دوره جدید / شماره ۱۳ / شماره پیاپی ۱۳ / تیر ۱۳۹۱
۱۳

[چهره‌های ماه]

 
{ شناسه مقاله: 1768 }   { موضوع: کافه }   { بازدید: ۱۶۷۷ }

شماره ۱۳، تیر ۱۳۹۱

درگذشت رِي بِردبري

ري بردبري، نويسنده داستان‌هاي علمي تخيلي ششم ژوئن در ۹۱ سالگي در لس‌آنجلس درگذشت. او حدود 70 سال فعاليت ادبي کرد که منجر به خلق صدها رمان، داستان کوتاه، نمايشنامه و فيلمنامه شد. با اين حال «فارنهايت ۴۵۱» مشهورترين رمان او بود که در زمان حيات نويسنده‌اش بيش از ۱۰ ميليون نسخه از آن در دنيا به فروش رفت. رماني که سال ۱۹۵۳ منتشر شد و جامعه‌اي را در آينده به تصوير کشيد که در آن کتاب‌ها غيرمجاز هستند و به اين دليل سوزانده مي‌شوند. بردبري عنوان اين رمان را از درجه حرارتي گرفت که در آن کاغذ به صورت خودکار آتش مي‌گيرد. بسياري از پيش‌بيني‌هاي اين رمان به تدريج درست از کار درآمد. «فارنهايت ۴۵۱» را در کنار «۱۹۸۴» جورج اورول و «دنياي قشنگ نو» آلدوس هاکسلي از رمان‌هاي پيشگويانه مي‌دانند. فرانسو تروفو در دهه 60 ميلادي فيلمي بر اساس اين رمان ساخت. در جُنگ تجربه این شماره داستانی از ری بردبری و خاطراتی از او را ترجمه و چاپ کرده‌ایم.

مداليون بوف كور

جهانگيرهدايت: در 28 بهمن 1390 مصادف با يكصدو نهمين سالگشت تولد صادق هدايت با كمك يك استادكار هنرمند در اصفهان مداليوني براي صادق هدايت ساخته شد. ساخت مداليون براي صادق هدايت بار اول در سال 1330 طبق سفارش وراث هدايت و از محل حق‌التأليف كتب او در پاريس ساخته شد. روي مداليون تصوير هدايت به صورت برجسته و پشت آن نقاشي هدايت از دختر اثيري و جغد آمده و جمله آغازين داستان بوف كور به خط او آمده است. اين مداليون بسيار ناياب شده و دستيابي به آن بسيار مشكل است البته در سال 1381 كه مصادف با صدمين سالگشت تولد هدايت بود يك پين كوچك كه نقاشي هدايت از جغد براي بوف كور چاپ هند را روي خود داشت توسط يكي از هنرمندان ساخته شد. مداليون حاضر از مس ساخته شده و به شكل دايره با قطر 6 سانتي‌متر است. روي مداليون تصوير جغدي آمده كه روي كتاب بوف كور بار اول چاپ هند توسط صادق هدايت با يك قلم كشيده شده است. جمله آغازكننده بوف كور دست نوشته صادق هدايت روي مداليون آمده است: « در زندگي زخم‌هايي است كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي‌خورد و مي‌تراشد...» اين مداليون در اختيار دوستداران صادق هدايت گذاشته مي‌شود و علاقه‌مندان مي‌توانند با دفتر صادق هدايت تماس بگيرند

روزهاي شلوغ حميد سمندريان

سما بابایی: خيلي‌ها بر اين اعتقادند که «حميد سمندريان» شناسنامه تئاتر ايران است. استاد بسياري از بزرگان تئاتري و از آن مهم‌تر کارگرداني که با وجود تمامي مشکلات، استمرار خود را در صحنه تئاتر حفظ کرده است. او در دهه 40 و 50 نمايش‌هاي متعددي را روي صحنه برد – تقريباً سالي يک نمايش- اما در اين سال‌ها کم کارتر از گذشته شده است، به شکلي که آخرين نمايشي که کارگرداني کرد، «ملاقات بانوي سالخورده» بود که آن را در سال 86 با بازيگراني چون گوهر خيرانديش، پيام دهکردي، علي رامز، فرخ نعمتي، احمد ساعتچيان، ميرطاهر مظلومي و هوشنگ قوانلو در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر به صحنه آورد. حالا پير تئاتر ايران مي‌خواهد بار ديگر «بازي استريندبرگ» را با بازي رضا كيانيان، هما روستا و احمد ساعتچيان در تماشاخانه ايرانشهر به اجرا درآورد. «سمندريان» اين نمايش را پيش از اين در سال‌هاي ۱۳۵۱ و ۱۳۷۸ روي صحنه برده بود که نقش‌هاي آن را محمدعلي کشاورز، اسماعيل شنگله، رضا کيانيان و هما روستا ايفا کرده بودند. البته «هما روستا» قرار بوده است که اين نمايش را با بازيگران جديد اجرا کند که از اين کار منصرف مي‌شود و در نتيجه قرار مي‌شود با همان گروه قبلي، با كارگرداني «سمندريان» به اجرا درآيد.

