماس مان شده است. مان در «تونيو کروگر» به زندگي شاعري به همان نام مي‌پردازد که در مقاطع مختلف زندگي‌اش عشق‌ها و تجربه‌هاي مختلفي را تجربه مي‌کند. در اين رمان مثل «‌مرگ در ونيزِ» همين نويسنده، با روايت کُندِ نويسنده مواجهيم و همچنين انزواي شخصيت اصلي از محيط. ‌توماس مان‌ دوست دارد به ذهنيت شخصيت‌ها پناه بَرَد و به همين علت گاهي ساعت‌ها مي‌گذرد و هيچ‌چيز حرکت نمي‌کند. تونيو کروگر پرخواننده‌ترين اثر توماس مان است؛ حکايت شکل‌گيري شخصيت نوجواني که با دلواپسي هويت خود را جست‌وجو مي‌کند. «رايش رائيسکي» مفسر نامدار آلمان، تونيو کروگر را قصه قرن لقب داده و درباره‌اش گفته است: «انسان‌هاي بسياري خود را در آينه اين نوول باز مي‌يابند؛ همه آنها که خُسران ديده‌اند و در جامعه بي‌جايگاه‌اند و از اين رو ادبيات را وطن خود قرار داده‌اند. »

تريستان و تونيو کروگر مثل بودنبروک‌ها، حجيم نيست ولي قطعاً به همان مقدار پرمغز و جذاب است، خاصه ترجمه خوب محمود حدادي که سبب‌ساز لذت دوچندانِ خواندنِ اين کتاب هم شده است. نيز بايد به اين نکته اشاره کنيم که سال‌ها پيش (حدود 50 سال قبل) زنده‌ياد رضا سيدحسيني رمان «تونيو کروگر» توماس مان را از زبان غيراصلي (فرانسه) به فارسي ترجمه کرده بود که حدود 10 بار تجديد چاپ شد. سيدحسيني در باب ترجمه اين رمان گفته بود: «تونيو کروگر اولين کتابي است که من در آغاز جواني و پس از اينکه در ترجمه پنج کتاب با دوست و استادم‏ عبدالله توکل همکاري کرده بودم، به تنهايي از روي دو متن‏ فرانسه و ترکي استانبولي آن را ترجمه کردم. ترجمه آن (شايد در سايه ترجمه درخشان مترجم ترکي) نسبتاً دقيق بود، اما چون از روي متن‏ اصلي نبود، هميشه براي من مايه نگراني بوده است.» و حالا مخاطب ايراني توانسته ترجمه دستِ اولي از اين رمان در اختيار داشته باشد؛ ترجمه‌اي که نشان از تسلط حدادي بر اتمسفر داستاني مان دارد. بد نيست هنگام خواندن اين کتاب، در بخش انتهاي آن، توضيحات پي‌نوشت را هم بخوانيد تا متوجه شويد که مترجم با چه دقت و البته تسلطي، خواننده را در باز کردن گره‌هاي احتمالي ياري کرده است. کتاب حاضر با بخشي شامل مرور زندگي و آثار توماس مان آغاز مي‌شود و به فصل‌هاي طبقه‌بندي ادبي توماس مان، از هنرمند گوشه‌نشين، از جواني و هنر پيوند مي‌خورد و در ادامه هم دو داستان کوتاه از توماس مان آورده شده است. اين اثر در 170 صفحه چاپ شده است.

تريستان و تونيوکروگر

توماس مان

ترجمه‌ي محمود حدادي

نشر افق

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.