به اين ترتيب اگر همه شرايط فراهم شود اين نمايش مهرماه امسال در تماشاخانه ايرانشهر به صحنه مي‌رود. اين نمايش در زمان اجراي خود مورد توجه قرار گرفت و حالا گروه اجرايي آن قصد دارند همين اثر را با تغييرات اندكي دوباره به صحنه بياورند تا خاطره اجراي آن بار ديگر زنده شود. اين البته تمام فعاليتي نيست که استاد تئاتر ايران در حال انجام آن است، او در اين روزها بيش از گذشته در صحنه تئاتر حضور دارد، در نهمين جشن بازيگر خانه تئاتر در ارديبهشت‌ماه که به معرفي برگزيدگان تئاتر در سال گذشته اختصاص داشت، هيأت مديره انجمن بازيگران خانه تئاتر از حميد سمندريان تقدير كردند و بهزاد فراهاني ـ رئيس هيات مديره اين انجمن ـ در سخناني به اين مسأله اشاره کرد که: «وقتي حميد سمندريان هست، يعني تئاتر هست.» او در آيين پاياني ارديبهشت تئاتر ايران در اوايل خرداد ماه نيز توسط جمشيد مشايخي و داود رشيدي تقدير شد و «مشايخي» از او به عنوان استاد بزرگ خويش ياد کرد

جادوگر

حالا رضا عطاران به عنوان کارگردان فيلم سينمايي‌اي را روي پرده سينماها دارد که اتفاقا فروش خوبي هم کرده و هم عطاران، هم تهيه‌کننده و هم پخش‌کننده‌اش را شاد و خرسند کرده است. عطاران که براي اکران فيلمش به زحمت زيادي افتاده بود حالا با اين فروش مي‌تواند نفس راحتي بکشد که زحماتش بي‌فايده نبوده و تماشاگر راضي از سينما بيرون مي‌آيد. با اينکه «خوابم مي‌آد» در روزهاي اول اکرانش در همه سينماهاي طرف قرارداد روي پرده نرفت چون حوزه هنري اين فيلم را هم جز فيلم‌هاي مبتذل امسال قلمداد کرد و از به نمايش درآمدن آن در سينما آزادي و ديگر سينماهاي حوزه هنري جلوگيري به عمل آورد. اما اين فيلم تنها با 12 سينما در دو روز اول اكران نزديك به 70 ميليون فروخت و در پنج روز 200 ميليون تومان فروش داشت. عطاران قبل از اکران روزهاي سختي را پشت سرگذاشت. منتقدان پس از تماشاي فيلم در جشنواره فجر همگي متفق‌القول بودند که فيلم دو‌پاره است. عطاران براي از بين بردن اين مشکل با تعداد زيادي از همکاران و منتقدان مشورت کرد و در نهايت به اين نتيجه رسيد که فيلم را دوباره تدوين کند. براي اين کار دوباره پشت ميز تدوين نشست و بخشي از صحنه‌هاي مربوط به دوران کودکي را در نيمه دوم فيلم گنجاند تا هم فيلم از دو‌پارگي دربيايد و هم بخش‌هاي خنده‌دار دوران کودکي شخصيت اول که خود اين نقش را بازي مي‌کند در تمام فيلم تقسيم شده باشد.

«خوابم مي‌آد» هم مانند بسياري از فيلم‌هاي امروز سينماي ايران دچار مميزي شد و بخش‌هايي از آن اصلاحيه خورد. عطاران که چندان راضي به حذف اين بخش‌ها نبود اما چاره‌اي جز پذيرش اين اصلاحيه‌ها نداشت و ناچار شد به آنها تن دهد اما خوشبختانه اين اصلاحيه‌ها نتوانست به فيلم لطمه‌اي زيادي بزند. اما کارگردان او را دچار زحمت و ناراحتي زيادي کرد تا جايي که عطاران قبل از اکران و فروش خوب «خوابم مي‌آد» حال و روز خوبي نداشت. اما حالا با سيل تماشاگراني که براي تماشاي اين فيلم آن هم با وجود همزماني با مسابقات جام ملت‌هاي اروپا به سينما مي‌روند، ديگر نگراني وجود ندارد، چراکه مردم عطاران را از خاطر نبردند و با اشتياق به تماشاي فيلم سينمايي او مي‌نشينند.

تبلیغات

 

 

برداشت معمول از مطالب فقط با ذکر منبع به صورت کامل یعنی با دکر عبارت «ماهنامه تجربه»، تاریخ و شماره مجله آزاد است. بازنشر کلی مطالب مجله به هر نحوی، اعم از چاپی، دیجیتالی یا مجازی ممنوع است.